سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 


مرگ تختی در نزدیکی احمدآباد! 

  خبرگزاری ایسنا / البرز:  امروز 17 دی 99، پنجاه و سومین سالگرد مرگ دردناک جهان پهلوان غلامرضا تختی (1309 - 1346ش) صاحب 10 مدال ارزشمند جهانی در رشته کشتی است. مصادف با این رخداد حسین‌ عسکری نویسنده و البرزپژوه در خصوص سفر تختی به البرز (احمدآباد) در یادداشتی برای ایسنا نوشت:

تختی در اواخر عمر با گرایش به جبهه ملی، در صف مخالفان حکومت پهلوی قرار گرفت. از این منظر با آیت الله سید محمود طالقانی فقیه مبارز و نواندیش البرزی در یک سنگر بود. در عکس زیر که مربوط به سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است، آیت الله طالقانی در مسجد هدایت تهران با اهدای قرآن کریم از تلاش های اجتماعی تختی تقدیر کرد. این دو شخصیت که از علاقه مندان به دکتر محمد مصدق به شمار می‌روند، پس از درگذشت او در 14 اسفند 1345، بر مزار او در روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز حاضر شدند. تختی در چهلم مصدق (بهار  1346) با وجود تهدیدات سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پهلوی (ساواک) به احمدآباد آمد. در حالی که گروهی از کارگران کارخانجات نساجی مقدم با سازماندهی سرهنگ علی اکبر مولوی رییس بی رحم و مخوف ساواک تهران به آرامگاه مصدق آورده شده بودند تا ضد مصدق و به نفع محمد رضا شاه پهلوی شعار دهند.

در کارنامه سرهنگ مولوی که بعدها به درجه سرتیپی رسید، تصدی ریاست ساواک تهران، دستگیری دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه کابینه مصدق، سخت گیری به دکتر مصدق در روستای احمدآباد، مشارکت در حمله به مدرسه فیضیه قم، کشتار مردم در واقعه 15 خرداد 1442، دستگیری شبانه امام خمینی در شهر قم و جاسوسی از بیوت مراجع تقلید شیعه دیده می شود. او در پنج اردیبهشت 1351 بر اثر سانحه سقوط هلی کوپتر کشته شد. بین آمدن جهان پهلوان تختی به احمدآباد و مرگش، فاصله چندانی نیست

 

روزنامه پیام آشنا، سال هفتم، شماره 1767، شنبه 20دی 1399، صفحه 8 

 

یادداشت فوق در وب سایت خبرگزاری ایسنا

_______________________________________________

 

تاریخ بخوانید و مراقب جابجایی خادم و خائن باشید...

امروز که رفتم سر وقت اینستاگرام، عکس نوشته فوق را دیدم. فراوان تعجب کردم. از متن ذیل عکس، معلوم است که نویسنده این چند خط، بهره ای از تاریخ معاصر کشورش ندارد. توصیه ام به جوانان دلسوز اهل رسانه در استان البرز این است که تاریخ معاصر ایران را به دقت و به روش تحلیلی بخوانند. مبادا به جهت علاقه به شهر و محل خود و بی خبری، فجایع تاریخی ایران عزیز همچون کودتای آمریکایی - انگلیسی 28مرداد 1332را فراموش کنند و ناخواسته چهره های دخیل در آن را قهرمان و پهلوان معرفی کنند. همین قدر عرض می کنم وقتی جشن میزبانی رسمی از شعبان جعفری (معروف به شعبان بی مخ) در کارخانجات نساجی مقدم شهر نظرآباد برگزار می شد، نخست وزیر قانونی مملکت یعنی دکتر محمد مصدق با طرح و توصیه سازمان اطلاعاتی و جاسوسی ایالات متحده آمریکا (سیا) در روستای احمدآباد شهرستان نظرآباد در تبعید و حصر بود. گروهی از چهره های ملی و مذهبی و ایران دوستان در زندان های حکومت پهلوی به سر می بردند و دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه وقت به طرز وحشیانه ای تیرباران شده بود و... عبدالله مقدم (بنیانگذار کارخانجات نساجی مقدم) به عنوان یک بازرگان سیاسی، از حامیان کودتای 28مرداد بود و شعبان جعفری از عوامل اجرایی آن. جهت آگاهی تفصیلی و مستند در این باره، رجوع کنید به نوشته های پیشین بنده در کانال تلگرامی البرزپژوهی و صفحه اینستاگرامم.

حسین عسکری - 17 دی 1399

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology



نوشته شده در  چهارشنبه 99/10/17ساعت  3:17 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()


 

 

فُرروچو گُززینی، فعال فرهنگی و صنعتی ایتالیایی مقیم ایران درگذشت


3 شهریور 1399،‏ 13:48 / کد خبر 5007125

فُرروچو گُززینی، فعال فرهنگی و صنعتی ایتالیایی که از مهندسان شرکت نساجی مقدم بود و سالیان عمرش را در نظرآباد استان البرز گذراند، روز شنبه اول شهریور 1399 در همین شهرستان درگذشت. به گزارش خبرنگار مهر، حسین عسکری، تاریخنگار و پژوهشگر و فعال فرهنگی با اعلام این خبر گفت: متأسفانه فُرروچو گُززینی، روز شنبه اول شهریور 1399 در شهر نظرآباد درگذشت. او از مهندسان ایتالیایی کارخانجات نساجی مقدّم در نظرآباد بود.وی افزود: گُززینی متولّد سال 1316 خورشیدی شهر تاریخی فلورانس ایتالیا و دانش آموخته کارشناسی حسابداری بود که در سال 1338 به همراه پدر و مادرش به شهر نظرآباد در استان البرز آمد. سال 1340 به استخدام کارخانجات نساجی مقدم درآمد و در سال 1376 بازنشسته شد. زنده یاد گُززینی مجوز نشر خاطرات و تصاویرش را به بنده واگذار کرده بود و امیدوارم به زودی این کتاب را آماده انتشار کنم.

