نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
صبا

 

 

استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی

پاسخ: هر چند خود را صاحب نظر در آیین های شب یلدا نمی بینم لیکن مناسب هم نمی دانم پرسش مفید و آموزنده ای را که مطرح کرده اید بی پاسخ بماند و بی پاسخ رها شود. درباره آیین های شب یلدا و مناسبت آن با باورهای باستانی ایرانیان به ویژه ولادت ایزد مهروتاثیرش بر آیین های ولادت عیسی بن مریم (ع) و جشن های سال نوعیسویان سخن بسیار رفته است و بسیار هم نوشته اند و ضرورت به تکرار آن گفته ها و نوشته ها در اینجا نیست. گفته می شود این واژه سریانیست. معنای  لفظی یا لغوی که از آن افاده شده میلاد است. بار آیینی این مفهوم بسیار غنی و پرمایه  و بسیار اسطوره ای و رازآمیز و آیینی تر از معنای لغوی یا لفظی آن است. درباره جنبه های آیینی و اسطوره ای و آیین های شب چله و شب یلدا و به در شدن فصل پاییز و درآمدن فصل زمستان و سرمای زمستانی در میان ایرانیان نیز آنقدر حکایت گفته اند  و روایت کرده  و افسانه  تافته اند و قصه بافته اند و آنقدر نوشته اند و سروده اند و آنقدر برقامت این شب دراز مرزی  آیین و آذین بسته اند که حاجت و ضرورت به تکرارشان در اینجا نیست.

تصور می کنم بی مناسبت نیست شب دراز یلدا را که کنایتی از مشاهدات و مکاشفات اهل ایمان و عرفان ولادت های معنوی و رستاخیزهای روحانی و زایش های ثانوی در شب های دراز و آنات راز آمیز سرمدی و تجربه های عمیق وجودی هم بوده است نیز ببینیم. چقدر انسان هستنده ای است افسانه ورز و اسطوره ای! و چقدر انسان تنهایی های پنهان و نامریی که در زیرلایه های هستی او آشیانه دارد با افسانه ورزی ها و اسطوره هایش پر کرده است. حفره ها و مغاک هایی که اگر انسان اجتماعی نمی شد یا از پایش می افکند یا آنکه پیش از تاریخی می ماند و در پیش از تاریخ متوقف می شد و هیچگاه تاریخی نمی شد.

تا پیش از بپا خاستن طوفان های عظیم و تحولات تاریخی و فکری و فرهنگی و مدنی و معنوی بی سابقه، طی سده های متاخر در منطقه غربی تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما در سنت های دینی و نظام های معرفتی و کیهان شناسی فرهنگ ها و جوامع به اصطلاح سنتی که هم جنبه های یزدان شناختی هم اسطوره ای - آیینی آنها بسیار نیرومند بود؛ منظر و معرفت و فهم انسان از عالم هم رازآمیز هم آیینی هم سلسله مراتبی بود هم واقعیت های عالم در آینه نوعی رابطه زوجی و زوجیت یا نوعی تناظرو تقابل،  دیده و زیسته و فهیده می شد.

این نظم سلسله مراتبی و زوجیت و تناظر و تقابل میان واقعیت ها و پدیدارهای عالم را شما هم در متون دینی هم در سنت های اعتقادی هم در هنر و ادبیات و معماری می بینید. در سنت های دینی چینیان باستان مفهوم «ین» و «یان» یک مفهوم کلیدی بود و زوجیت واقعیت های عالم را در سطوح مختلف آن بیان می کرد. در سنت های دینی ایرانیان باستان و در میان ایرانیان نیز تقابل میان روشنایی و تاریکی اهورامزدا و اهریمن و راستی دروغ و مراتب مینوی و دینوی هستی بسیار پررنگ و لعاب بود و بر دیانت و معنویت یکتاپرستانه زرتشت سایه ضخیم افکنده بود. در سازهای موسیقی ایرانی ما در معماری ایرانی ما در شعر و ادبیات ما ایرانیان نیز شما به این یا آن نحو این زوجیت، مادینگی و نرینگی و تناظر و تقارن و تقابل میان چیزها را به انحاء و اطوار و انواع و احوال رنگارنگ می بینید. در میان سازهای موسیقی ما  دهل و دف آنقدر که سازهای سنگین و جلالی و نرینه و آسمانی اند که ریتم های شاد و سبک و تند ساز سّرنا مادینه و زمینی. تعابیر حضرت مولوی را در مثنوی ببینید:

آسمان مرد و زمین زن در خرد  

آنچه آن انداخت این می پرورد

اتفاقاً زبان قرآن هم پر از چنین تناظرها و تقابل ها و تقارن هاست. گویی فاهمه آدمی به نحوی طراحی و مهندسی شده است که واقعیت ها را در تناظر و تقابل ملموس تر می بیند محسوس تر می یابد و می فهمند. حضرت مولوی را ببیند:

پس نهانی ها به ضد پیدا شود     

چونکه حق را نیست ضد پنهان بود

در بینش اسطوره ای - آیینی یونانیان باستان نیز شما چنین تناظرها و تقابل هایی را می بینید. خدای پدر «اورانس» همانقدر که تشخص الوهی آسمان را بیان می کند الهه مادر «"گایا» تشخص  الوهی زمین را بازمی نمود. در نظام دانایی یونانیان باستان  یک عالم صغیر «میکروکسموس» و یک عالم کبیر «ماکروکسموس» را می بینیم که هر کدام تشخص های خود را دارند. اتفاقاً در ابیات عرفانی ما گاه انسان کبیر و کیهان صغیر در تناظر هم آمده اند. جا به جا هم شده اند. این تقابل ها را شما بیش و کم در همه سنت های دینی در سطحی دیگر به انحاء و اطوار مختلف می بینید. تقابل میان امر مقدس و نامقدس میان امر مطهر و طیّب یا نجس و خبیث و پلید و نامطهر و یا آن که تقابل میان سعد و نحس، ثواب و گناه، میمون و ملعون، حلال و حرام. اخلاق انسان عالم مدرن و کیهان شناسی انسان مدرن نحوه نگاه و منظر و معرفت و نظام دانایی و ارزشی انسان متجدد با آن کیهان شناسی های سنت های دینی و رازآمیز و عالم تقابل ها و تناظر ها وداع گفته است و طرح دیگری در عالم درانداخته است. آوارهای سخت و سنگین ساختارهای فروپاشیده آن کیهان شناسی های سنت های دینی را شما هم زیر سقف موزه های عالم مدرن هم در هنر ذایقه زیباشناختی او می توانید ببیند و بشنوید و ببویید و بچشید.

مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما اینک چونان ماده اندیشه تاریخی و دانش و دانایی انسان مدرن با نگاهی موزه ای و آرکئولوژیک متعلق به گذشته کاویده و کشف و گردآوری و داوری می شوند و زیر سقف موزه های عالم مدرن نیز به تماشا نهاده می شوند. کارناوال های دوره جدید صورت های نازیبا و بی محتوا و مرده و بی روح از آیین های زنده و رازآمیزی هستند که در عصر خود از سرچشمه و آبشخور سنت های دینی و بینش اسطوره ای - آیینی مردمان آن جوامع نشأت می گرفتند و می تراویدند. نوعی احساس نوستالژیک یا غم غربتی که گفته می شود انسان عالم مدرن به مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی گذشته دارد نیز چندان اصیل نیست. اتفاقاً انسان عالم مدرن انسان بی شب است. شب او نیز چهره دیگری از مشغله های سرگیجه آور روزینه اوست. تصادفی نیست که در دوره جدید اتفاقات بزرگ همه به روز نسبت داده می شود نه به شب. تقویم های دوره جدید را که ببینید هر رویداد برزگ و مهمی به روز منتسب شده و نسبت داده شده است.

