نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
صبا

 

فلسفه و تعزیه: یادی از دکتر عنایت الله شهیدی

دکتر عنایت الله شهیدی (م 1382ش) استاد فلسفه دانشگاه تهران و تعزیه پژوه نامدار که نخستین پژوهش علمی درباره شبیه خوانی در ایران را انجام داده است. در سال 1304ش در روستای بَرغان از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز در میان جذبه های پرشکوه شعر و شور و عشق شبیه خوانان صادق آن روستا و در خاندان علمی شهید ثالث (از فقیهان نام آشنای قرن سیزدهم هجری قمری) زاده شد.

تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود گذراند و در سال 1318ش برای ادامه تحصیل به کرج و سپس تهران رفت. در سال 1324ش به خدمت سربازی اعزام شد و پس از آن ادامه تحصیل داد. او موفّق به دریافت کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی و درجه دکتری در فلسفه و کلام اسلامی شد. سیّد محمّدکاظم عصار (م 1353ش) و حسین علی راشد (م 1359ش) از استادان او در زمینه معقول و منقول بودند. حدود بیست سال در دبیرستان ها و مدارس عالی تهران و دانشگاه تدریس کرد و چندین سال کارمند و کارشناس کتابخانه ملّی بود. همکاری با وزارت فرهنگ و هنر، مرکز مردم شناسی وزارت علوم و گروه تحقیق هنرهای سنّتی سازمان رادیو و تلویزیون ایران از دیگر فعالیّت های علمی و فرهنگی او است.

از دهه چهل به جهت علاقه فراوان به تعزیه و همچنین توصیه پروفسور پیتر چلکووسکی (Peter chelkowski) ایران شناس و استاد فلسفه شرق و مطالعات اسلامی در دانشگاه های آمریکا به این وادی کشانده شد و مطالعات دامنه داری را درباره نسخه های تعزیه و نیز شیوه ها و مکاتب مختلف تعزیه خوانی آغاز کرد.مدّتی استاد فلسفه دانشگاه تهران بود اما از دهه چهل وارد پژوهش های تعزیه و نمایش های مذهبی شد. دکتر شهیدی در این باره می گوید: «قبل از انقلاب در شیراز همایشی درباره تعزیه برگزار شد که عده زیادی از فرهنگ شناسان ایرانی و غیر ایرانی در آن حاضر شدند و به ارایه مقاله و سخنرانی پرداختند. بنده نیز گرچه اهل نمایش نبودم اما اطلاعات و مشاهدات گسترده درباره تعزیه داشتم. در همان همایش علاوه بر آقای چلکوفسکی (از تعزیه شناسان برجسته غرب) دوستانی چون دکتر جلال ستّاری و دیگران پیشنهاد کردند که این مواردی که در سینه و خاطرتان ثبت شده، اگر از بین برود حیف است. در حالی که نوشته ها و مطالب درباره فلان مسئله فلسفی بسیار است و هر زمان می توان به سراغ آنها رفت». ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 95/7/15ساعت  9:17 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

پدر تاریخ پزشکی ایران

دکتر محمود نجم آبادی (1282 - 1379ش) فرزند میرزا مرتضی، پزشک، مترجم، روزنامه نگار و نخستین پژوهشگری که تاریخ پزشکی ایران را تدوین کرده است. از طرف مادر، نوه شیخ هادی نجم آبادی (م 1320ق) و از طرف پدر، نوه آقامحمّد نجم آبادی (م 1303ق) است . تحصیلات اولیه را در مدرسه ای قدیمی به نام «شرکت گلستان» واقع در بیمارستان وزیری و دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون و دارالمعلمین تهران به پایان رساند. پس از تحصیلات پزشکی در دانشگاه تهران و دریافت مدرک دکتری در این رشته، از دانشگاه پاریس دکتری داروسازی گرفت. پس از پایان تحصیل در دانشگاه پاریس، کار خود را در انستیتو پاستور آغاز کرد و از سال 1337ش در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت.