عسکری ادامه داد: پس از مرگ پدرش مهندس آلدو گززینی، نخستین سرپرست تولید کارخانجات نساجی مقدم، یک دوره جایگزین او شد. مهندس گززینی سال‌های طولانی با همسرش سرکار خانم سوسن ربانی در شهر نظرآباد زندگی کرد. او در اوایل جوانی و برای ازدواج با همسرش به دین مبین اسلام گروید. او با توجه به سال‌های طولانی حضورش در ایران با فرهنگ ایرانی اسلامی آشنایی کامل پیدا کرده بود و زبان فارسی را بسیار عالی صحبت می‌کرد. سکونت طولانی‌اش در نظرآباد از او یک ایرانی تمام عیار ساخته بود. همچنین بسیار مهربان بود و راستگو. این تاریخنگار و پژوهشگر گفت: او دغدغه‌های جدی فرهنگی هم داشت و دلسوزانه در تألیف دو کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» و «بیداری دشت کهن» کمکم کرد و آرشیو خوبی از تصاویر قدیمی نظرآباد و مهندسان ایتالیایی را در اختیارم گذاشت. عسکری در پایان اشاره کرد: ایتالیایی‌ها حضور جدی در توسعه نظرآباد داشتند، به همین دلیل عبدالله مقدم بنیانگذار شرکت نساجی مقدم در سال 1340 ش به جهت تقدیر از مهندسان ایتالیایی، یکی از خیابان‌های نظرآباد را به نام ایتالیا نامگذاری کرد.


گفت و گوی فوق در خبرگزاری مهر


بنده و مرحوم فروچو گززینی، بهار 1397

 

 


عبدالله مقدم بنیانگذار شرکت نساجی مقدم در سال 1340ش به جهت تقدیر از مهندسان ایتالیایی، یکی از خیابان‌های نظرآباد را به نام ایتالیا نامگذاری کرد

 

مهندس علی نقی خاموشی (نفر سوم از سمت چپ) از چهره های انقلابی متمایل به جمعیت موتلفه اسلامی است که در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، مدیرعامل کارخانجات نساجی مقدم بود. فرروچو گززینی (نفر اول از سمت چپ) همیشه از دوره مدیریت خاموشی به نیکی یاد می کرد.


یادداشت مرحوم فرروچو گززینی به زبان ایتالیایی برای بنده، سال 1391ش



نوشته شده در  سه شنبه 99/6/4ساعت  6:34 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 


 

جای جیپ شعبان بی‌مخ هنوز بر در خانه مصدق باقی است


سه‌شنبه 28 مرداد 1399 / 01:12 / دسته‌بندی: البرز / کد خبر: 99052820415 / خبرنگار: 50022

ایسنا / البرز: امروز کودتای 25 تا 28 مرداد 1332، 67 ساله شد، کودتایی که در تهران به وقوع پیوست اما برخی آثار آن پس از سال‌ها هنوز در البرز باقیست، مثل درب خانه ویران شده مصدق که بر اثر برخورد جیپ شعبان بی مخ خم شده یا خانه‌ای که مصدق دوران حصر بعد از کودتا تا پایان عمر را در آن سپری کرد و البته مهمتر از همه جنازه مصدق که در همان خانه به امانت سپرده شده چون شاه گفته بود «زنده و مرده‌اش احمدآباد» مصادف با این تاریخ، دکتر حسین عسکری نویسنده و البرزپژوه در یادداشتی برای ایسنا، نوشت:

67 سال از کودتای آمریکایی، انگلیسی و پهلوی در روز 28 مرداد 1332 گذشت. کودتایی پیچیده که منجر به سقوط دولت قانونی ایران شد. محمدرضا شاه که از کشور گریخته بود بار دیگر برگشت و نیروهای ملی مذهبی با مشت آهنین حکومت پهلوی سرکوب، زندانی و یا منزوی شدند. دکتر محمد مصدق هم در یک دادگاه نظامی فرمایشی به سه سال زندان انفرادی در لشکر 2 زرهی محکوم شد. اخیراً بخش هایی از اسناد مربوط به کودتا از حالت طبقه‌بندی خارج شده و تعدادی از آنها در «وب سایت آرشیو امنیت ملی آمریکا» قابل مشاهده است. این اسناد به صراحت دخالت استعمار و استبداد در براندازی دولت مردمی ایران را تأیید می‌کند. پس از کودتا، 25 سال دیگر حکومت پهلوی ادامه پیدا کرد البته با کمک سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) و غلبه رویکردهای امنیتی و اطلاعاتی. حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در تحلیل کودتای 28 مرداد فرموده اند: «غربی‌ها به او (محمدرضا شاه) کمک کردند تا بتواند یک حکومت ملی را سرنگون کند، غربی‌ها خودشان مستقیماً در 28 مرداد حکومت مصدق را - که یک حکومت ملی بود، کاری به اعتقادات مصدق ندارم، بالاخره حکومت ملی بود - سرنگون کردند.» با جست و جو در منابع مکتوب و اسناد برجای مانده، می توان ردپاهایی از این کودتا را در استان البرز پی گرفت:

1. دکتر مصدق پس از گذراندن حبس انفرادی سه ساله، به جای این که آزاد شود از 13 مرداد 1335 تا 14 اسفند 1345 به روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد در استان البرز تبعید شد. تبعیدی رنج‌آور که مشمول آزارها و نظارت‌های سخت گیرانه ساواک بود. این تبعید بر اساس اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا به تدبیر و توصیه سازمان جاسوسی آن کشور موسوم به «سیا» انجام شده بود.