در جوامعی که  همچنان اسطوره ها و آیین ها در میان اقشار متوسط اجتماعی رنگ و رمق دارد و بازارشان گرم است و آیین ها نیز تا حدی همچنان گرم و زنده برگزار می شوند. شب دراز یلدا تداعی خاطره عالمی از اسطوره ها و آیین های باستانی ملتی است که ملت دیروز و امروز نیست. جعل تحولات تاریخی دوره جدید هم  نیست. هم مفهوم شب هم آیین های شب چونان مفهوم روز و آیین های روز در تاریخ و فرهنگ و آیین و آداب و ادب ما ایرانیان مدام جامه معنا و فحوای نو بر تن پوشیده اند. در سنت های عهد باستان ما ایرانیان روز ستودنی تر از شب بوده است. با این همه در پس پشت این تاریخ، فرهنگ و تمدن مهری ناهیدی یا خورشدی قمری همیشه اصلی بنیادی و یگانه که سرچشمه و نور الانوار و سرمدی هر واقعی نهان بوده است. در میان ایرانیان عهد دولت قرآن و اسلام شب جامه رازآمیز تر و مقدس تر و با فحاوی معانی اشراقی تر فهمیده شده است. نحوست شب یلدا نیز جامعه تقدس و تبرک بر تن پوشیده است. بسیاری از مشاهدات و مکاشفات معنوی و مینوی و ولادت های روحانی و ثانوی انسان های وارسته و جان های از خود رسته در شب اتفاق افتاده است یا به شب های رازآمیز نسبت داده شده است. شب های قدر، شب معراج پیامبر، شام آخر عیسی بن مریم با حواریون از جمله مصادیق مهم منزلت و مقام معنوی و رازآمیز شب درمیان فرهنگ ها و جوامع خاورمیانه نبوی است. در ادبیات عرفانی ما آن قدر از شب های مبارک شهود و اشراق و سحرهای مسعود و میمون و متبرک سخن رفته است که در شعر و ادبیات کمتر ملت و مردمی. آیین ها خاموش و در سکوت و سکون نیایستاده اند. آیین ها هم تجربه تاریخی هم حیات معنوی و مینوی خود را از سر گذرانده اند. در حیات و حضور تاریخی شان هم چهره عوض کرده اند هم فحاوی و معانی نو بر تن پوشیده اند. اتقاقاً ایران یک چنین اقلیم و عالم و جغرافیایی است. به آسانی مردمش دست از آیین هایشان نشسته اند. هر بار باده معنای نو در جام آیین های کهنشان ریخته اند. این  نحوه مواجهه و تجربه تاریخی مشترک نقش مهم و موثر در استمرار و ادامه حیات تاریخی و مدنی و معنوی ملت ما داشته است. ملتی با میراثی مشترک و خاطره تاریخی و حیات مدنی و معنوی ومینوی مشترک که هم هویت و شخصیت او هم تاریخ و مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی مشترک او را در همین جغرافیای فراخ و پرچین و شکن تاریخی و مدنی و معنوی می توان و می باید فهمید. می توان تعریف و معرفی کرد. یلدا را هم می توان با جامه معانی و فحاوی و آداب و ادب مینوی و معنوی تر جشن گرفت و پاس داشت. سفره های رنگین و مقوی و مغذی شب یلدا نقطه عزیمت و حرکت و افتتاح شبچرانی های پر شب چره و چرب سرد زمستانی در میان ایرانیان بوده است. سال های خوش کودکی و نوجوانی من نیز در روزها و ماه های سرد و گزنده زمستانی طالقان که در تمام زمستان چهره اش با بارش پی به پی سپیدی برف  سنگین احرام  می بست، به سرشد.

 بسیار سپاسگزارم.

