نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
نبرد ایران و اسرائیل

توضیحات نویسنده وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی

ادای دین به سرزمین چشمه ساران و خداحافظی

همانگونه که خوانندگان گرامی وبلاگ «ساوجبلاغ پژوهی» می دانند، این وبلاگ در 20 آبان 1386 راه ­اندازی گردید و در عمر حدود پنج ساله خود، 695 مطلب درباره شهرستان های ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد را منتشر کرد. آخرین مطلب، تاریخ 25 اسفند 1391 را بر پیشانی خود دارد. از اول سال 1392 تصمیم گرفتم که به مدت نامعلوم از شما خوانندگان فرهیخته خداحافظی کنم؛ چون به دلیل اشتغال به تحصیل، دیگر فرصت قلم زدن درباره منطقه تاریخی و فرهنگی ساوجبلاغ برایم فراهم نیست. گمان کنم 695 مطلب، برای ادای دین بنده به زادگاهم کافی باشد. یا علی مدد. به امید دیدار.


نوشته شده در  شنبه 92/1/24ساعت  8:1 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

سفر نوروزی به ساوجبلاغ؛ سرزمین چشمه های سرد

شهرستان ساوجبلاغ با وسعتی حدود یک هزار و 22 کیلومتر متر مربع از شمال به ارتفاعات البرز و شهرستان طالقان، از غرب به استان قزوین و شهرستان نظرآباد و از شرق و جنوب به شهرستان کرج محدود می شود. ساوجبلاغ دارای سه بخش چهارباغ، چندار و بخش مرکزی است و پنج شهر شامل شهرهای جدید و قدیم هشتگرد، کوهسار، چهارباغ و گلسار دارد. ساوجبلاغ یک واژه ترکی به معنای «چشمه سرد» است و این نام به خوبی نشان دهنده طبیعت شگفت، سرسبز و پر از رودخانه­ها و چشمه­های این منطقه است .

ادامه مطلب

نوشته شده در  جمعه 91/12/25ساعت  8:7 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 مدرسه صالحیه قزوین از بزرگترین مرکز علمی ایران در قرن سیـزدهم هجری است که توسط حاج شیخ محمدصالح برغانی در سال 1262 قمری بنیانگذاری شده است.

 

شیخ محمدصالح برغانی گفت که در غیبت کبری، اختیارات شاه محدود است

در سده سیزدهم، در سال 1220 هجری قمری بود که ملامحمدصالح برغانی از عتبات به تهران بازگشت، این هنگام روس­ها، سپاهیان فتحعلی­شاه را در هم شکسته و بسیاری از شهرهای شمالی ایران به اشغال روسیه تزاری درآمده بود، انگلستان نیز می رفت تا چمبره نفوذ خود را در سرتاسر جنوب ایران بگستراند. ملامحمدصالح، به ناکارآمدی حکومت یورش آورد و فتوا داد که هرگونه جنگ و صلح و گفت­و­گو با دولت­ها و کشورهای خارجی، نیاز به اجازه فقها دارد. این فتوا، شاه را ناگزیر کرد که روحانیان طراز اول را به کاخ گلستان فرابخواند. آن روز در برابر شاه، نشست برگزار شد. سه برادر، ملامحمد صالح برغانی، ملامحمد تقی برغانی و ملامحمدعلی برغانی هم در این نشست بودند. ملامحمدصالح آشکارا گفت که در غیبت کبری، اختیارات شاه محدود است و باید برای رایزنی از قرآن و سنت بهره گرفته شود که این هم از اختیارات روحانیت است. در برابر، ملامحمدعلی جدلی  مازندرانی که با دربار روابطی گرم و صمیمی داشت، به مخالفت برخاست و دمی بعد، مشاجره شدت گرفت و خشونت از کلام به عمل گرایید، برادران برغانی بی­واهمه یورش آوردند. روحانیان حاضر در دربار دو شق شدند، بخش بزرگتر سوی برغانی­ها را گرفتند و دیگران به هواداری از دربار به ستیز با گروه رودررو برخاستند. جنگ لفظی و کتک­کاری شاگرد و استاد (1) شاه را سخت آزرد. فتحعلی شاه، خشمگین از عمل برغانی­ها، آن­ها را تبعید کرد.