او را پدرِ تاریخ پزشکی ایران می دانند. نگارش کتاب تاریخ طب ایران و گشودن فصل رازی شناسی در تحقیقات تاریخ پزشکی، از دستاوردهای دکتر نجم آبادی است. این پزشک کوشا برای یافتن و معرفی رساله-های مختلف محمّد بن زکریای رازی (م 313ق) طبیب و فیلسوف نامدار ایرانی، کتابخانه ها و مراکز علمی گوشه و کنار جهان را بررسی کرد که نتایج پژوهش های او به صورت کتاب و مقاله در مجامع علمی بین لمللی عرضه شده است. وی به زبان های آلمانی، فرانسوی و عربی تسلّط داشت.

دکتر نجم آبادی در طول سال ها فعالیت علمی و پژوهشی و سی سال تدریس در دانشگاه، عضویت در مجامع گوناگون علمی ذیل را عهده دار بود: عضویت در موسسه پاستور و دفع آفات حیوانی؛ ریاست بخش تحقیقات تاریخی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه تهران؛ عضویت چهل ساله در انجمن بین المللی تاریخ پزشکی و نایب رییس چهارساله این انجمن؛ عضویت در انجمن تاریخ طب آمریکا و ایتالیا؛ نماینده ایران در کنگره بهداشتی مصر؛ عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران؛ دریافت نشان علمی شوالیه از کشور فرانسه؛ تأسیس انجمن تاریخ علوم و طب در سال 1341ش؛ تدریس درس «تاریخ بهداشت اسلامی» به مدت پانزده سال در دانشکده الهیات دانشگاه تهران؛ رییس بیمارستان نجات و لقمان حکیم تهران؛ صاحب امتیاز و مدیر ماهنامه جهان پزشکی از سال 1326تا 1342ش؛ انتشار مجله «دواسازی عصر حاضر» در سال 1309ش. ادامه مطلب...

نوشته شده در  سه شنبه 95/6/2ساعت  9:34 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

کشکول انتقاد 

حدود شش سال ازرحلت آیت الله سید محمود موسوی دهسرخی فقیه سنّتی، اخبار گراو تجددگریز شیعه می گذرد. به خاطر دارم که در 25 تیر 1387 جهت دیدار با آیات عظام سبحانی و نوری همدانی و آیت الله استادی به همراه دوستان دست اندرکار کنگره بزرگداشت شیخ محمّدتقی برغانی مشهور به شهید ثالث، راهی شهر قم شدیم. پس از دیدار با علما، فرصتی چند ساعته به دست داد که حرم حضرت فاطمه معصومه (س) را هم زیارت کنیم. دوستم آقای علی اکبر صفری (پژوهشگر موسسه کتابشناسی شیعه) در راه حرم، پیشنهاد داد که به دیدار فقیهی برویم که سالیانی است گوشه انزوا اختیار کرده و از منتقدان مدرنیته به شمار می رود. چون در حال انجام آخرین مراحل چاپ کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقّف در طالقان» بودم، مشتاقانه این پیشنهاد را پذیرفتم. با کنجکاوی فراوان به خانه ای در نزدیکی حرم رفتیم که همچنان معماری سنّتی اش را حفظ کرده بود. حضرت آیت الله به گرمی ما را پذیرا شد. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 95/5/20ساعت  7:18 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

سیّدمصطفی میرخانی (1238 - 1310ش) فرزند سیّدعباس کبیر، نویسنده، شاعر و نماینده نخستین دوره مجلس شورای ملّی (مشروطیت) است. از او یک سفرنامه با عنوان «گوهر مقصود» و یک دیوان کوچک شعر باقی مانده است. شعر او متوسط و بیشتر در منقبت اهل بیت علیهم السلام است اما سفرنامه اش بسیار خواندنی است و گذشته از جنبه تاریخی، در روشن کردن برخی زوایای تاریکِ تاریخ مشروطه خواهی ایرانیان در دوره استبداد صغیر (1326 - 1327ق) موثّر است و در زمینه آشنایی با عادات و آداب اجتماعی حدود صد سال پیش تهران و برخی دیگر از ولایات ایران، منبع مفیدی به شمار می رود. این کتاب در سال 1381ش به کوشش زهرا میرخانی نوه سیّدمصطفی میرخانی منتشر شده است.