حکمت الله ملاصالحی

دانشگاه تهران، 1397/9/29 هجری خورشیدی


 آثار استاد ملاصالحی در وبلاگ اسرار حکمت


جمله ای از استاد ملاصالحی به خط آقای علیرضا تک دهقان


جمله ای از استاد ملاصالحی به خط آقای امیر اصغری


نوشته شده در  پنج شنبه 97/9/29ساعت  6:51 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

ما اگر اسطوره های مشترک به عنوان یک ملّت و خاطره تاریخی و سنّت و میراث مشترک مدنی و معنوی به عنوان یک اقلیم و عالم معنوی و جغرافیای پرچین و شکن تاریخی و فرهنگی نداشتیم این چنین شورمندانه و سوگناک و این چنین با حسی جمعی و مشترک یاد و خاطره شهیدان کربلا را در میان سیلی از اشک و با اینهمه نوحه و تعزیه و مرثیه و این چنین شورمندانه پاس نمی داشتیم. اگر زمینه ای از خاطره، اسطوره، تاریخ، فکر، فرهنگ و حس و حماسه و سنّت و میراثی مشترک و رشته های اتصال معنوی و پیوندها و پیوستگی های استوار مدنی مشترک در میان ایرانیان نبود چه بسا یاد و خاطره واقعه محرم 61 هجری در کربلا فراموش می شد. عاشورا بهانه است و شهادت امام حسین و یارانش بهانه ای بس عظیم! بس سنگین! بس سُتُرگ! هر واقعه ای، حادثه ای، هر رخدادی که نمی تواند بهانه شود. برای هرکسی که نمی توان بهانه گرفت. هر زخمه و نغمه ای که تارهای روح ما را مرتعش نمی کند. هر کلام و پیامی که تنور جان ما را گرم و شعله خیز نمی کند. هر واقعه ای که در یادها و خاطرها و خاطره ها و حافظه ها نمی ماند. برای هر که و هر واقعه ای که نمی توان اشک ریخت. نمی توان گریست، نمی شود مویه و ناز کرد. محرم و عاشورا بهانه است و کربلا نازستان نازکنان و نازکشان.

ما ملتی هستیم نبوی، با میراثی مشترک. وحدتی عظیم و استوار با همه کثرت و رنگارنگی اش. وحدتی نبوی و پیوستگی نبوی. می خواهید بدانید تا چه میزان ژرف و سُتُرگ و بنیادین و ریشه ای و اصیل و گوهرین جامعه ای فرهنگی مردمی ملتی معنا و معرفت و راستی و درستی هستی و واقعیت مرگ و زندگی را زیسته و دیده و فهمیده است ببینید چقدر سنگینی، وقار، استواری، متانت، شرم حضور در اشک ها و سوگ های او جاریست. تا چه میزان جانش آبناک است و پر طراوت. تا چه میزان آسمان فرهنگش، شعرش، ادبیاتش بارانیست. تا بینا شود هر آنکه نتواند دید.

اسرار حکمت: آثار و اندیشه های دکتر حکمت الله ملاصالحی 


نوشته شده در  سه شنبه 97/8/8ساعت  12:29 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