ملامحمدصالح به  عتبات رفت و از آنجا نیز به حجاز سفر کرد و در مکه و مدینه سکنی گزید. پس از چندسال به ایران بازگشت و به قزوین رفت. مدرسه صالحیه  را پی افکند با نگرشی دیگرگونه و رویکردی نو به جامعه. مدرسه صالحیه دارای رشته­ها و گروه­های آموزشی بود و ویژگی­های بسیار داشت. نخست: آن که رشته­های درسی مختلفی را آموزش می­دادند، همانند: فقه، طب، اصول، تفسیر و حدیث، ادبیات و عرفان. دوم: راهیابی زنان به آموزشی­های دینی که می­توان برای نمونه چند زن از خانواده برغانی را نام برد که آموزندگان این مدرسه بودند، میرزا ماه شرف برغانی، آمنه خانم قزوینی، رقیه برغانی و... (2) سوم: فتاوی نو و تجددخواهانه که یکی از انگیزه­های آن حضور روحانیون نامداری چون شیخ جعفر کبیر مؤلف کاشف الغطاء، شیخ احسایی، آخوند ملاآقا حکمی و... و بنگریم به شاگردان که برخی را نام می­بریم: میرزای شیرازی (اول)، سیدجمال­الدین اسدآبادی، میرزا کوچک جنگلی و طنزسرای معروف دوره مشروطه و مدیر نشریه­ای که مردم آن را مشتاقانه می­خریدند و می­خواندند، یعنی سیداشرف الدین گیلانی مدیر و سراینده روزنامه نسیم شمال. علمای مدرسه صالحیه درباره مسائل روز نظریاتی نوگرا داشتند که می­توان به «فتوای عدم حرمت حلق لحیه (ریش­تراشی) و فتوا در حلیت موسیقی ودیگر مسائل مبتلا به روز» (3) اشاره داشت.

پانوشت ها: 1. محمدصالح برغانی در قزوین، مقدمات را نزد ملا محمدعلی جدلی خوانده بود. (علی کرباسی زاده اصفهانی، حکیم متاله بیدآبادی، ص 145) / 2. همانجا،  صص 4 و 143 / 3. همانجا، زیرنویس ص 43. (به نقل از: وبلاگ نقد و بررسی تاریخ ایران، نوشته غلامحسین مراقبی).


نوشته شده در  جمعه 91/12/18ساعت  9:56 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

استاد بهزاد میرخانی  

 

مدرس شناخته شده موسیقی کلاسیک در ایران و اروپا

استاد بهزاد میرخانی (متولد 1348خورشیدی در تهران) آهنگ­ساز و مدرس شناخته شده موسیقی کلاسیک در ایران و اروپا است. پدر ایشان استاد سید احمد میرخانی (متولد 1318 خورشیدی) خوشنویس و کاتب قرآن کریم، متولد روستای تالیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز است. کالج موسیقی لندن از دانشکده های دانشگاه لندن غربی از اکتبر سال 2010 میلادی، استاد میرخانی را به عنوان مدرس رسمی خود معرفی کرده و آزمون کتبی اش را ژوئن هر سال در تهران همزمان با مراکز کالج لندن در کشورهای دیگر برگزار می­کند. «آخرین برگ»، «آستوریاس»، «شیفته»، «جوانه­ها»، «راپسودی ایران»، «رقص گیتار» و «مثل برگ» نام آلبوم­های موسیقی منتشر شده وی در ایران است. همچنین آثاری همانند «آخرین برگ»، «هفتاد دقیقه با عاشقانه­های گیتار»، «کی مای» و «نت­های تنظیم شده برای گیتار» را در خارج از ایران منتشر کرده است.

 

 BEHZAD MIRKHANI 

نوشته شده در  جمعه 91/12/11ساعت  8:0 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

قرآن کریم به خط نستعلیق استاد سید حسین میرخانی 

 

به قرآن من افتخار کن، نه به کمانچه‌ نوازی‌ام !