2. نوچه‌های شعبان جعفری مشهور به بی مخ که پس از کودتا، عنوان «تاجبخش» را از شاه دریافت کرده بود، گاه و بیگاه با طراحی و هدایت ساواک در پوسته مردم به احمدآباد می آمدند و با شعارها و دشنام هایشان مصدق را آزار می‌دادند. پس از این فشارهای روانی بود که ساواک حلقه حصر را تنگ تر کرد به طوری که در اواخر تبعید منتهی به مرگ، مصدق برای دیدار با خانواده‌اش نیز تحت فشار و تدابیر پیچیده امنیتی بود. او وصیت کرده بود در کنار مزار شهدای 30 تیر 1331 به خاک سپرده شود اما شاه اجازه نداد و پیکرش امانی در احمدآباد به خاک سپرده شد. از سال 1345 تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، این بار قبر مصدق در حلقه امنیتی ساواک قرار گرفته بود. اسناد برجای مانده نشان می‌دهد که چگونه نیروهای مخالف حکومت پهلوی در احمدآباد مورد آزار مأموران ساواک قرار گرفته‌اند.

3. بازرگان سیاسی «عبدالله مقدم» بنیانگذار کارخانجات نساجی در شهر نظرآباد، مخالف دکتر مصدق بود و از نزدیکان به محافل قدرت و ثروت حکومت پهلوی به شمار می رفت. این تقابل مقدم با مصدق از اتاق بازرگانی ایران آغاز شده بود. همین مخالفت‌ها، باعث شد که مقدم در سال های پس از کودتا، آشکارا و رسماً از شعبان جعفری (بی‌مخ) که از عوامل اجرایی کودتا به شمار می رفت دعوت کرده و از او در شهر نظرآباد بسان مقامات دولتی استقبال و پذیرایی کند. البته این دیدار، بازدیدهای مقدم و همکارانش از زورخانه شعبان را در پی داشت. بخشی از عکس‌های یادگاری مقدم و شعبان در آرشیو آقای کریم توسلیان (دایرکننده نخستین عکاسی نظرآباد) قابل مشاهده است.

4. پس از کودتا، خانه مصدق در تهران تخریب شد و بخشی از آجرها و درب آن خانه به تبعیدگاه صاحب خانه منتقل شد. فرورفتگی‌های این درب، حاصل برخورد شدید جیپ شعبان بی مخ با آن است. این درب آهنی، اثری مهم از کودتای 28 مرداد در استان البرز به شمار می‌رود. استیفن کینزر خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز و نویسنده کتاب «همه مردان شاه» این درب را در احمدآباد دیده و درباره آن مطالبی نوشته است.

5. آیت الله محمد محمدی اشتهاردی (نویسنده و پژوهشگر البرزی) در سال‌های پس از کودتا از سوی پاسگاه ژاندارمری اشتهارد بازداشت شد. اتهام او توزیع اعلامیه اعتراضی آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی دیگر عالم البرزی در محکومیت برگزاری جشن سالگرد کودتای 28 مرداد در اشتهارد بود.

در پایان پیشنهاد می‌شود قلعه تاریخی احمدآباد که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده با تدبیر هوشمندانه مسئولان کشوری و استانی به «موزه ملی مبارزه ایرانیان با استعمار و استبداد» تبدیل شود. موزه ای که در راستای اهداف انقلاب اسلامی است.

منابع: استیفن کینزر، همه مردان شاه، ترجمه شهریار خوّاجیان، ص 325؛ محمد مصدق، خاطرات و تألمات مصدق، ص 171؛ غلامحسین مصدق، در کنار پدرم مصدق، ص 148؛ حسین عسکری، بیداری دشت کهن، ص 349؛ همان نویسنده، علمای مجاهد استان البرز، ص 148؛ پایگاه اطلاع ‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ العظمی سید علی خامنه‌ای، 12/4/1395.


یادداشت فوق در وب سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)

 

حسین عسکری، «ردپای کودتا در البرز»، روزنامه پیام آشنا، ش 1672، سه شنبه 28 مرداد 1399، ص 8.

یادداشت فوق در روزنامه پیام آشنا 

 

روزنامه روزان، شماره 4384، چهارشنبه 29 امرداد 1399، صفحه 2 

 مقاله فوق در روزنامه روزان    

 

اسناد منتشر شده در وب سایت آرشیو امنیت ملی آمریکا درباره کودتای 28 مرداد 1335


تبعید دکتر مصدق به احمدآباد در 13 مرداد 1335  


تنهایی مصدق در تبعیدگاه احمدآباد


آرامگاه و تبعیدگاه مصدق در احمدآباد


روز 23 آبان 1340 محمد رضا شاه پهلوی به همراه فرح دیبا، دکتر علی امینی نخست وزیر، مهندس فریور وزیر صنایع و معادن، عطاالله خسروانی وزیر کار و سمیعی وزیر پست و تلگراف طی مراسمی کارخانجات نساجی مقدم را در نظرآباد افتتاح کرد.