صدرا صدوقی: در ایران ما بزرگانی زیسته‌اند که - دربعضی موارد - حتی نظیر آنها نیز درسایر نقاط عالم پیدا نمی‌شود. ساحت اندیشه‌های ایشان گسترده و تودرتو و مملو از اصطلاحات است و هرکسی را یارای فهم کلام آنان نیست. دراین میان، اندیشه و نظر و سلوک عملی عرفای مسلمان، همواره مورد توجه عامی و متخصص این حوزه قرار داشته است. آنچه مورد توجه تواند بود، این است که اساساً نگاه عارفان ما به حیات و هدف آن چگونه بوده است. عده‌ای بر آنند که در عرفان، هدف از زندگی دستیابی به معرفت و انجام عبادت و ریاضت برای رسیدن به عالم بالاست؛ بنابراین عارف هم اهل تقواست و هم مشتغل به عبادت و نیایش به درگاه حق تعالی. او از متاع دنیا و چرب و شیرین آن حذر می‌کند و صبح و شام به عبادت مشغول است و به قول ابن‌سینا: «زهد و عبادت عارف مقدمه‌ای برای رسیدن به عرفان اوست؛ عارف می‌خواهد به وحدت قوای درونی برسد.» شخص عارف می‌کوشد تا احدی از اسرار میان او و خدای باخبر نشود و به قول اهل اصطلاح، دست به «کتمان و انکار» می‌زند و جز با اهلش، با کسی سخن نمی‌گوید. عارف با دیگران سخنی ندارد؛ با خود است و خدای خویش و آنکه در نظر او «اهل» است. اما آیا این نوع ستیز با دنیا و خلوت‌گزینی، نوعی سلوک و راه عرفانی است یا اینکه از اساس، سبکی خاص است برای زندگی. سرتاسر تاریخ ما و آثار گوناگونی که از گذشتگان به جای مانده، حاکی از آن است که گرچه عرفای ما منزوی از خلق بودند، اما گاه زمانه آنان را وامی‌داشت که به میان مردم آمده و ارشاد و هدایت خلق را به عهده گیرند و درمواردی هم، به تنظیم امور زندگی مردمان بپردازند. اما دراین میان، هم تجربه‌های عرفانی مختلف و هم کشش‌های گوناگون، جوینده راه را گاه سردرگم می‌کند. دریک کلام، همه‌چیز این راه و ساحت دشوار است. به همین منظور و برای بررسی اجمالی رابطه عرفان و زندگی به سراغ دکتر حکمت‌الله ملاصالحی رفتیم که هم متخصص در باستان‌شناسی است و هم تسلط خاصی در اندیشه، سنت و تاریخ فلسفی - عرفانی ایران و جهان دارد. دکتر ملاصالحی، استاد دانشگاه تهران و عضو هیات‌امنای بنیاد ایران‌شناسی است و آثار و مقالات مختلف او در حوزه‌های باستان‌شناسی، فلسفی و ادبی، فهرستی است طولانی که این، حاکی از تسلط و ذوق و سلیقه او در پرداختن به ساحت‌های مختلف علمی است. حاصل این گفت‌وگو، پیش‌روی شماست  .

متن کامل گفت و گو با استاد دکتر حکمت‌الله ملاصالحی


نوشته شده در  دوشنبه 97/6/5ساعت  3:50 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

جملاتی از استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی

به خط  استاد علیرضا تک دهقان (کاتب قرآن کریم به خط نسخ هندی)

گفت و گویم با ایرنا درباره خوشنویس البرزی قرآن به خط نسخ هندی 

 

به خط استاد امیر اصغری (کاتب قرآن کریم و دیوان حافظ به خط نستعلیق)

سخنانم در مراسم گشایش نمایشگاه خوشنویسی استاد اصغری 

پاسخ استاد حکمت الله ملا‌صالحی به یک پرسش درباره زندگی 


نوشته شده در  دوشنبه 97/4/25ساعت  5:6 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 


در غروب دیرینه و دیرپا و تاثیرگذار و جهانی ترین سنت های دینی و فروپاشی ستون های سُتُرگ و استوار نظام های اعتقادی و غیبت آسمانیان و حیات معنوی انسان عابد معبد عالم غیب و قدس و زمانه سروری و سالاری بشر دنیوی و زمینی و مسافر بی قرار موزه های عالم مدرن آیا هنوز فرصتی، روزنه امیدی، شعله ایمانی گرم و زنده در زیرلایه های نهان و آشیانه های درون روح پوشیده از خاکستر های ضخیم و زمخت و سنگین و نفسگیر جنگل های مقدس ارزش ها و باورهای به آتش کشیده شده و سوخته به جای مانده است که بتوان اصیل و گوهرین و راستین، زنده و گرم و مومنانه بعثت را به حضور فراخواند و در ضمیر خویش تداعی کرد و در روشنگاه حضوری زنده و ذکر و تذکاری گرم چونان یک ذاکر و زائر عاشق آن را جشن گرفت و زیست؟ چه کسی می داند؟

