نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
صبا

 

 

مورخ بیگانه ‌ستیز

استاد ناصر نجمی (1297- 1382ش) تاریخ‌پژوه و از روزنامه‌نگاران مخالف حکومت پهلوی و طرفدار نهضت ملّی ایران است. پدرش حاج مرتضی نجم‌آبادی از مالکان روستای نجم‌آباد از توابع استان البرز و پدرِ مادرش از افسران سرشناس ژاندارمری کلنل محمّدتقی پسیان (م1300ش) بود. استاد نجمی درباره خاستگاه خود می‌نویسد: «ما را ابتداً نجم‌آبادی می‌گفتند، چون علاوه بر تهران و سنگلج که خانه‌های ریز و درشتی داشتیم، در نجم‌آباد ساوجبلاغ هم ملک مزروعی و باغاتی دارا بودیم. بعدها نام نجم‌آبادی به نجمی تبدیل شد.» استاد مصطفی نجمی (م1376ش) آهنگ‌ساز و نقّاش مکتب کلاسیک کمال‌الملکی، برادرِ او است.

پس از گذراندن تحصیلات اوّلیه، در رشته‌های معقول و منقول (الهیات) و تاریخ، لیسانس گرفت. از شانزده سالگی و به هنگام تحصیل در دبیرستان البرز تهران، نویسندگی را با نگارش طنزی در مجله «توفیق» آغاز کرد. به جهت علاقه به تاریخ ایران و جهان، در هجده سالگی کتابی درباره «ژرژ کلمانسو» نخست‌وزیر فرانسه به هنگام جنگ جهانی اوّل را ترجمه کرد و در پی آن پس از حمله متّفقین (روس و انگلیس) به ایران، کتاب «دانتون، بزرگترین قهرمان انقلاب کبیر فرانسه» را ترجمه کرد که به وسیله بنگاه انتشاراتی معرفت به چاپ رسید  .

نجمی درباره فعالیّت های سیاسی و مسلّحانه‌اش در واقعه اشغال ایران به هنگام جنگ جهانی دوّم (1318- 1324ش) می‎‎گوید: «آغاز جنگ جهانی دوّم و حمله سربازان انگلیسی و شوروی، ضربه سختی بر پیکر جامعه ایرانی وارد آورد و در میان قشرهای مردم عکس‌العمل‌های سخت پدید آورد. نان که قوت لایموت و خوراک اصلی مردم ما است کمیاب شد و همه چیز از شن و خاک ارّه گرفته تا اشیای دیگر در نان پیدا می‌شد به جز ماده اصلی آن که آرد بود. قحطی تدریجاً چهره کریه و وحشتناک خویش را به مردم ما نشان می‌داد... در همان اوایلی که هنوز تهران در زیر چکمه سربازان روس و انگلیس ناله سر می‌داد و احزاب هنوز به ایجاد سازمانهای خود نپرداخته بودند. من به اتفاق تنی چند از یاران جدّی و مصمّم که غالباً در سال‌های پیش، اوقات خود را در شکارگاه‌ها می‌گذراندیم و کم و بیش تفنگ‌هایی داشتیم که مخصوص شکار حیوانات بود، تحت تأثیر جوّ نگران کننده و جریحه‌دار شده احساساتمان، اقدام به تشکیل یک گروه مبارز نهضت زیرزمینی کردیم... آن روز (سوّم شهریور 1320) مشاهده آن سربازان [ایرانی] تیره‌روز، از دیدگان خیلی از جوانان، اشک غم و اندوه سرازیر کرد. سِرشک گرمی که بر گونه‌های تبدار ما فرو می‌ریخت، التهاب و تلاطمی در دلهایمان به تموّج درآورد، به طوری که من وقتی وارد خانه شدم و ماجرا را به پدرم گفتم، او به من و برادرانم گفت: تفنگ‌های خود را بردارید و خود را به کوهها بزنید، از سربازان متجاوز روس و انگلیس هر چه می‌توانید بکشید و بعد در کوه‌ها مخفی شوید. این افکار و احساسات غیورانه پدر هشتاد ساله ما بود که ما را بر آن داشت که به جای پیشنهاد ایشان، راه‌حل دیگری را تعقیب کنیم و آن هم تشکیل گروه مسلّح زیر زمینی، علیه نیروهای بیگانه بود.»