قدردانی محمد رضا شاه پهلوی از شعبان جعفری


عبدالله مقدم بنیانگذار کارخانجات نساجی مقدم در شهر نظرآباد


قدردانی عبدالله مقدم از شعبان جعفری در کارخانجات نساجی مقدم شهر نظرآباد

 

آیت الله محمد محمدی اشتهاردی در کنار آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی

 


نوشته شده در  سه شنبه 99/5/28ساعت  6:8 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 


 

دربی آهنی در قلعه احمدآباد (آرامگاه و تبعیدگاه دکتر محمد مصدق) نگهداری می شود که اثری ارزشمند از کودتای امریکایی، انگلیسی و پهلوی 28 مرداد 1332 است. به هنگام کودتا، خانه دکتر مصدق در تهران ویران شد. این درب همان خانه است و همچنان فرورفتگی‌های برخورد جیپ شعبان جعفری (بی‌مخ) از عوامل اجرایی کودتا در آن دیده می‌شود. مصدق از در پشتی خانه اش گریخت اما پس از سه سال زندان انفرادی، به دستور سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد در استان البرز تبعید شد. استیفن کینزر (خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک تایمز و نویسنده کتاب همه مردان شاه) درباره این درب مطالبی نوشته است. روز جمعه 24مرداد 1399با آقای ابوالفتح تک روستا (آشپز وفادار قلعه احمدآباد) در کنار این اثر تاریخی، گفت و گویی جذاب داشتم که بخشی از آن را به مناسبت شصت و هفتمین سالگشت کودتای 28 مرداد ببینید. جهت آگاهی بیشتر درباره این اثر تاریخی رجوع کنید به مصاحبه ام با خبرگزاری مهر. 

حسین عسکری - شب 28 مرداد 1399

 

بخشی از گفت و گوی فوق

ویدئو از: علی عسگری


ابوالفتح تک روستا آشپز قلعه احمدآباد در حال اشاره به تنها وسیله خانه تاراج شده دکتر مصدق در تهران که در روستای احمدآباد نگهداری می شود.    

 


نوشته شده در  دوشنبه 99/5/27ساعت  9:1 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

از احمدآباد تا کرونا

امروز از طریق رسانه ها مطلع شدم دکتر اسماعیل یزدی (متولد 1310ش) پدر دندان پزشکی نوین ایران بر اثر ویروس کرونا درگذشته است. دکتر یزدی که عضو شورای واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از برجسته‌ترین جراحان فک در خاورمیانه بود، دو بار در سال های جوانی و در شرایط امنیتی برای معاینه دکتر محمد مصدق به روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز آمده بود  . در تابستان 1385روایت خواندنی ایشان از این دیدارها را در مجله حافظ که به کوشش دکتر سید حسن امین منتشر می شد، خواندم. دکتر یزدی در آبان 1345 به احمدآباد آمده بود یعنی نزدیک چهار ماه پیش از مرگ مصدق. در آن روزها، آبسه ای در دهان، به شدت نخست وزیر تبعیدی را اذیت می کرد. دکتر یزدی سرطان سقف دهان مصدق را تشخیص داد. مدتی بعد، مصدق به جهت این درد در تهران مورد رادیوتراپی قرار گرفت اما فایده ای نداشت. دکتر یزدی بر این باور بود اگر مصدق را رادیوتراپی نمی کردند، شاید دو سه سالی بیشتر عمر می کرد. این پزشک متعهد همچنین در سال های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، داوطلبانه رزمندگان را درمان می کرد. روحش شاد.

حسین عسکری - 23 اسفند 1398

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

 


نوشته شده در  جمعه 98/12/23ساعت  3:38 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

عکس فوق، خانه دکتر محمد مصدق در تهران است که توسط عوامل میدانی کودتای آمریکایی - انگلیسی 28 مرداد 1332 به این حال و روز افتاد. خانه ای که دکتر مصدق به جهت حفظ جانش از آن گریخت اما جانماز همسرش زهرا خانم دختر امام جمعه تهران در روزگار قاجار، در آنجا سوخت. در عکس فوق، شعارهای زنده باد شاه و مرگ بر مصدق بر دیوارهای خانه نخست وزیر دیده می شود. بعدها در دوره تبعید، مصدق درب این خانه را به روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز انتقال داد؛ نمی دانم چرا؟ اما چه تاریخی بر این دروازه گذشته؟ سفیران آمریکا و انگلیس و فرستاده های ویژه ای چون اورل هریمن برای تشویق مصدق بر تعدیل مواضع خود از آن عبور کرده اند. روز دیگر رجاله ها با فریاد مرگ بر مصدق بر آن کوفته اند؛ در همان زمان، جیپی به سرنشینی شعبان بی مخ این دروازه را درهم کوبیده، در حالی که مصدق از دیوار پشتی می گریخته است. فرورفتگی قسمت تحتانی این دروازه نیز احتمالاً یادگار آن برخورد است...