زیر سقف مدرسه های فراخ تجربه و تقدیر تاریخ آدمی در ارض هبوط آموخته ایم؛ وقتی بسیاران، آسمان و آسمانیان را از یاد برده اند، وقتی دوره ها سر و تن به خواب عمیق و سنگین سپرده و فرو برده اند، وقتی بسیاران، پیمان شکسته اند و سلسله عهد گسسته اند؛ آن اندک ها که بر پیمان خویش وفادار و بیدار و هشیار مانده اند و پرچم آن روح، ایمان و حقیقت از یاد رفته و ارزش های بر باد رفته را چونان صلیب بر شانه کشیده اند؛ فردای تاریخ، فردای آنها بوده است و پرچم ایمان و ارزش های اینان بر فراز تاریخ در اهتزاز درآمده است

سهم آب و گل کوزه تن هر یک از ما در ارض هبوط در این عالم یک تولد و یک مرگ بیش نیست لیکن ولادت هایی هست از جنس دیگر و رستاخیزهایی از نوع دیگر، ولادت و رستاخیز از آشیانه های بکر روح، از ذات سرمدی، از رحم مریم باکره چونان کلمه الله موید به روح القدس یا طلوع و تابیدن خورشید وحی در سینه امی نبوی. این رستاخیزها و ولادت های روحانی و نورانی هرجا و هرگاه که اتفاق افتاده است و چونان خورشید از افق اعلا سر بر کشیده است، طرح عصر و عهدی نو در تاریخ درانداخته شده است و در روشنگاه آن عالم و آدمی نو بر صحنه آمده است.

بعثت، یک رویداد متعارف و معمولی تاریخی در میان سیلابی از اتفاقات و تحولات دیگر تاریخی نیست. بعثت، قیامت یا رستاخیز حضور و ظهور انسان روحانی و نورانی انسان از ذات سرمدی و کلمه الله موید به روح القدس در جان اوست. ولادت ثانوی انسان روحانی و نورانی و رحمانیست که در گوهر آن، مرگ و زوال راه ندارد.

تعابیر نغز و مغز و دلنشین عارف و شاعر روشن ضمیر خراسانی ما را در مثنوی ببینید:

پس محمد صد قیامت بود نقد

زانکه حل شد در فنای حل و عقد

زاده ثانیست احمد در جهان

صد قیامت بود او اندر عیان

پس قیامت شو قیامت را ببین

دیدن هر چیز را شرط است این

(مثنوی دفتر اول، ص 947).


نوشته شده در  جمعه 97/1/24ساعت  10:35 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

جشن ها، رسم ها، سنت ها و آئین ها بهانه اند. بهانه در خدمت جامعه، فرهنگ، زندگی و نحوه بودنی معنوی، اصیل، گرم، گوهرین، صمیمانه، همدلانه و شیرین و دلنشین. هر جشن و رسم و سنت و آئین و میراثی سرچشمه ای تر و رشته اتصالش به سرچشمه زندگی و انسان بودن ما مستحکم تر و استوارتر، ماناتر و پایاتر و تعلق خاطر و دلبستگی ما به آن گرم تر و زنده تر و شورمندانه تر. نوروز یک چنین سنت و آئین و میراث معنویست. سنتی اصیل، رسمی گوهرین و آئینی ارجمند و برآمده از سرچشمه های زلال یک فرهنگ و زندگی و سنت و میراث مشترک و رابطه ای همدلانه و صمیمانه و مقدس و گرم و زنده و عمیقاً معنوی و روحانی میان انسان و طبیعت، میان جغرافیای طبیعی و جغرافیای تاریخی، میان آسمانیان و زمینیان و در یک کلام میان انسان و اصل الوهیت. رابطه ای که در دوره و دنیای مدرن به طرز بی سابقه دستخوش اختلال و اغتشاش و آشوب شده است. آئین های نوروزی نیز چنانکه بسیاری از سنت ها و آئین ها و رسم ها و جشن ها از چنین آشوب ها و آسیب ها و آفت ها و تخریب ها و تحریف ها مصون نبوده و ایمن نمانده اند. آن ها تهی از محتوای واقعی شان چونان اسکلت های تهی از زندگی برای سرگرمی و فرار از فشار سنگین مشغله های روزینه و ملال روزینگی به اجرا درمی آیند ادامه مطلب...