او از یاران دکتر محمّد مصدق نخست‌وزیر ملّی و مخالف حکومت پهلوی بود. در سال 1320ش با پدیدار شدن آزادی نسبی، به فعّالیت روزنامه‌نگاری در نشریات کیهان و اطلاعات پرداخت. هماهنگ با روشنگری‌های روزنامه «مرد امروز» و سپس «باختر روز» به مدیریت دکتر سیّد حسین فاطمی (م1333ش) وزیر امور خارجه دولت مصدق، به عنوان یک روزنامه‌نگار نقش فعّالی در ملّی شدن صنعت نفت ایران ایفا کرد. در دی 1320ش به همراه گروهی از نیروهای ملّی، حزب مهین‌پرستان را بنیاد نهاد. در سال 1323ش از ائتلاف این حزب و احزاب استقلال، پیکار و آزادیخواهان، حزب میهن تشکیل شد. پس از ملّی شدن صنعت نفت به عنوان مدیر اداره انتشارات و روابط عمومی شرکت ملّی نفت ایران و مدیر روزنامه «خبرهای روز» در شهر آبادان مشغول به کار شد و تا روزی که این شهر و دیگر مناطق نفت‌خیز جنوب به جهت تهدیدهای نظامی انگلستان تخلیه نشده بود، به فعّالیتش ادامه داد.

او درباره ارتباطش با نهضت ملّی ایران می‌گوید: «من در تمام دوران نخست‌وزیری دکتر مصدق، دوش به دوش او حرکت کردم و در نهضت ملّی شدن نفت در کنارش بودم. برای اوّلین بار دکتر مصدق را به میدان بهارستان آوردم و در دفتر روزنامه، میکروفون گذاشتم تا برای جمعیّت حاضر در بهارستان سخنرانی بکند. در همان روز شهید فاطمی و دکتر [کریم] سنجابی (م1374ش) و دکتر [سیّد علی] شایگان (م1360ش) هم حضور داشتند و از من خواستند فرصتی در اختیار آنان بگذارم تا صحبت کنند. می‌خواهم بگویم که من در خیلی از موارد، شاهد زنده رویدادها و حوادث تاریخ معاصر ایران بوده‌ام و به طور مستند در کتاب از سید ضیاء تا بازرگان این مسائل را نوشته‌ام.»

دکتر مصدق در 17آبان 1327ش پس از دریافت یکی از آثار ناصر نجمی، خطاب به او می‌نویسد: «قربانت شوم؛ موقعی که عزم رفتن دِه [احمدآباد] دارم کتاب مرحمتی رسید و از اهدای آن به خودم که هیچگونه شایسته و لیاقت آن را ندارم متشکرم. آن را با خود می‌برم و از مطالعه آن مستفیض خواهم شد و از خدای متعال مسألت می‌نمایم که شما جوانان حساس وطن‌پرست را به خدمت میهن کامیاب و موفق بدارد. درد بسیار است و طبیب نیست، باشد که از بین شما کسی بتواند کشتی بلا دیده ما را به ساحل نجات رساند. بیش از این مصدّع نمی‌شوم و بقیه تشکّرات قلبی و صمیمی خود را موکول به مراجعت به شهر و زمان تشرّف محوّل می‌نمایم و در خاتمه سلامت وجود محترم را خواهانم.»