حسین عسکری - 14 اسفند 1398

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology


بازخوانی خاطرات یک خبرنگار خارجی از خانه دکتر مصدق



نوشته شده در  چهارشنبه 98/12/14ساعت  3:53 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 


 

نقد چپ گرایانه مقدم

عبدالله مقدم (درگذشت 1361) بنیانگذار کارخانجات نساجی مقدم در شهر نظرآباد واقع در استان البرز، در 6 اردیبهشت 1360 با شکایت جمعی از نیروهای انقلابی به اتهام ارتباط با ارکان حکومت پهلوی، توسط دادگاه انقلاب اسلامی کرج بازداشت و پس از مدتی با وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. اتهاماتی همچون دعوت از محمد رضا شاه جهت افتتاح کارخانجات نساجی و حمایت از کودتای 28 مرداد 1332 موجب بازداشت او شد. شاکیان او هم بیشتر نیروهای مذهبی و گروهی از جوانان نظرآبادی با گرایش چپ (کمونیستی) بودند. برخی بر این نظرند که ارتباط مقدم با افرادی همچون حاج مصطفی بازرگان (برادر مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر موقت) موجب رهایی او شد. البته آزادی مقدم از بازداشتگاه دادگاه انقلاب، همزمان مورد انتقاد نیروهای مذهبی و چپ قرار گرفت. در همین راستا، نشریه کار (13 خرداد 1360) ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق (اکثریت) با نگاه چپ گرایانه، مقدم را مورد انتقاد قرار داد. بنده با نقد اشتراکی مقدم، موافق نیستم اما ضمن تحسین نسبی عملکرد او در حوزه محلی، عملکردش در سطح ملی را همچنان قابل نقد می دانم.

حسین عسکری -  20 آبان 1398

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

 

 

یادداشتی درباره تحول دیدگاه حسین عسکری درباره میرزا عبدالله مقدم

 

نشریه کار ارگان سازمان چریکهای فدایی خلق (اکثریت)، 13 خرداد 1360 

 



نوشته شده در  دوشنبه 98/8/20ساعت  5:13 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()


 

 

وصیت‌نامه‌ای که مصدق در نظرآباد نوشت در تهران سوخت 

چهارشنبه 2 مرداد ماه، 1398 - 11:40

دسته بندی: فرهنگی و هنری

کد خبر: 985 -194-5

منبع خبر: خبرگزاری ایسنا منطقه البرز

متاسفانه در آتش سوزی چند روز پیش در میدان حسن آباد تهران، اصل وصیت نامه دکتر محمد مصدق که در روستای احمدآباد از توابع استان البرز نوشته شده بود، سوخت و از بین رفت. دکتر حسین عسکری پژوهشگر و البرزپژوه در گفت و گو با خبرنگار ایسنا منطقه البرز، گفت: این وصیت نامه را دکتر مصدق در 20 آذر 1344 به هنگام تبعید و سکونت اجباری در روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد نوشته و آن را در دفتر اسناد رسمی شماره 39 تهران به ثبت رسانده بود. عسکری افزود: وصیت به خاکسپاری پیکر مصدق کنار مزار شهدای 30 تیر 1331 از جمله فرازهای مهم آن سند تاریخی است. وی ادامه داد: در این آتش‌سوزی حدود 700 دفتر ثبتی دفترخانه شماره 39 تهران از جمله اسناد ارزشمند مربوط به دکتر محمد مصدق و آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی از رهبران نهضت ملی شدن صنعت نفت از بین رفته است.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: دکتر مصدق پس از کودتای آمریکایی - انگلیسی 28 مرداد 1332 از سوی حکومت پهلوی به سه سال زندان محکوم شد و پس از آن در 13 مرداد 1335 به روستای احمدآباد تبعید و نزدیک 10 سال زیر نظر سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) در آن روستا به سر برد. وی با بیان اینکه دکتر مصدق یک سال پیش از مرگش در سال 1345، وصیت نامه‌اش را تنظیم کرد بود گفت: از بین رفتن این سند تاریخی متعلق به استان البرز، ضرورت ساماندهی مجموعه تاریخی - گردشگری قلعه احمدآباد که تبعیدگاه و مدفن دکتر مصدق است، را به عنوان «موزه ملی مبارزه ایرانیان با استعمار و استبداد» را دوچندان می‌کند. عسکری اعلام کرد: من تعدادی از اسناد ملکی با امضای دکتر مصدق را در اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان ساوجبلاغ دیده‌ام که ضرورت دارد این اسناد تاریخی هم به موزه مورد اشاره انتقال یابد، البته باید زیر نظر کارشناسان فنی، ایمنی و نگهداری روشمند اسناد در قلعه احمدآباد را تضمین کرد. |انتهای پیام.


خبر فوق در وب سایت خبرگزاری دانشچویان ایران (ایسنا)

به مناسبت 13 مرداد 1335 سالروز تبعید دکتر مصدق به احمدآباد 

مصدق با توصیه سیا به احمدآباد تبعید شد 

 

وصیت نامه دکتر محمد مصدق که در 20 آذر 1344 در روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز نوشته شده است

 


نوشته شده در  چهارشنبه 98/5/2ساعت  12:42 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