بانو اشرف‌السادات میرخانی سال‌ها است که در حفظ‌  و حراست میراث پدرش استاد سیدحسین میرخانی (متولد 1286 خورشیدی در روستای تالیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ) اهتمام کامل داشته و دارد. هر چیز فرد و کلان، که بارقه‌ای از معرفت پدر را بنماید، نزد او گرامی ا‌ست و از این بابت کامل‌ترین مرجع برای کسب اطلاعات. آنچه در پی‌ می‌آید، متن گفت­وگویی است که با ایشان صورت گرفته است:

- آداب خوشنویسی مرحوم میرخانی چگونه بود؟

- پدرم چون قرآن را کتابت می‌کرد، هرگز بدون وضو دست به کار نمی‌شد. از سال 1323، که متولد شدم و ایشان از همین ایام کتابت استاد سید حسین میرخانی؛ خوشنویس نامدار ساوجبلاغیاولین قرآن را شروع کرده بود، هرگز سراغ ندارم بدون وضو بوده باشد. یکی از مواردی که در خصوص کار ایشان به طور استثنایی وجود داشت، نحوه قلم‌گیری بود که آن را بین سَبابه و شَست قرار می‌داد. این نکته را در بین خوشنویسان فقط استاد خروش است که دنبال می‌کند. سبک تراشیدن قلم هم برای پدرم متفاوت بود. دکتر انوری، یکی از شاگردان ایشان که چهل سال است در کلن آلمان زندگی و در دانشگاه تدریس می‌کند، می‌گفت:«یک عصر تا شب من ما با آقای خروش بر سر مسأله تراش قلم با هم بحث و تبادل نظر داشتیم که مثلاً اگر تراش به این صورت باشد، چه می‌شود و اگر زاویه و نوک قلم در این حد و حدود باشد، چه.» دست آخر رفته بودند و یکی از قلم‌های استاد سیدحسین را آورده و سنجیده بودند. بعد متوجه شده بودند، ایشان بهترین شیوه را در تراش قلم رعایت کرده. پدرم پشت میز نمی‌نشست، اگرچه میز تحریر داشت، اما کاغذ را روی پایش می‌گذاشت و خط می‌نوشت. مرکبِ خشک را بسیاری برای پدرم سوغات می‌آوردند؛ ایشان آن را با آب مخلوط و استفاده می‌کرد. اخیراً آقایان گلاب در مرکب می‌ریزند، اما پدرم، از آب استفاده می‌کرد. یک بیت شعر را آقای انصاری در این خصوص سروده‌اند که به نظرم جالب است: با دواتش از این شراب بهشت / که سه قرآن بدین شراب نوشت... یک دوات انگشتی داشت که بین انگشتان دست چپ قرار می‌داد و با دست راست می‌نوشت.

ادامه مطلب

نوشته شده در  جمعه 91/12/11ساعت  9:50 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی؛ از مفاخر فرهنگی شهرستان های ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد

 

تأملی در سبک زندگی امروز ما

سبک زندگی در هر جامعه‌ای پیوندی تنگاتنگ با منش فرهنگی و زیبایی‌شناختی مردمان آن جامعه در طول تاریخ خود دارد؛ به همین خاطر شاید بتوان گفت به تعداد ملت‌ها و جامعه‌های گوناگون در سیر تاریخ، سبک و منش زندگی وجود داشته است. ما ایرانیان نیز مانند هر مردم دیگری در این کره‌خاکی سبک زندگی ویژه‌ای داشته‌ایم که در نحوه رفتار، ارتباطات، نشست و برخاست‌ها، لباس پوشیدن، معماری و ...ما نمود داشته است. با این‌حال از زمانی که چندان هم دور نیست، این سبک خاص زندگی که بر شالوده فرهنگ ایرانی - اسلامی بنیان گرفته بود، به‌تدریج شروع به افول کرد و اینک در روزگار ما به گفته پژوهشگران حوزه‌های مختلف جز پاره‌هایی از آن باقی نمانده است. با نگاهی به معماری شهرهای ما و همچنین شیوه‌های زیست زندگی روزانه می‌توان این گسستگی و آشفتگی و در مواردی بی‌هویتی را دید. با این حال هنوز دیرنشده و همچنان می‌توان با آسیب‌شناسی سبک زندگی معاصر خودمان و بازشناسی منش و فرهنگ ایرانی - اسلامی بر این بحران تا حدی فائق آمد. درمطلب زیر با نگاهی فلسفی و تاریخی تلاش شده که در این موضوع کندوکاو شود .