سفرنامه گوهر مقصود، شرح گریزِ او پس از بمباران مجلس شورای ملّی به دستور محمّدعلی شاه (م 1303ش) ششمین پادشاه سلسله قاجاریه، به مشهد مقدّس است. در شهریور 1287ش پس از غائله بمباران، او که نماینده صنف سمساران از تهران و بنیانگذار انجمن اتحادیه اصناف بود، از ترس تعقیب ایادی محمّدعلی شاه، سی و چهار روز، خود را در خانه زندانی می کند و چون درمی یابد که در تهران امنیّت نخواهد داشت با گاری پُست به طور ناشناس به مشهد می گریزد؛ شهری که پیش از او آیت الله سیّدمحمّد طباطبایی (م 1299ش) را به آنجا تبعید کرده بودند.

دکتر سیّدعلی موسوی گرمارودی شاعر و قرآن  پژوه، درباره نثر سفرنامه او می نویسد: «سیّدمصطفی [میرخانی] اگرچه ادیب نیست اما نثر او، در همان حال که نشان دهنده بی رمق شدن نثرهای مُطَنطَن [:سنگین و پیچیده] دوره قاجار و حرکت به سوی کمال رهایی و سادگی است، هنوز از ساختار نثر کلاسیک کاملاً رهایی نیافته است. او علاوه بر استفاده از شعر فارسی و عربی به سبک گلستان و کلیله و یا بهتر بگوییم به سبک منشآت قایم مقام و زنبیل فرهادمیرزا و منشآت امیرنظام گروسی، جای جای عنان نثر را به دست سَجع می سپارد. با وجود این، تنه اصلی نثر او در سراسر کتاب چنان بر ساده نویسی استوار است که اگر همان کتاب او در زمان تألیف، چاپ می شد شاید امروز ما، در کنار [سیّد محمّدعلی] جمالزاده (م 1376ش)، او را هم از آغازگران ساده-نویسی می دانستیم.»

سیّدمصطفی پس از هفتاد و دو روز، در آبان 1287ش از مشهد به تهران بازگشت و غائله محمّدعلی شاه به پایان رسید امّا او به مجلس دوّم راه نیافت و ناگزیر همراه حاج  عباس قلی تبریزی پدر مهندس مهدی بازرگان، نخستین کارخانه مدرن ایران را که یک کارخانه صابون پزی بود، در تهران بنا نهاد اما طولی نکشید که تنگ نظران در دهان عوام انداختند که این کارخانه در ساخت صابون از پیه خوک استفاده می کند! و کارخانه متوقّف شد. انتشار هفتگی نشریه «انجمن اصناف» در تهران، از فعالیت های فرهنگی سیّدمصطفی میرخانی در سال 1325ق بود.

در دوره حکومت رضاشاه پهلوی به دلیل حفظ عمامه اش به کربلا رفت اما در آنجا بیمار شد و پس از مدّتی در سال 1310ش درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. نام و تصویر سیّدمصطفی میرخانی در کتاب های تاریخ مشروطیّت از جمله در «تاریخ مشروطیت» نوشته احمد کسروی، «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته محمّد ناظم الاسلام کرمانی و «انقلاب ایران» نوشته ادوارد براون، در جمع نمایندگان مجلس اوّل آمده است. نام فرزندان او از سه همسر به این شرح است: دکتر سیّد ذبیح الله میرخانی معروف به شفاءالدله (م 1349ش)؛ مهندس سیّدمحمّد میرخانی (م 1366ش)، آیت الله حاج سیّداحمد میرخانی (م 1372ش)؛ سیّدجواد میرخانی (متولّد 1307ش).