وقتی مصدق از سال 1335ش با تصمیم حکومت پهلوی محکوم به اقامت اجباری در روستای احمدآباد می‌شود، در آن سالها نجمی تلاش کرد که از طریق روستای نظرآباد کوچک به احمدآباد برود و با مصدق دیدار کند. او در این باره می‌نویسد: «نگارنده ‌که‌ همواره ‌خاطرات غرورانگیز این انسان مبارز ‌والا را در قلب خود زنده‌ نگاه‌ داشته ‌بودم سعى زیادى به‌کار بردم که‌در آن دقایق و لحظات آخر، از مصدق دیدار کنم ولى این موهبت دست نداد تا آنکه ‌با خود اندیشیدم اگر به ‌دِه‌نظرآباد [کوچک] که‌در نزدیکی قریه‌احمدآباد قرار دارد و متعلّق به‌یکى از بستگانم [است] بروم شاید او را حین گردش در مزارع و کشتزارهاى احمدآباد ببینم. به‌ همین قصد و نیّت به‌آنجا رفتم. یکى دو روز ماندم و چشم به ‌صحرا و افق نزدیک دوختم اما از وى خبرى نبود تا روزى که‌گردشکنان به‌ کنار نهرى رسیدم که‌حدّ فاصل میان نظرآباد [کوچک] و احمدآباد بود. آنجا مردى روستایى چوب به دست را دیدم که‌ از این نهر بازدید می‌کند. از هویتش و کارش پرسیدم گفت پاکار دکتر مصدق هستم. این سخن او بارقه‌اى بود که ‌براى لحظه‌اى قلبم را روشن ساخت. گفتم دکتر کجاست و چه‌ می‌کند؟ آیا دیگر براى هواخورى و گردش به ‌این طرف نمی‌آید؟ گفت: کمى کسالت دارد و استراحت می‌کند. از وى خواستم که‌کارت مرا به ‌ایشان برساند و قبول نمود. فوراً کارتى از جیب درآورده ‌و روى آن چند سطر که ‌حکایت از ارادت و وفادارى همیشگى من می‌کرد و دعاى خیر مرا براى سلامتى ایشان به همراه‌ داشت، نگاشتم. با خوشحالى پذیرفت و کارت را گرفت و رفت. آن وقت برخلاف انتظار یکى دو ساعت بعد که ‌در خانه‌اى در نظرآباد [کوچک] نشسته ‌بودم خبر آمدن پاکار دکتر مصدق را به‌ من دادند. فوراً به ‌نزدش رفتم و از علّت آمدنش پرسیدم. دست در جیب کت خود کرد و کارتى از آن بیرون آورده ‌به ‌من داد؛ کارت مصدق بود با کلماتى مهرآمیز و شوق‌انگیز? با تشکّر فراوان پیغام شفاهى فرستاده‌ مصدق این بود که‌ اگر وضع مزاجی‌اش اجازه‌ می‌داد براى دیدن بنده‌گردشکنان به‌آن حدود می‌آمد و متأسف بود که ‌توانایى این کار را ندارد. این کارت جوابیه ‌براى صدمین بار از نزاکت و ادب و انسانیت و بزرگوارى مصدق حکایتها داشت که ‌من و دوستانم بارها آن را آزموده‌ بودیم. البته ‌در روزهاى عادى و اکنون این قهرمان در بند‌ شده‌ علیرغم کسالت مزاج بیمارى، خود را مقیّد و پای‌بند آن اصول عالیه‌ می‌دید. بله، ‌این آخرین ارتباط و مراوده‌ من با مخدوم مهربانم آن انسان متعالى و بزرگوار بود تا آنگاه‌که‌ خبر درگذشتش را شنیدم و همه ‌در سوگ و ماتم شدیم. خبرى که ‌فقط دو سه ‌سطر از صفحات روزنامه‌آن هم صفحات وسط را اشغال می‌کرد که‌خود نشان‌دهنده این معنى بود که ‌محمّدرضا پهلوى حتّى از پیکر بی‌جان او بیم و هراس و وحشت داشت.»

نجمی از سال 1324ش در اداره کل تبلیغات و رادیو به عنوان رئیس اداره اخبار رادیو مشغول به کار شد و مدّت شش سال از رادیو تهران برنامه «یادی از گذشته» را نوشته و اجرا کرد. آخرین فعالیّت اجرایی او، مدیرکل روابط عمومی وزارت کشور در سال 1357ش بود. او در 10خرداد 1382ش درگذشت. ‏

‏ شمار آثار نجمی را نود عنوان کتاب نوشته‌اند: ببر فرانسه، ژرژ کلمانسو نخست‌وزیر فرانسه در زمان جنگ اوّل بین‌الملل (ترجمه و نگارش)؛ دانتون، بزرگترین قهرمان انقلاب کبیر فرانسه (ترجمه)؛ یعقوب لیث، شیرمرد سیستان؛ دارالخلافه طهران؛ طهران عهد ناصری؛ چهره امیر (کاوشی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در دوره امیرکبیر)؛ دولتهای ایران از سوّم اسفند 1219تا انقلاب اسلامی سال 1357؛ از سیّد ضیا تا بازرگان؛ ایران قدیم و طهران قدیم؛ سرگذشت حسن صباح و قلعه الموت؛ امواج خون‌آلود (ترجمه)؛ کمال‌الملک؛ حوادث تاریخی ایران از سوّم شهریور1320تا 28مرداد 1332 (خاطرات سیاسی نویسنده)؛ وزیران مقتول از جعفر برمکی تا دکتر حسین فاطمی؛ مولانا (جلال‌الدین رومی)؛ واسموس آلمانی در میان دلاوران تنگستانی و قشقایی؛ قهرمانان ناکام ایران از ابومسلم خراسانی تا کلنل محمّدتقی پسیان؛ فاتح هرات؛ عباس‌میرزا نایب‌السلطنه و جنگهای ایران با روسیه تزاری؛ سلحشوران شمشیر شکسته؛ شعله جاویدان؛ انقلاب کبیر فرانسه؛ قیام بابک خرمدین؛ نهضت سرخ عَلم‌های مازندران؛ آریوبرزن، آخرین سردار هخامنشی مدافع دلاور تخت جمشید؛ جلال‌الدین خوارزمشاه؛ با دکتر مصدق و دکتر فاطمی؛ سرزمین جاوید؛ بازیگران عصر محمّدرضا شاهی؛ پاسداران ایران‌زمین؛ چهره‌های درخشان عصر قاجار؛ تهران در گذرگاه زمان؛ خواجه مخوف (آقامحمّد خان قاجار)؛ ترکان خاتون ملکه خونریز خوارزم؛ نادرشاه افشار؛ لطفعلی خان زند؛ سورنا، بزرگترین سردار اشکانی؛ مصدق بر مسند قدرت؛ تاریخ استعمار انگلیس در ایران؛ خورشید دیلمان؛ فرمانروای خوفناک؛ داستانهای تاریخی حماسه‌سازان ایران؛ وثوق‌الدوله و قرارداد ننگین 1919؛ یادداشت‌های محرمانه ادوارد براون؛ مازیار؛ ایران میان توفان؛ مدرس؛ مبارز بزرگ: مصدق؛ طهران در یک قرن پیش؛ فرمانروای الموت (حسن صباح)؛ ملکخاتون شیرزن دیالمه.