از بودن تا چگونه بودن و از زیستن تا فرهنگ و منش زندگی به مفهوم انسانی آن تفاوت از زمین تا به ثریاست. در«بودن» همه ما بر خوان ضیافت هستی و هستومندی زیرسقف یک میراث مشترک گردآمده‌ایم و هر یک سهم خود را برگرفته و بهره خود را برده‌ایم. بهره وجودی هر موجود یا هستنده‌ای را نیز به عیار و اعتبار نحوه بودنش درجهان می‌توان محک زد و درباره‌اش داوری کرد. انسان بودن آدمی نیز در نحوه بودن و فرهنگ و منش چگونه زیستن او در جهان افق گشوده و چهره نموده و جامه تحقق بر تن پوشیده است. البته بودنی نه از جنس نحوه بودن در جغرافیای طبیعی و سپهر طبیعت و بشر طبیعی آنگونه که رمانتیست‌های آرمان‌گرای سده‌های 18 و 19 پس از به‌پا خاستن توفان انقلاب علمی و صنعتی در اروپا مشتاقانه بازگشت ناممکن و ناکام به آن را در سر داشتند. در جغرافیای طبیعی و سپهر طبیعت همه چیز به میزان زیاد پیشاپیش طراحی شده است. این طراحی‌های از پیش مهیا شده در جغرافیای گیاهی و رفتار گیاهان بسیار مشهودتر از جغرافیای گونه‌های جانوری بوده و در اقلیم و عالم بشری سر از افق دیگری برکشیده است. در این جغرافیای پرچین و شکن و هزار توی عالم انسانی است که برای نخستین‌بار با نحوه بودنی از جنس دیگر و منش زیستنی از تباری دیگر مواجه می‌شویم؛ جغرافیا و سپهر اقلیم و عالمی که اصطلاحا" آن‌ را جغرافیای تاریخی و فرهنگی و انسانی اطلاق کرده و می‌شناسیم.

ادامه مطلب

نوشته شده در  سه شنبه 91/12/8ساعت  6:53 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

حاج میرزا عبدالله شهیدی با جوانان مهربان بود

شادروان آیت الله حاج میرزا عبدالله شهیدی، فرزند آیت الله شیخ عبدالحسین شهیدی است که نسبش با چهار واسطه به شیخ محمدتقی برغانی )شهید ثالث) می‌رسد. در محرم الحرام 1340 قمری در بیت علم و فضیلت در شهر قزوین زاده شد. پس از طی دوره دبیرستان به تحصیل علوم دینی اشتغال یافت. علوم مقدماتی و بخشی از سطوح را نزد پدرش و اساتید وقت حوزه علمیه قزوین فراگرفت و سپس در سال 1361 قمری به منظور ادامه تحصیل به قم مهاجرت کرد و از محضر آیات عظام به ویژه آیت الله حجت کوه کمری، آیت الله بروجردی و آیت الله مرعشی و امام خمینی بهره علمی گرفت و به کسب اجازاتی از مراجع تقلید عبدالنبی عراقی، سید عبدالهادی شیرازی، حاج سید ابوالقاسم خویی، حاج آقا حسین بروجردی، آقا سید ابوالحسن رفیعی قزوینی نایل آمد.    

آیت الله شهیدی انسانی وارسته، دارای اخلاق نیکو و خدمتگزاری صادق بود. ایشان با جوانان، مهربان و صمیمی بود. فعالیت های چشمگیر اجتماعی و فرهنگی و دینی و تلاش­های فراوانش در انقلاب اسلامی در قزوین از دیگر فرازهای زندگی ایشان است. از آثار به چاپ نرسیده ایشان می‌توان به «کتاب المعراج» و تفسیر سوره یوسف اشاره کرد. روح آن فقید سعید در روز پنجشنبه 18 فروردین 1373 در شهر قم به رحمت الهی واصل گردید.