سیّدمصطفی میرخانی عموی استاد سیّدحسین میرخانی (م 1361ش) و استاد سیّدحسن میرخانی مشهور به سراج الکتّاب (م 1369ش) بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران است.

منابع: علی موسوی گرمارودی، شرح مهربانی، صص 25 - 33؛ یونس مروارید، از مشروطه تا جمهوری، ج 1، ص 53؛ عطاءالله فرهنگ قهرمانی، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملّی از آغاز مشروطیت تا دوره بیست وچهار قانونگذاری، ص 7؛ منوچهر نظری، رجال پارلمانی ایران، ص 450؛ آینه میراث، ش 17، ص 22؛ سیّدمصطفی تهرانی (میرخانی)، سفرنامه گوهر مقصود، ص 14، 31؛ یحیی دولت آبادی، حیات یحیی، ج 2، ص 136؛ سیّداحمد میرخانی، آیات الاحکام، ج 2، ص 5.

- نشر نخست این مقاله در: حسین عسکری، «سیّد مصطفی میرخانی  در مجلس مشروطه»، روزنامه اطلاعات، سال نودم، ش 26447، ضمیمه فرهنگی، ش 265، چهارشنبه 5 خرداد 1395، ص 1.

 مقاله در وب سایت روزنامه اطلاعات  


نوشته شده در  سه شنبه 95/3/4ساعت  10:41 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

شیخ عبدالعلی موبد بیدگلی کاشانی (درگذشت 1318ش) از چهره­­ های نامدار فرهنگی و سیاسی جنبش مشروطه خواهی ایرانیان است. انتشار «هفته نامه مدی» و نگارش کتاب های «خجسته نامه»، «مجموعه موبد» «نسخ موبد» «تصحیح شاهنامه» و «هنایش خِرد» از جمله فعالیت ­های فرهنگی و علمی او است. او که به تاریخ ایران باستان و پارسی سره مسلّط بود، از شاگردان شیخ هادی نجم ­آبادی فقیه نواندیش و قرآن پژوه عقل­گرای روزگار قاجار به شمار می رود.

بر همین مبنا، در آغاز کتاب هنایش خِرد، شرح حالی از شیخ هادی به عربی و فارسی و سوگنامه تیمسار آقا (شیخ هادی نجم­آبادی) از میرزا نصرالله خان صبوری را آورده است. سپس دیوان موبد با این عبارات و اشعار در سوگنامه شیخ هادی شروع می شود: سوگنامه در مرگ یگانه روزگار، رهی ویژه کردگار، آقای شیخ هادی نجم آبادی بر وی درود و روانش انوشه و شاد باد. پناهم به یزدان ز دیو پلید / به نام خدایی که جان آفرید... در ادامه وارد توحید می شود و به ستایش حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام و امام هشتم ابوالحسن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و سایر ائمه شیعه علیهم السلام می پردازد. تضمین غزل خواجه در عرفان و پند و پیچه، چند بندی در اثبات اصول دین و... تداوم بخش آنها است (موبد بیدگلی، 1394: 27). کتاب هنایش خرد دو بار در سال های 1322ق و 1394ش به ترتیب به صورت چاپ سنگی و سربی در تهران و آران و بیدگل به چاپ رسیده است. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 95/2/8ساعت  8:18 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

لوح گلین شش هزار ساله

سند همکاری تجاری ازبکی و شوش در هزاره چهارم پیش از میلاد

اُزبکی یکی از روستاهای کوچک غرب استان البرز است اما شهرتی جهانی دارد. خشت گِلین نه هزارساله آن در موزه سازمان ملل متّحد، روایتگر دیرپایی مدنیّت در ایران است و شهر مادی یک کیلومتر در یک کیلومتر آن که مشابه­­ اش تاکنون در هیچ یک از محوطه ­های باستانی منسوب به مادها دیده نشده است. در مجموع آثاری از هزاره هفتم پیش از میلاد مسیح تا دوره اسلامی (ایلخانیان) در این محوطه وجود دارد. به همین جهت، دکتر یوسف مجیدزاده چهره ماندگار باستان­ شناسی ایران از تعبیر «دانشگاه باستان­ شناسی» برای ازبکی استفاده می ­­کند؛ چون سیر باستانی نه هزار ساله ­­ای در ده تپّه آن قابل مشاهده است.