احداث کارخانه سیمان با وضو و اقامه دو رکعت نماز و توسل

کارخانه سیمان آبیک از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرزدر سال 1347 خورشیدی در کیلومتر هشتاد اتوبان تهران - قزوین تاسیس شده و از اردیبهشت 1352 سیمان تولیدی آن به دست مصرف ‌کننده رسید. حاج مصطفی بازرگان (1) درباره چگونگی تاسیس این کارخانه می‌ نویسد: «در فروردین 1346 مهندس منوچهر سالور (2) مدیرعامل وقت شرکت سیمان فارس و خوزستان از من خواست برای احداث کارخانه سیمان قبول همکاری کنم، در 26 اردیبهشت همان سال به محل آمدیم؛ پس از انجام تمام تشریفات مقدماتی همانند خرید زمین، سنداژ اراضی به عمق 8متر در 150 نقطه برای آزمایش مواد موجود در اراضی و دو سنداژ در کوره آهکی هر کدام به عمق 100 متر روزی با همکارم مهندس میرحسین جلالی در اراضی می گشتیم که برای هر واحدی محل مناسبی را انتخاب کنیم هوا سرد و زمین گل آلود بود ماشین جیپ ای که داشتیم به گل فرو رفت و من رفتم سر جاده و کمک آوردم. اتفاقاً مناسب ترین محل برای استقرار کوره که در نظر گرفتیم، علامت بتنی در آن بود که این علامت مسیر اتوبان را نشان می داد. با موافقت وزارت راه و با همکاری مهندسی یونانی به نام ژرار و با رعایت استاندارد لازم انحرافی را در جاده در دست مطالعه ترسیم کردیم. به همین جهت اگر اتوبان را به طرف قزوین ادامه دهید، چند کیلومتری به کارخانه سیمان مانده، مسیر راه را چنان می بینید که مستقیم به داخل کارخانه سیمان می رود اما در مقابل کوه دوبرار که محل نصب ایستگاه تقویت امواج رادیو و تلویزیون است؛ انحرافی در اتوبان مشاهده می‌کنید این همان انحرافی است که ما در روند جاده به وجود آوردیم. در خرداد 1347 بنا به نظر مهندس سالور با تحصیل وضو و اقامه دو رکعت نماز و توسل، اولین کلنگ عملیات ساختمانی کارخانه سیمان را بر زمین زدیم. در اثر مدیریت مدبرانه مدیرعامل وقت و تلاش شبانه روزی صادقانه و صالحانه مهندسان در راس همه میر حسین جلالی،کار با چنان سرعتی پیشرفت که در بهمن 1351 (یعنی کمتر از 4 سال) نمونه کلینکر از کوره اول به دست آمد و از اردیبهشت 1352 سیمان به دست مصرف ‌کننده رسید.»

دو تصویر فوق که متعلق به آرشیو صفحه اینستاگرامی برادرم علی عسکری می باشد، مربوط به همان سال های آغازین احداث کارخانه سیمان آبیک و عملیات حفر چاه در آن کارخانه است. در این تصاویر، حاج مصطفی بازرگان، مهندس رزی و همچنین قاسم رباط جزی دیده می شوند.

 ____________________

1. حاج مصطفی بازرگان (درگذشت 1389ش) قرآن پژوه و فعّال اجتماعی است که در توسعه شهر نظرآباد نقش فراوانی داشت. او در یک خانواده مذهبی و نیمه مرفّه آذربایجانی متولد شد. پدرش حاج عباسقلی تبریزی به تجارت اشتغال داشت. پس از گذراندن دوره دبستان، وارد دبیرستان دارالفنون شد و از دانش آموزان درس خوان و دلبسته تحصیل آن مدرسه بود. پس از دوره دبیرستان در حال تکمیل تحصیلات خود در دانشکده کشاورزی کرج بود که همزمان با خریداری روستای نظرآباد به وسیله میرزا عبدالله مقدّم از دوستان نزدیک پدرش، به این روستا آمد. در همان سال های نخستین حضورش در نظرآباد، مقدّم همه اختیارات آبادانی این روستا را براساس اسناد رسمی به وی سپرد. احیای اراضی شوره زار جنوب نظرآباد و ایجاد روستای مصطفی آباد، بازسازی مسجد جامع نظرآباد، ساماندهی وضعیت بهداشتی، احیای قنوات، راه اندازی آسیاب، ساماندهی باغداری و کشاورزی، درختکاری بلوار ورودی شهر، کمک به دامپروران ساکن در نظرآباد (آلیکایی ها)، تلاش در جهت افزایش بصیرت دینی جوانان و دانشجویان و انجام خاک شناسی کارخانه سیمان آبیک در سال 1346ش از مهّم ترین فعالیّت های بازرگان در شهرستان نظرآباد است. بازرگان از همان اوان کودکی با قرآن کریم انس داشت و حاصل این دوستی با کلام وحی، نگارش حدود 150 مقاله بلند و کوتاه چاپ نشده و شش عنوان کتاب است که بیشتر به وسیله شرکت سهامی انتشار منتشر شده است: لیلاج (در حرمت موسیقی غنایی)؛ سه مقاله (حجاب، نماز و روزه)؛ یادگاری از پدر؛ اختیارات و اراده ها (مَن تشاهای قرآن)؛ شیعه و مستنداتش؛ قُلّک. مصطفی بازرگان برادر کوچک مهندس مهدی بازرگان (درگذشت 1373ش) رییس دولت موقّت انقلاب اسلامی ایران است. «مختصر تاریخ معاصر نظرآباد» مجموعه خاطرات چاپ نشده او از روند توسعه شهر نظرآباد و خدمات میرزا عبدالله مقدّم است که انتشار بخشی از آن به وسیله نگارنده این  کتاب در سال 1381ش، واکنش های متفاوتی را برانگیخت.