نوشته شده در  سه شنبه 96/12/29ساعت  9:39 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

اگر از این قلم می پرسیدند چه روزی برایتان مبارکت ترین روز آفرینش است به صراحت و با اشتیاق می گفتم روز آفرینش انسان. در اینجا «روز» استعاره ای است از لحظه بی لحظه آفرینش حقیقت انسان بودن آدمی که زمان و مکان تاریخی بر آن مترتب نیست و مشمول زمان و مکان تاریخی نمی شود. حقیقت انسان کلی و نوعی تاریخ ندارد. به تعبیر قرآن شریف «نفس واحده» است و اصل و گوهر انسان بودن مقدم بر زن و مرد بودن آدمی است. به بیان دیگر ما نخست انسانیم و پس آنگاه، زن و مرد. 

سعدی علیه الرحمه را ببینید:

بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش زیک گوهرند

این یک گوهربودگی اصل و حقیقت انسان بودن آدمی است.

حضرت مولوی را ببینید:

یک گهر بودیم همچون آفتاب

بی گره بودیم و صافی همچو آب

چون به کثرت آمد آن نور سره

شد عدد چون سایه های کنگره

مقام و جایگاه و منزلت زن و زنانگی و مادرانگی در عالم انسانی ما بس رفیع و به غایت ویژه است. این آفریده آفریدگار و پیامبر مبعوث زندگی رازآمیز ترین وجه انسان بودن آدمی است. همه ما فرزندان و بسط هستی مادرانمان هستیم در رحم مادرانمان از شیره جان زاینده او مکیده ایم و قوت و قوّت گرفته ایم و با رنگ و بو و عطر خوش و طعم شیرین هستی زنانه و مادرانه مادرانمان چشم در جهان گشوده ایم. چشم دوختن در چهره مادر نخستین مواجهه نوزاد انسان با هستی است. تصادفی نیست که نخستین تجربه انسان از الوهیت از امر مقدس و متعال با رمزها و تمثیل های زنانه به ویژه با محوریت مادرانگی در هزاره های پیش از تاریخ بیان و بازنموده می شود. این نیز تصادفی نیست که در ادبیات عرفانی ما رمزها و تمثیل های مونث پی به پی فراخوانده می شوند تا هرچه زنده تر و شورمندانه تر و جذابتر و دلنشین تر و اصیل تر و سرچشمه ای تر، نسبت، رابطه و مشاهدات و اشراقات عاشقانه انسان را با امر متعال، با الوهیت و امر مقدس و ذات سرمدی بیان کنند. جهان بدون حضور لطافت نجیب و ملاحت گرم و احساس زلال و عواطف اصیل زنانه غم انگیز و دلگیر و سرد و منجمد می شد و تهی از زیبایی و به غایت فقیر و شکننده و آسیب پذیر. محترم و مقدم داشتن حقوق زنان و بازنگری و تصحیح سوءتفاهم های تاریخی درباره حقوق زنان، باور و احترام به اصل انسان بودن و اصل زندگی است. زنان به پیامبری مبعوث نشده اند چون مبعوث زندگی اند و مبعوث زندگی بودن خود رفیع ترین رسالت پیامبرانه است. ارج نهادن و عزیز داشتن زن ارج نهادن و عزیز داشتن اصل زندگی و اصل انسان بودن آدمی است. فرخنده باد بر بشریت روز زن که هم روز زندگی است هم روز زایش و رویش انسان بودن ما.