منابع: محمّد ترکمان، نامه‌های دکتر مصدق، ج 1، ص 101؛ ناصر نجمی، با مصدق و دکتر فاطمی، ص 145؛ حسین عسکری، دشتی به وسعت تاریخ، ص 312؛ ماهنامه تصویر ساوجبلاغ، ش 35، ص 8؛ کیهان فرهنگی، ش 201، ص 51؛ محسن مدیر شانه‌چی، فرهنگ احزاب و جمعیت‌های سیاسی ایران، ص 97؛ روزنامه ایران، ش 2272، ص 32.

- نشر نخست این مقاله در: حسین عسکری، «استاد ناصر نجمی؛ مورخ بیگانه‌ ستیز»، روزنامه اطلاعات، سال 92، ش 26845، ضمیمه فرهنگی، ش 330، چهارشنبه 26 مهر 1396، ص 7.


مقاله فوق در وب سایت روزنامه اطلاعات


درباره استاد مصطفی نجمی برادر استاد ناصر نجمی


نوشته شده در  سه شنبه 96/7/25ساعت  7:27 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

آشنایی با فعالیت های مرکز اسلامی «تیچینو»ی سوئیس

سلمان میرزایی: حجت الاسلام والمسلمین سید مقتدا حسینی ابهری از مبلغان فعال در عرصه بین المللی است. وی که ایرانی الاصل است مدیریت «مدیر مرکز فرهنگی اسلامی امام علی (ع)» واقع در «ایالت تیچینو»ی سوئیس را بر عهده دارد. تیچینو (Repubblica e Cantone Ticino) یکی از کانتون‌های - یا همان ایالت های - کشور سوئیس است که در جنوب آن واقع شده و با ایتالیا مرز مشترک دارد. زبان عمده در شهرهای این کانتون زبان ایتالیایی است و از شهرهای مهم آن می‌توان به «لوگانو» و «لوکارنو» اشاره کرد. کنفدراسیون سوئیس 26 کانتون دارد که تا زمان تشکیل دولت فدرال در سال 1848، هر کدام از آنها یک دولت مستقل بوده و دارای مرز، پرچم و ارتش خود بود. آقای حسینی ابهری که از اعضای مرتبط با مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت (ع) است و برای شرکت در ششمین اجلاس این مجمع به تهران آمده بود، با خبرنگار خبرگزاری اهل بیت علیهم السلام (ابنا) به گفتگو نشست و به معرفی مرکز اسلامی شیعیان در تیچینو پرداخت. متن گفت و گوی ابنا با این فعال مذهبی اروپا را بخوانید: ادامه مطلب...

نوشته شده در  جمعه 96/6/17ساعت  9:13 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

نمرده است و نمیرد حمید میرخانی

استاد عباس میرخانی در شهریور 1383 به مناسبت کوچ سوگناک پزشک متعهد دکتر سیّد حمید میرخانی، غزل زیر را سروده است. این شعر به خط زیبای استاد سید احمد میرخانی خوشنویسی شده است. استاد عباس میرخانی متولد سال 1325 خورشیدی در روستای تالیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ است که از همان کودکی با خانواده اش در شهر تهران ساکن شده است. استاد میرخانی از شاعران غزلسرای معاصر ایران است. اشعارش بیشتر در سبک هندی و گاهی هم عراقی است. وی در انجمن های ادبی تهران نشو و نما یافته و تحصیلات عالی دارد. مهربانی، تواضع، نظم، وسعت دید و شناخت قابل تحسین از تاریخ و  ادبیات معاصر ایران از جمله ویژگی های این شاعر خوش قریحه است. در همان نخستین دیدار با استاد میرخانی در زمستان 1391 یکی از مجموعه اشعارش با عنوان «یادگار دفتر عمر» را به یادگار گرفتم. این کتاب در شمارگان 3000 نسخه در سال 1376 به کوشش نشر نشانه در تهران منتشر شده است. «به یاد مذهب رندان» دیگر مجموعه اشعار استاد میرخانی است.