2. مهندس منوچهر سالور (درگذشت 1389ش) پدر صنعت سیمان ایران و بنیانگذار کارخانه سیمان آبیک در شهرستان نظرآباد است. دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستان صنعتی ایران و آلمان به پایان رساند سپس در هنرسرای عالی در رشته برق مشغول تحصیل شد. در سال 1317ش تحصیلات دانشگاهی را در رشته مهندسی برق و ماشین آلات در دانشکده صنعتی (علم و صنعت کنونی) به پایان رساند و کار خود را در کارخانه سیمان ری - که در سال 1312ش به وسیله یک شرکت آلمانی راه اندازی شده بود - آغاز کرد. کوشش های فراوان او برای جبران خرابی و عقب ماندگی های ناشی از پیامدهای جنگ جهانی دوّم باعث شد که حتّی شب ها را نیز در کارخانه سپری کند. ایجاد کارخانه سیمان آبیک از جمله اقدامات مهندس سالور است. واحد نخست این کارخانه در سال 1352ش با ظرفیّت 3500 تُن در روز و واحد دوّم آن در سال 1357ش با ظرفیّت 4000 تن سیمان پرتلند راه اندازی گردید. این کارخانه در روز سه شنبه هفتم آبان 1353ش با حضور محمّدرضا شاه پهلوی افتتاح شد. ریاست انجمن اسلامی مهندسین، مدیرعامل و رییس هئیت مدیره کارخانه قند مرودشت، مدیرعامل شرکت سهامی عام سیمان فارس و خوزستان، سرپرست بنیاد علوی در سال 1357ش، مهندس برجسته ایران در سال 1376ش و راه اندازی شرکت سهامی شیراز، کارخانه های سیمان شیراز، دورود و بهبهان، کارخانه های قند پارس، قهستان و فسا در استان های فارس، خراسان و کرمان، هنرستان کارآموزی نارمک تهران و معدن پنبه سوز در اطراف بیرجند از جمله فعالیّت های عمرانی و اجتماعی او به شمار می رود. «خاطرات و خدمات» در دو جلد، «ارمغان حجاز» و «مناجات فرزانگان» از آثار مکتوب او است. او با روحانیون مبارز روزگار خود از جمله آیت الله شهید سیّد عبدالحسین دستغیب شیرازی، آیت الله شهید سیّد اسدالله مدنی، آیت الله شیخ بهاالدین محلاتی و آیت الله سیّد محمود طالقانی در ارتباط بود. سالور همچنین از دوستان صمیمی مهندس مهدی بازرگان بود.

- منبع متن: حسین عسکری، دشتی به وسعت تاریخ، تهران: نشر شهید سعید محبی، 1386، ص 81.

- منبع پانوشت ها: حسین عسکری، بیداری دشت کهن، تهران: انتشارات سوره مهر، 1397، ص 267.


مبارزات سیاسی در کارخانه و شهرک سیمان آبیک

 


نوشته شده در  جمعه 98/3/3ساعت  12:8 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

ورودی کارخانجات نساجی مقدم واقع در شهر نظرآباد از توابع استان البرز

______________________________________

 

رصد با چشمانی باز در این شهر مظلوم

حسین عسکری

نویسنده وبلاگ ساوجبلاغ پزوهی

خبرهایی غیر رسمی و تأیید نشده در میان است که مذاکراتی بین مدیریت کارخانجات نساجی مقدم و شورای شهر و شهرداری نظرآباد درباره تفکیک و تغییر کاربری محل قدیمی کارخانه به مسکونی و تجاری در دست انجام است. ان شاالله که این خبرهای بد، شایعه و دروغ است. اما اگر راست باشد، فاجعه ای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در حال وقوع است. بارها فعالان فرهنگی و اجتماعی در نوشته ها و گفت گوهای خود تاکید کرده اند که بهترین کاربری محل قدیمی این کارخانه، فرهنگی، هنری، آموزشی (دانشگاه) و پارک و فضای سبز است. بی شک اگر میرزا عبدالله مقدم هم بود، این سود و سودای تاجرانه را نمی پسندید و این محوطه زیبا را به «کارخانه انسان سازی» تبدیل می کرد. از نوادگان مرحوم مقدم خواهشمندم که نگذارند بیش از این به حیثیت نیای نیک اندیش و نیکوکارشان که از «مسئولیت اجتماعی» بالایی برخوردار بود، آسیب وارد شود. شهردار و شوراییان منتخب مردم که باید مدافع منافع مردم و توسعه مبنایی و همه جانبه شهر باشند، مراقب باشند که از این آزمون حساس سربلند بیرون آیند. آگاه باشید که مردم با چشم باز همه چیز را در این شهر مظلوم رصد می کنند.


خیانتی است بس عظیم و پرهزینه و جبران ناپذیر 

دکتر حکمت الله ملاصالحی

استاد دانشگاه تهران و عضو هیئت امنای بنیاد ایرانشناسی

مجموعه بزرگ کارخانه های نساجی مقدم تصویری زنده و ملموس از روند مدرنیزاسیون یا تجددپذیری تاریخ و جامعه معاصر ایران را به معنی الاعم و هویت و اصالت شهر زیبای نظرآباد را به معنی الاخص در برابر هر بیننده و بازدیدکننده هوشمندی به تماشا می نهد. صیانت و پاسداری از این مجموعه بزرگ سنت و میراث کار و کوشش و تولید و سازندگی و شور و شعور و نشاط آفرینندگی و اراده و عزم و همت و حرکت به سوی آبادانی و توسعه ملی و رفاه اجتماعی در تاریخ و فرهنگ و جامعه معاصر ایرانیان، مسئولیتی است بس خطیر و تعهدی بس سنگین که بر شانه شهروندان شریف نظرآبادی علی الخصوص مدیران و مسئولان آن نهاده شده است. قربانی کردن این مجموعه عظیم میراث ملموس فرهنگی شهر زیبای نظرآباد مقدم در سلاخ خانه سود و سودا، خیانتی است بس عظیم و پرهزینه و جبران ناپذیر.  شهروندان شریف شهر نظرآباد مقدم نگذارند محافل سود و سودا و نوکیسه های بی هویت، میراث تاریخ و فرهنگ شهرشان را در سلاخ خانه های سود و سودا سلاخی کنند و در بازار مکاره سوداگران، ناموس میراث شهرشان را به بهای اندک بفروشند.