وبلاگ اسرار حکمت (آثار و اندیشه های استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی)

در کنار استاد حکمت الله ملاصالحی، شهر جدید هشتگرد، تابستان 1393


نوشته شده در  جمعه 96/12/18ساعت  9:58 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 


کتاب «فرش ایرانی تصویری از باغ بهشت» تازه ترین اثر استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی است که با همکاری خانم دکتر ودیعه ملاصالحی در 100 صفحه و به  دو زبان یونانی و انگلیسی در شهر آتن منتشر شده است. انتشارات پوریا این کتاب را در سال 2017 میلادی به همراه چکیده فارسی به چاپ رسانده است. مباحث کتاب درباره زیبایی شناسی، ترکیب بندی های هماهنگ و لطیف و ظریف و خوش تافت و بافت و سمفونی چشم نواز فرش ایرانی است. هنری که ریشه در یک سنّت دینی و حیات عمیقاً معنوی و خاطره ازلی و متعالی و روحانی ایرانیان دارد. بهشت هسته آرمانی و ملکوتی و متعالی حس ایرانی از زندگی است؛ حسی به غایت نجیب و گوهرین و غنی و پرمایه از نشاط درونی و حیات باطنی و معنوی.  

فهرست مطالب وبلاگ اسرار حکمت


نوشته شده در  جمعه 96/11/6ساعت  4:39 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

تشکّل های گروهی و اجتماعی بدون توافق و اجماع آراء و تفاهم بر محور ارزش ها، اندیشه ها، هدف ها، آرمان ها و اعمال مشترک، حسمی بی جان و جسدی بی روح بیش نیستند. فرهنگ روح جامعه است. فرهنگ امری کیفی و کیفیت زندگیست. سهم و نقش فرهنگ در ارتقاء و تقویت و تحکیم کیفیت زندگی و همبستگی اجتماعی و رشد عواطف انسانی و استمرار حیات اجتماعی آدمیان تعیین کننده و به غایت مهم بوده است. هرچند که فرهنگ نیز چونان دیگر سپهرهای تجربیات بشری ما اعم از مهارت و صناعت و هنر و خلاقیت و آیین داری و دیانت و معرفت ورزی و دانشوری، در تاریخ چونان تیغ دودم بریده و دریده و عمل کرده است و سایه هایش نیز در پرتو روشنایی اش دیده شده است. به سخن دیگر سایه ها و تیرگی های فرهنگ را در پرتو روشنایی آن می توان دید و فهمید. به هر روی آیین ها اعم از جشن ها و عزائم و مناسک و شعائر دینی و عرفی، قدسی و دنیوی هم نقش هویتی را برای جوامع بشری بر شانه کشیده اند هم همبستگی اجتماعی را میان افراد و گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی تقویت کرده اند و آنها را به بازیگری هرچه بیشتر و پررنگ و رمق رونق تر و موثرتر بر صحنه و پرده نمایش زندگی فرا خوانده اند. ادامه مطلب...

نوشته شده در  جمعه 96/10/1ساعت  12:30 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

مجموعه مقالات بررسی باستان شناختی محوطه مانایی قلایچی بوکان با تکیه بر آجرهای لعابدار موزه ملی ایران، به کوشش: یوسف حسن زاده و دکتر حکمت الله ملاصالحی، 224 صفحه، مصور رنگی، چاپ اول 1396، 45000 تومان، ناشر: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری - موزه ملّی ایران، شابک: 9786008412922

اسرار حکمت: آثار و اندیشه های دکتر حکمت الله ملاصالحی


نوشته شده در  دوشنبه 96/9/27ساعت  8:41 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
خرید اینترنتی کتاب بیداری دشت کهن نوشته حسین عسکری
مدافعان البرزی جمعیت فداییان اسلام
اوضاع نابسامان میراث فرهنگی از دیدگاه استاد حکمت الله ملاصالحی
گفت و گویم با شبکه 4 سیما و خبرگزاری ایرنا درباره کشف حجاب
استان البرز در هفتمین شب وحدت ملّی
گفت و گویم با پایگاه خبری اصل ماجرا
درباره تغییر کاربری محل قدیمی کارخانجات نساجی مقدم
تصویری دیدنی از مسیحیان ایتالیایی در شهر نظرآباد
قضاوت فقیه نامدار البرزی در روزنامه دولت علیه ایران
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]