نوشته شده در  سه شنبه 96/6/14ساعت  4:12 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

رازی شناسی در تحقیقات تاریخ پزشکی ایران، مدیون پژوهشگر البرزی است

کد خبر: 82641089 (6134167 ( - تاریخ خبر: 1396/6/1 - ساعت ارسال: 13:55

کرج - ایرنا - البرزپژوه و پژوهشگر البرزی گفت که رازی شناسی در تحقیقات تاریخ پزشکی ایران، مدیون تلاش ها و مطالعات پژوهشگر البرزی است. دکتر حسین عسکری روز چهارشنبه اول شهریور 1396 در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به فرارسیدن روز یکم شهریور ماه، روز پزشک افزود: محمّد بن زکریای رازی (درگذشت 313ق) حکیم، طبیب و شیمیدان نامدار ایرانی در اوایل قرن چهارم هجری قمری است. وی با اشاره به اینکه روز پنجم شهریور نیز در تقویم ایران، روز داروسازی و روز بزرگداشت زکریای رازی نامگذاری شده، اظهار داشت: رازی آثار قابل توجّهی درباره پزشکی، شیمی و فلسفه نوشته است. وی ادامه داد: رازی کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) است و درباره کیهان‌شناسی، منطق و ریاضیات هم نظراتی علمی داشت. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/6/1ساعت  4:17 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

جنگلی مشروطه خواه

میرزا محسن خان نجم آبادی (م 1336ش) فرزند شیخ محمّدتقی مجتهد و نوه شیخ هادی نجم آبادی، از مبارزان کمتر شناخته شده مشروطیت و نهضت جنگل است. در خردسالی با پدر و پدربزرگش به حوزه علمیه نجفاشرف رفت و در آنجا زبان عربی را به خوبی فراگرفت. پس از بازگشت به تهران به پیشنهاد پدربزرگش، از کسوت روحانیت خارج شد و در گرمابه عمومی محلّه سنگلج تهران و زمین های کشاورزی روستای کرشته از توابع شهرستان شهرستان شهریار به کار پرداخت. پدر او از روحانیون ضدّ مشروطه و از یاران شیخ فضل الله نوری (م 1327ق) بود.

او درباره تاثیر شیخ هادی نجم آبادی (م 1320ق) در شکل گیری اندیشه اش می نویسد: «دوران کودکی من مصادف بود با آخرین سال های حیات مرحوم شیخ هادی نجم آبادی جدّ بزرگوارم. اخلاق و رفتار وی را همه می دانستند و می شناختند. افکار آزادی وی با وضع روز تطبیق نمی کرد، به همین جهت وی همیشه از حکومت مطلقه اظهار نفرت می کرد و در خیال حکومتی به طرز جمهوری بود. این افکار درما هم اثر کرد و بر روی همین سنخیت با آزادی خواهان و روشنفکران و کسانی که از وضع روز، ناراضی بودند آشنا شدم.» وی به خاطر می آورد که شیخ هادی در سحرگاه دوّم ربیع الاول 1314ق او را از خواب بیدار کرده و می گوید: «محسن، پاشو برو تماشا کن، می خواهند یک وطن پرست (میرزا رضا کرمانی ضارب ناصرالدین شاه قاجار) را اعدام کنند.» 

ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/5/18ساعت  12:39 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

در سوگ بزرگ استاد بزرگوارغلامحسین دبیران

 علی اکبر صفری

پژوهشگر موسسه کتابشناسی شیعه قم

این زندگی حلال کسانی که همچو سرو آزاد زیست کرده و آزاد رفته اند. خبر سهمگین بود استاد دبیران درگذشت... زمانی که مقاله «دبیر اعلم ساوجبلاغی» و «کتاب چاره ساز و دبیر اعلم ساوجبلاغی» در چند سال گذشته نوشتم؛ بیش از بیست سال بود پی خاندان دبیر اعلم بودم و سعادت یار شد سال گذشته با راهنمایی سرکار خانم دکتر حکیمه دبیران این خاندان علمی و هنری را شناختم. دبیر اعلم فرزند میرزا محمد منشی ساوجبلاغی (از هنرمندان و خوشنویسان دربار فتحعلیشاه قاجار) بود و فرزندش میرزا محمد تقی دبیراعلم نیز در وزارت رسائل خاصّه ناصرالدین شاه به خدمت مشغول بود. فرزند وی میرزا شفیع دبیران چند فرزند داشت که یکی مرحوم استاد غلامرضا دبیران (استاندار یزد) بود و دیگری سرهنگ غلامحسن دبیران و آخرین؛ مرحوم علامحسین دبیران.