استاد مجیدزاده سرپرست گروه کاوش در محوطه باستانی ازبکی، در یکی از روزهای سرد پاییزی سال 1378 خورشیدی، یک لوح گِلی باستانی را در «مارال­ تپه» محوطه ازبکی کشف کرد که با مطالعه آن نتایج شگفت­ انگیزی به دست آمد. مارال­ تپه از اواسط هزاره چهارم پیش از میلاد این سند افتخارآمیز را در دل پر راز خویش حفظ کرده و آن را پس از گذشت این هزاره ­های طولانی به مردم فرهنگ ­دوست ایران هدیه کرده است. این لوح گلین بیشتر شبیه گل ­نبشته ­های دوران آغاز عیلامی است که ارقام و نشانه­ های آن تا کنون مشاهده نشده است.

به نظر می ­رسد لوح به دست آمده بخشی از یک لوح محاسباتی باشد. در آن، ارقام بیشتر به صورت سوراخ ­های کوچک گِرد در اثر ناخن و یا وسیله ­ای مانند آن ایجاد شده و قبل از باز کردن حساب مجدّد به کمک خطی افقی حساب پیشین را به اصطلاح بسته ­اند. ورز گِل چنان به خوبی انجام گرفته که جنس آن به طور کامل فشرده و سخت شده است و حتّی یک حباب هر چند کوچک هوا هم در سطح لوح به چشم نمی­ خورد. شکل لوح احتمالاً راست ­گوشه است. طول این قطعه در حالت کنونی 7/6 و عرض آن 7/5 سانتیمتر است اما به نظر می ­رسد که در اصل ابعادی به مراتب بیشتر از این داشته است. ضخامت لوح در حدود یک سانتیمتر است و نگاهی به پشت آن نشان می­دهد که یک بار بر آن چیزهایی نوشته شده اما پیش از خشک شدن لوح، سطح آن را صاف کرده یا به عبارت دیگر پاک کرده­ اند.

این لوح به همراه پیکره و سفال لب واریخته ­ای که از سکویی واقع در غرب برش حفاری مارال ­تپه به دست آمده، دست کم بر وجود نوعی ارتباط تجاری میان شوش باستان واقع در استان خوزستان و محوطه باستانی ازبکی در استان البرز دلالت می ­کند.با احتساب فاصله مکانی این مناطق می ­توان به شگفتی و اهمیت موضوع پی برد. در سال 1380ش مقاله­ای از «فرانسوا والا» زبان­ شناس فرانسوی در یکی از مجله ­های تخصصی زبان­ شناسی فرانسه در معرفی این لوح به چاپ رسیده است.

منابع: یوسف مجیدزاده، نخستین و دومین فصل حفریات باستان ­شناختی در محوطه ازبکی، ص 57؛ همان، گزارش سومین فصل کاوش ­های باستان­ شناختی محوطه ازبکی، ص 5؛ پژوهشنامه اداره­کل میراث فرهنگی استان تهران، دفتر سوم، ص 279؛ روزنامه آزاد، ش 215، ص 1.

نشر نخست این مقاله در: نوروزنامه: ویژه نامه نوروزی روزنامه اطلاعات، دوشنبه 24 اسفند 1394، ص 35.

دانلود نوروزنامه


   

توضیح ضروری: لوح گلین به دست آمده از محوطه باستانی ازبکی واقع در شهرستان نظرآباد از توابع استان البرز، متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است. با این اوصاف عنوان «لوح گلین شش هزار ساله» صحیح  است.