نوشته شده در  سه شنبه 91/12/1ساعت  6:39 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

سفال به دست آمده از محوطه باستانی موشه لان اسماعیل آباد از توابع شهرستان ساوجبلاغ

 

استاد علی حاکمی و کاوش در خوروین و اسماعیل­آباد ساوجبلاغ

کاوش­های باستان­شناختی در محوطه های­ باستانی «خوروین» در سال 1328 خورشیدی و «موشه­لان اسماعیل­آباد» ساوجبلاغ در سال­های 38-1337 را باستان­شناسی به نام «استاد علی حاکمی» انجام داده است. به جهت پاسداشت تلاش های علمی و فرهنگی ایشان، زندگی نامه­اش را با هم مرور می کنیم:

استاد حاکمی در سال 1296 خورشیدی در شهر رشت به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته باستان شناسی واستاد علی حاکمی سرپرست گروه کاوش باستان شناختی در محوطه های خوروین و اسماعیل آباد از توابع شهرستان ساوجبلاغ معماری در مقطع کارشناسی دانشگاه تهران گذراند. فعالیت‌های وی در موزه ایران‌باستان و شورای عالی باستان شناسی و عضویت در نمایشگاه های آثار ایرانی در برخی از کشورهای خارجی از عمده فعالیت‌های اداری و عرضه تالیفات متعدد از عمده فعالیت‌های وی پس از پایان تحصیلات رسمی او است. استاد حاکمی تحصیلات ابتدایی را در رشت به پایان رساند. در سال 1313 در دانشکده ادبیات دانشسرای عالی در رشته باستان شناسی به تحصیل مشغول و نیز در سال 1317 موفق به دریافت لیسانس شد. با اجازه از وزارت فرهنگ در سال   1332در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته معماری نام نویسی کرد و پس از چندی با درجه لیسانس معماری تحصیلات خود را به پایان رساند.

ادامه مطلب

نوشته شده در  چهارشنبه 91/11/25ساعت  8:58 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

روستای ایستای طالقان

 

وبلاگ «روستای ایستا» به روز شد

وبلاگ «روستای ایستای طالقان» به نشانی www.savojbolaghi.blogfa.com با 95 مطلب متنوع و 220 مطلب پیوندی، بر آن است که در فضایی منصفانه و علمی به معرفی و نقد «اهل توقف طالقان» و «جریان تجددگریز سنتی در ایران معاصر» بپردازد. این طایفه تجددگریز بر تقلید از آیت الله میرزا صادق مجتهد تبریزی (از فقیهان دوره مشروطیت) باقی مانده اند و با الهام از آرای فقهی او، روستایی سنتی و ایستا در طالقان سامان داده اند. آنان شیعه اثنی عشری هستند که بر زندگی دویست سال پیش ایرانیان توقف کرده اند.

 


نوشته شده در  چهارشنبه 90/11/26ساعت  5:52 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

ساوجبلاغ در زبان ترکی یعنی سرزمین جشمه های سرد

 

وبلاگ «ساوجبلاغ پژوهی»

تاریخ راه اندازی: 20 آبان 1386

حروف نگار: محبوبه اکبری

وبلاگ «ساوجبلاغ پژوهی» در تاریخ  25 دی 1389 در «ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده و طبق قوانین، همه حقوق آن متعلق به «حسین عسکری» بوده و نقل مطلب با ذکر منبع بلامانع است.

نویسنده وبلاگ

askari128@yahoo.com

«حسین عسکری» متولد اول فروردین 1353 خورشیدی در محله قدیمی شهر نظرآباد کرج / دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی دانش / نویسنده «کتابشناسی ساوجبلاغ»، «دشتی به وسعت تاریخ» و «روستای ایستا» / مدرس دانشگاه / عضو هیئت موسس موسسه رخسار قرآن و موسسه فرهنگی و هنری سیمای شباب البرز / نویسنده هفتاد مدخل در دایره المعارف تشیع و مولف تعدادی مقاله که در نشریه های فرهنگی انتشار یافته است.


نوشته شده در  یکشنبه 86/8/20ساعت  4:8 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()


فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
آخرین واژه های آشنایی
قرار ما، بهار 92 در ساوجبلاغ
فقیه ساوجبلاغی، رودرروی شاهی قدرقدرت
کارنامه هنری استاد بهزاد میرخانی
گفت وگو با اشرف السادات میرخانی درباره پدرش
گفتاری تازه از استاد حکمت الله ملاصالحی
یادی از فقیه انقلابی خاندان برغانی
شصت و سه سال پیش در ساوجبلاغ
وبلاگی درباره اهل توقف طالقان
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]