دریغا تنها یک بار توفیق شد همراه با استاد مهاجرانی و همسرشان سرکار خانم دکتر دبیران خدمت ایشان برسم و از چشمه سار زلال اندیشه و هنر او لبی تر کنم. قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و بسیاری از ادعیه کمیل ، توسّل... کتابت کرده بود و با نستعلیق بسیار دلنشین و دهها مرقّع و قطعه چشم نواز قلم زده بود. دو تالیف داشت یکی به نام لیلة القدر و امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگری یادداشت های پراکنده در شرح دیوان حافظ. در کتاب  لیلة القدر و امیرالمؤمنین (ع) با خط نستعلیق شمّه ای از فضائل بی پایان حضرت امیر علیه السلام را با بیان شیوا و رویکرد تفسیری نوشته بود. آداب میهمان نوازی و احترامات را به بهترین وجه ممکن ادا می نمود و آن گونه که در فرهنگ قدیمی مرسوم بود در صحبت و برخورد بزرگوارانه، وجودش سراپا ادب بود آداب دانی.  

زندگی نامه او را با چند پرسش به دست آوردم و افسوس که اطلاعات سرشاری از تاریخ و فرهنگ منطقه ساوجبلاغ داشت و علاقه ای شگفت انگیز به این منطقه. به آن اندازه که در تهران منطقه قلهک زندگی می کرد ولی در  روستای آباء و اجدادی خود کریم آباد نظرآباد به زراعت و کشاورزی مشغول بود. اشعار پراکنده ای داشت که همتی از خانواده ایشان می طلبد تا به تدوین آن اقدام کنند. ارادت ویژه ای به اهل بیت عصمت و طهارت  علیهم السلام داشت، مخصوصاً در مدح امیرالمومنین بسیار می گفت و می نوشت. احادیث حضرت را به نستعلیق زیبا نوشته بود و برای حضرت شعر می سرود و شماری از آن چنین بود:

انا مدینة العلم و علی بابها

باب شهر علم پیغمبر علیست

ظاهر است این باطن ار خواهی که چیست؟ 

گفته­ ی یزدان ز قرآن بازخوان

شرحی از «واتو البیوت»است این بدان

ای علی ای باب علم مصطفی

ای تو مقصود از «و من یرجوا لقاء»

ای همه آیات قرآن شرح تو

باب علم مصطفی خود طرح تو

باز باش ای باب علم مصطفی

تا رسد بر مصطفی علم از خدا

باز باش ای باب علم و باب نور

نورباران کن نبی را همچو طور

آنچنان کز بازتابش این جهان

غرق علم و نور گردد جاودان

باز باش ای باب تا ما تشنگان

سوی بحر آییم از پیر و جوان

باز باش ای باب رحمت کاین رهی

با فروغت وارهد از گمرهی پ

تا تو باب شهرعلمی ای احد

من غلام شهر علمم تا ابد

استاد غلامحسین دبیران متولد 1305 در تهران بود و پس از نود سال زندگی سه شنبه گذشته (سیزدهم خرداد) چشم از جهان فرو بست و در قطعه 308 آرامستان بهشت زهرا آرام گرفت. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

 مقاله فوق در وب سایت موسسه کتابشناسی شیعه

انتشار تصویر دبیر اعلم ساوجبلاغی و فرزندش برای نخستین بار 


نوشته شده در  یکشنبه 96/4/18ساعت  8:6 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

تخته سیاه های محوطه باغ ملّی شیراز

خانم دکتر حکیمه دبیران (متولّد 1327ش) فرزند فرهیخته شادروان استاد غلامرضا دبیران است. ایشان استاد شناخته شده زبان و ادبیات فارسی و دارای دکتری این رشته از دانشگاه تهران است. از سال 1364 تا 1367ش ریاست دانشگاه الزهرا را برعهده داشت. دارای مقالات متعدد پژوهشی، ادبی، عرفانی و اشعاری به سبک سنّتی است. تصحیح و تحشیه فرهنگ شرفنامه منیری از جمله آثار چاپی اوست. پژوهشگر فرهنگستان زبان ایران (1352ش)، عضویت در هیئت امنای دانشگاه ‌های کشور، شورای فرهنگی و اجتماعی زنان وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست دانشکده برون مرزی دانشگاه پیام نور، معاون پژوهشی دانشگاه تربیت معلم از سوابق علمی و پژوهشی دکتر دبیران است. از اوست:

نقش ما را آن چنان زد نقش پرداز الست

مهر من در جان تو مهر تو در جانم نشست

...چون تویی آیینه سرّ جمال ایزدی

جلوه‌ای جز مهر حق در آن نشاید نقش بست

...کی تواند چشم برگیرد ز رویت لحظه‌ای

تا حکیمه باشد از کیفیت چشم تو مست

خانم دکتر دبیران روز پنج شنبه 15 تیر 1396 پس از مطالعه مقاله بنده درباره استاد دبیران در روزنامه اطلاعات، پیامی به شرح زیر به همراه یک قطعه عکس منتشر نشده از مرحوم پدر را از طریق تلگرام ارسال کردند: «سلام جناب آقای حسین عسکری. خیلی زحمت کشیدید و لطف فرمودید. آقای مهاجرانی هم سلام می رسانند. به دوستان محترم هم سلام برسانید. این عکس هم در مدّت مأموریّت مرحوم دبیران در شیراز گرفته شده که دستور داده بودند چند تخته سیاه در محوطه باغ ملّی شیراز نصب کنند تا مورد استفاده دانش آموزان باشد. توضیح آن را به صورت نامه ای برای یکی از خواهرانم فرستاده بودند. به هرحال التماس دعا و خدمت سرکار خانم هم عرض سلام دارم.» گفتنی است مرحوم غلامرضا دبیران از سال 1340 تا 1341ش شهردار شیراز بود.

بخش اول مقاله

بخش دوم مقاله

مقاله ام در وب سایت روزنامه اطلاعات

دیگر تصاویر...

نوشته شده در  جمعه 96/4/16ساعت  12:31 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

یادی از نیک مرد عرصه سیاست و ادب

بخش اول

استاد غلامرضا دبیران (1296 - 1365ش) شاعر، نویسنده، مترجم، خوشنویس و فعّال اجتماعی معاصر است که ریشه در روستای نجم آباد از توابع استان البرز دارد. پدرش میرزا شفیع دبیران مشهور به دبیر افخم (م -1333ش) فرزند میرزا تقی ساوجبلاغی مشهور به دبیر اعلم و مادرش صدیقه نجم آبادی فرزند شیخ علی نجم آبادی است.  

تعبیر «علی بن یقطین» درباره استاد غلامرضا دبیران را برای نخستین بار حجت الاسلام والمسلمین سیّد علی محمّد وزیری یزدی (م 1356ش) بنیانگذار کتابخانه وزیری یزد به کار برده است. علی بن یقطین بن موسی بغدادی (124 - 182ق) محدّث، فقیه، متکلّم و از یاران نزدیک امام موسی کاظم علیه السلام است. او با وجود شیعه بودن، از وزیران حکومت عباسی و مورد اعتماد آنان بود. به نظر شیعیان و بنا به شواهد تاریخی و روایی، ورود او به دستگاه خلافت با اجازه و راهنمایی امام هفتم شیعیان بوده است.

استاد دبیران تحصیلات خود را در زادگاهش تهران با فراگیری قرآن کریم نزد پدر و پدربزرگش آغاز کرد و همزمان با حفظ قرآن به تکمیل آموخته‌های ادبی و هنر خوشنویسی پرداخت. پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی اش را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گذراند. «تاریخ قرآن کریم» عنوان پایان نامه کارشناسی او است که در سال 1321ش به راهنمایی دکتر بدیع الزمان فروزان فر (م 1349ش) نوشته شده است. او در سال 1323ش در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما این دوره را ناتمام گذاشت. ادامه مطلب + تصاویر...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/4/14ساعت  7:52 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

یادی از نیک مرد عرصه سیاست و ادب

بخش دوم

او به هنگام تصدّی مسئولیت های دولتی در دوره پهلوی، فعالیّت‌های مذهبی و اجتماعی آگاهانه ای داشت که از این جهت با جریان انقلاب اسلامی همسو می شد:

- محمّدضیاء اولیا سردبیر ماهنامه تدبیر آینده (چاپ یزد) درباره علایق مذهبی دبیران می‌نویسد: «خصوصیاتی همچون حافظ قرآن، حافظ  نهج البلاغه… مقیّد به نماز اوّل وقت و نماز شب و دایم الوضو بودن از وی یک مسئول و خدمتگزار کم سابقه در تاریخ پیش و پس از انقلاب ساخته است.» بانو عفت محمّدی همسر دبیران در این باره می گوید: «آقای دبیران 27ساله بود و پیش از خواستگاری، من و ایشان با اینکه فامیل [دختر عمو و پسر عمو] بودیم همدیگر را ندیده بودیم! چرا که در خانواده ما رسم نبود دختر جلوی نامحرم بیاید. مرحوم دبیران فردی پاک و درست بود و توجّه جدّی به نماز و قرآن فرزندان داشت.»