نوشته شده در  یکشنبه 94/12/23ساعت  10:19 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

درباره دکترعلی اکبر صالحی: ادب و نسب دانشمند

بخش اول

روز یکشنبه 19 مهر 1394 در نشست نمایندگان مجلس برای بررسی برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، دکتر علی‌اکبر صالحی رئیس دانشمند و متین سازمان انرژی اتمی ایران ناگهان برآشفت و گفت: «امروز در مجلس مردی با قسم جلاله به من می‌گوید که در قلب راکتور اراک روی تو سیمان می‌ریزیم و تو را می‌کشیم. این نحوه سخن گفتن است؟ من تاکنون سکوت کرده‌ام اما چرا از عدم آشنایی افکار عمومی به مسایل تخصصی سوءاستفاده می‌کنند و در جایگاه یک دانشمند هسته‌ای می‌نشینند و سخن می‌گویند (روزنامه هفت صبح، ش 1282، ص 3). من هیچ وقت نگفتم کی هستم و چه هستم، زیرا آن را خدا باید بداند، اگر معامله‌ای هست با خدا کرده‌ایم، نه برای تحبیب قلوب و گرفتن جایگاه اجتماعی» (روزنامه اطلاعات، ش 26276، ص 2). دکتر صالحی کمتر از 24 ساعت پس از آنکه او را تهدید به مرگ کردند، در بیمارستان به عیادت همان شخص رفت و برایش آرزوی سلامتی کرد که یکشنبه پرتنشی در مجلس پشت سر گذاشته بود. پس از گذشت پنج روز از اقدام اخلاقی و انسانی دکتر صالحی، نویسنده روزنامه «وطن امروز» در 26 مهر، ذیل یادداشتی با عنوان «چه کسی بود صدا زد سیمان؟» نوشت: «همچین قُپی درمی‌کنند که نماینده مجلس مرا تهدید کرده کأنه نماینده مذکور با کارد سلاخی بالای سرش ایستاده! خجالت هم چیز خوبی است! ما را باش فکر می‌‌کردیم بعضی از این دیپلمات‌ها اگر انقلابی نیستند لااقل با الفبای مردی و مردانگی حداقلی از مؤانست را دارند! الان یادم آمد روزگار کودکی را، و نه حتّی دبستان که آمادگی و مهد کودک! آنجا و آن روزها اگر پسر بچه‌ای در مواجهه با یک تهدید هم‌کلاسی خود، قیصریه را می‌‌خواست به آتش بکشد، همه به آن هم‌کلاسی نازک ‌نارنجی می‌گفتند: «بچه نُنر!» و بعد ادامه می‌‌دادند: «حالا این یه حرفی زد! تو چقدر بچه‌ای؟» صد البته در عالم سیاست نام چنین مواجهه‌ای دیگر «بچه نُنر‌بازی» نیست، بلکه بی‌تعارف ذیل عنوان «پدرسوخته بازی» تعریف می‌شود!» (روزنامه وطن امروز، ش 1726، ص 1). دکتر صالحی بار دیگر با ادب و نزاکت خاص خودش در پاسخ به این یادداشت توهین‌آمیز گفت: «من برای رضای خدا این کار (عیادت) را انجام دادم؛ هیچ تبلیغات و چیز دیگری در کار نیست… جا دارد که اینجا خاطره ای را بیان کنم. خدا بیامرزد پدرم را؛ یادم هست یک بار در عالم بچّگی به یکی گفتم پدرسوخته که پدرم خیلی به ما تغیّر کرد و آمد گفت چرا گفتی پدرسوخته؟ ما در خانواده‌ای بزرگ شدیم که حتّی حق یک پدرسوخته گفتن را نداشتیم چه برسد به حرفها و رفتارهای دیگر که خیلی از موارد را زیر سؤال می‌برد» (روزنامه ایران، ش 6057، ص 3 ). ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 94/9/4ساعت  10:37 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