 

تبدیل این کارخانه به سوداخانه زر، اعلان رسمی مرگ نظرآباد 

حجت الاسلام والمسلمین اسماعیل آل احمد

پژوهشگر و مدرس حوزه علمیه

ناکارآمدی و محال اندیشی. تلخ است. خیلی تلخ.  زیستن در زادگاهت، شهری که در روزگار کودکی ات، نماد آبادانی و سرسبزی بوده. در روزگار نوجوانی ات، به برکت استقبال از گروه کاوش باستان شناسان در فضای مطبوعات بین المللی کشورمان بر سر زبان ها می افتد اما... اما... در روزگار میان سالی ات به روزگاری مبتلا می شود که نمی تواند معضل سگ هایولگرد را حل کند. به روزی می افتد که همه کار به دستانش می نشینند تا در سکوتی سیاه و نجس، فرهنگسرایش با خاک یکسان شود. سینمایش به جای نمایش فیلم، محفلی برای شکم بارگی و جشن های بی هویت شود. مسجدش پس از پنجاه سال خلوص و احیا و عبادت مثل گوشت قربانی به دندان طمع این و آن کشیده شود. حیاط مدرسه ای از میانه به دیوار سودای زرپرستی به دو نیم شود تا کودک دانش آموز، نجاست ادرار را ساعت ها در جسم نحیف خود تحمل کند. با پول مردم این شهر، کارخانه آسفالت بخرند اما از کناره های خیابان خرمشهر چنان علف بیرون بزند که انگار ده ها سال است کسی برای این خیابان تدبیری نکرده است. خدایا!  مرا ببخش که کام خودم و خواننده ارجمند را تلخ کردم. بی طاقت شدم وقتی شنیدم قرار است بر سر کارخانه مقدم هم بلایی از این جمله که بر شهر رفته، بیاید. شهر دارد نفس های آخرش را می کشد مَردم! مردم! تبدیل این کارخانه به سوداخانه زر، اعلان رسمی مرگ نظرآباد است. اعلان پایان همه خوشنامی های میرزا عبدالله خان مقدم. مرگ هویت نسلی که ما جزئی از آنیم. مَردم! مرگ! مَردم! مرگ. نظرآباد، شهری که دیگر نیست.

 

بخشی از هویت شهری نظرآباد 

در پی انتشار یادداشت های سه گانه فوق در تشریح پیامدهای منفی تغییر کاربری محل قدیمی کارخانجات نساجی مقدم واقع در شهرستان نظرآباد از توابع استان البرز، مهندس میلاد مرادنیا معاون برنامه ریزی و هماهنگی امور عمرانی فرمانداری نظرآباد در 3 خرداد 1398 در گروه تلگرامی «میز گفتگوی نظرآباد» این گونه درباره یادداشت های مورد اشاره ابراز نظر کردند: «سلام بر همه دوستان و بزرگواران، دغدغه همه عزیزان درباره کارخانه نساجی مقدم قابل تقدیر و تامل است و نکات ارزشمندی که آقای دکتر حسین عسکری در مقاله شان عنوان نمودند، در خصوص کارخانه مقدم چند نکته ای هست که باید مد نظر باشد. نکته اول: زمین کارخانه مقدم در مرکز شهر نظرآباد با مجموع 70 میلیارد تومان بدهی به بانک ها، سازمان تامین اجتماعی و... در رهن بانک می باشد؛ نکته دوم: مالکیت خصوصی زمین در  اساسنامه و سهام داران مجموعه کارخانه مقدم؛ نکته سوم: در طرح تفصیلی ابلاغ 1391 شهر نظرآباد، در این پهنه (M) کاربری مختلف تعریف شده است (اطلاعات بیشتر در خصوص طرح تفصیلی در کانال دکتر علیرضا گروسی). ضمناً دغدغه فرماندار محترم در خصوص عدم تغییر کاربری و از بین رفتن این مجموعه که بخشی از هویت شهری نظرآباد را شکل می دهد و پیگیری ایشان که به دلیل افزایش قیمت زمین و مبلغ سنگین آن تاکنون سرمایه گذاری حاضر به همکاری نشده است و مذاکره ایشان در حضور اینجانب با مدیرعامل کارخانه آقای مقدم در خصوص پاسخگویی به دغدغه همه شهروندان عزیز و سوالات مطرح شده. البته آمادگی لازم برای اخذ پیشنهادهای دوستان را داریم و پیشنهادهایی که قبلاً عزیزان در گروه ارایه نمودند را بررسی کردم که قابلیت اجرایی نداشت.»

 

درباره تغییر کاربری محل قدیمی کارخانجات نساجی مقدم



نوشته شده در  دوشنبه 98/2/30ساعت  5:36 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5      >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
ویرانی میراث اشکانی و ساسانی در کهن دشت البرز
چهار مطلب البرزپژوهانه از حسین عسکری
زرتشت پژوه نامدار البرزی و دغدغه هویت ایرانی
آثار آریایی و مادی در استان البرز
آیین عصر کتاب البرز برگزار می شود
بازسازی مراسم خاکسپاری مصدق در احمدآباد
درگذشت بنیانگذار البرزی مرکز شیعیان سوئیس
دانلود چهار کتاب از حسین عسکری
راه اندازی کانال البرز پژوهی + صفحه اینستاگرام حسین عسکری
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]
 
<