- دبیران که رییس دفتر رمز و محرمانه نخست وزیر دکتر محمد مصدق (م 1345ش) بود در سال 1330ش پیش از سفر مصدق به ژنو به او این گونه توصیه می کند: ادامه مطلب + تصاویر...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/4/14ساعت  7:50 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

پژوهشگر زنجانی  - البرزی در همسایگی استاد منزوی

به خاطر دارم روز 25 امرداد 1392 در خیابان هفتم شرقی روبروی گل فروشی آلیس در گوهردشت کرج در آپارتمانی کوچک اما با صفا، خدمت استاد کریم نیرومند (محقق) رسیدم. بیمار بود اما مهربانانه من را پذیرفت. درباره زنجان، ابهر و قیدار و نسبت فرهنگی غرب استان البرز (ساوجبلاغ و نظرآباد) با زنجان دو ساعت گفت و گو کردیم. عجیب است که استاد نیرومند، هم خودش و هم آثارش در البرز بسیار غریب است. می گفت در زنجان هم غریب است. من را با تلخی و به کنایه نصیحت کرد که دست از پژوهش و البرزشناسی بردارم چون این عرصه، دشوار و پر از بی مهری متولیان امر است و نتیجه ای غیر از خستگی، بیماری و فقر ندارد. در ورای این سخنان تلخ، پیامش را گرفتم. با اجازه، کتاب چند جلدی و چاپ نشده «تاریخ زنجان» را ورق زدم. پژوهشی دقیق و مستند است که امیدوارم به زودی منتشر شود. او در پایان آن دیدار شیرین، کتاب «مشاهیر شهرستان تاریخی خدابنده» را به بنده هدیه داد و متواضعانه در صفحه نخست آن نوشت: «این یک مجلّد از تألیفات و ترجمه های خودم را به آقای حسین عسکری می دهم که با کمال دقّت مطالعه و نکات انتقادی و ارشادی را با کمال انصاف به مولّف ابلاغ فرماید.»

شامگاه روز 16 فروردین 1396 به دلم افتاد به مناسبت نوروز، سراغی از استاد بگیرم. اما متأسفانه دریافتم که ایشان یک سال پیش در روز 8 فروردین 1395 غریبانه در شهر کرج درگذشته است. خیلی متأثر شدم. در رسانه های استان البرز هیچ خبری نبوده و در زنجان هم به خبرهایی کوتاه و کلّی اکتفا شده بود. به یاد نصیحت آن مرحوم افتادم...

این مورخ، پژوهشگر و جغرافیدان زنجانی متولد 1310 خورشیدی بود که پس از پیروزی انقلاب، در گوهردشت کرج سکونت گزید. آثار استاد نیرومند محل رجوع پژوهشگران در شناخت فرهنگ و تاریخ استان زنجان است. تذکره سخنوران و خطاطان زنجان (چاپ 1347)، شرح زندگانی دانشمندان، روات، رجال لشکری و کشوری استان زنجان (چاپ 1385)، مشاهیر (عرفا، حکما، شعرا و هنرمندان) شهرستان تاریخی خدابنده (چاپ 1388)، تاریخ پیدایش تصوف و عرفان و سیر تحول و تطور آن (بخش اوّل)، عرفا و حکمای استان زنجان (بخش دوّم) (چاپ 1364) و حاج میرزا علی اصغرخان مشیرالممالک زنجانی معروف به حاجی وزیر از جمله آثار چاپ شده استاد نیرومند است. او 14 عنوان کتاب درباره زنجان نوشته که هنوز 9 جلد آن منتشر نشده است.

استاد کریم نیرومند سال ها به معلمی مشغول بود و همزمان با آن به تحقیق در فرهنگ، هنر و تاریخ زنجان می پرداخت. پیکر این پژوهشگر زنجانی - البرزی در آرامستان پایین زنجان و در کنار آرامگاه استاد حسین منزوی غزل سرای نامدار ایران به خاک سپرده شده است. او همیشه در آثارش از نام اصیل «زنگان» به جای نام مجعول «زنجان» استفاده می کرد. روحش شاد و قرین رحمت الهی باد.

- نشر نخست این یادداشت در: حسین عسکری، «پژوهشگر زنجانی - البرزی در همسایگی استاد منزوی»، روزنامه پیام آشنا، سال سوم، ش 867، شنبه 19 فروردین 1396، ص 8.


تصاویر و اسناد...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/1/16ساعت  2:10 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
ساوجبلاغ خاستگاه این نوع گوسفند است
موفقیت تازه ابوطالب قادری هنرمند نظرآبادی
یادداشت مهیار قاسمی درباره روستای ایستای طالقان
چاپ مدخل ساوجبلاغ در دانشنامه جهان اسلام
استناد مدرس دانشگاه زنجان به دو مقاله ام درباره نجم آبادی
انتشار کتابی به زبان یونانی از استاد حکمت الله ملاصالحی
تازه ترین خبر از کوشش های علمی پروفسور حسین نجم آبادی
درباره یوسف دانش صدیق هنرمندی از شهرستان نظرآباد
مقاله ام درباره میرزا احمد آذری در روزنامه اطلاعات
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]