درباره دکترعلی اکبر صالحی: ادب و نسب دانشمند

بخش دوم

نبیره مقتول مدینه

دکتر صالحی نبیره (فرزندِ نتیجه و پشت چهارم) آیت‌الله حاج شیخ محمّدحسن برغانی صالحی (محدود 1280ق) از مجتهدان و شاگردان نامدار شیخ مرتضی انصاری در حوزه علمیه نجف اشرف است. او در سال 1242ق به همراه پدرش علامه برغانی و دیگر فقیهان در جنگ دوّم ایران و روس شرکت کرد. در حدود سال 1278ق رهسپار بیت‌الله الحرام شد و در مدّت اقامت خود در مکّه علاوه بر تدریس مسایل فقهی شیعه به گونه‌ای موافق با یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنّت در مدرسه بازسازی شده پدرش علامه برغانی، با عالمان آن سامان در مباحث اعتقادی به گفت‌وگو پرداخت. سرانجام در حدود سال 1280ق بر اثر مضروب شدن با چوب‌دستی چند نفر ناشناس در مدینه به شهادت رسید و در آرامستان تاریخی بقیع نزدیک آرامگاه امام حسن مجتبی علیه‌السلام به خاک سپرده شد. برخی بر این نظرند که شیخ محمّدحسن برغانی صالحی از نامزدان مرجعیّت شیعه پس از شیخ انصاری بود اما اجل او را مهلت نداد و چند ماه پیش از استادش درگذشت. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 94/9/4ساعت  10:33 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

مطبوعات ‌شیعی‌ ایران و ایرانیان

در سال 1215ش «کاغذ اخبار» نخستین نشریه ایران با مدیریت میرزا صالح شیرازی با فاصله حدود 239 سال از انتشار قدیمی‌ترین روزنامه جهان، منتشر شد. پس از 66 سال، سیّد محمّدعلی لاریجانی اصفهانی ملقّب به داعی‌الاسلام (م1330ش) در سال 1281ش ماهنامه «الاسلام» یا «گفتگوی صفاخانه اصفهان» نخستین نشریه دینی ایران را در دوره مظفری با خط نستعلیق و چاپ سنگی منتشر کرد. این نشریه که ارگان اداره دعوت اسلامیه یا صفاخانه اصفهان بود، بیشتر به ردّ شبهات مبلّغان مسیحی و معرفی صحیح اسلام به اروپاییان می‌پرداخت. نخستین شماره آن بلافاصله پس از انتشار، توقیف شد اما پس از پنج ماه رفع توقیف گردید. داعی‌الاسلام در سال 1285ش چاپ این نشریه را با نام جدید «دعوه‌الاسلام» به زبانهای فارسی و اردو در شهر بمبئی هندوستان ادامه داد. تلاش مطبوعاتی وی، تشویق‌های آخوند ملا محمّدکاظم خراسانی (م1290ش) و حاج آقا نورالله اصفهانی (م1306ش) را در پی داشت. مشخصات نشریات مذهبی منتشر شده ایران و ایرانیان از سال 1282ش تا پایان حکومت قاجار (1304ش) به این شرح است:

1282ش) ماهنامه دعوه‌الحق، محمّدعلی بهجت دزفولی (بهجت خاوری)، تا انقلاب مشروطه کم و بیش در تهران منتشر شده است.

1284ش) هفته‌نامه اسلامیه، ابوالقاسم ضیاءالعلماء تبریزی، مدیر آن در عاشورای 1330ق به وسیله روسها به دار آویخته شد.

1285ش) دعوه‌الاسلام، سیّد محمّدعلی داعی‌الاسلام، چاپ بمبئی به زبانهای فارسی و اردو؛ دوهفته‌نامه اتّحاد و هفته‌نامه اسلامیه، ارگان انجمن اسلامیه تبریز، میرزا احمد کاتب معروف به بصیرت؛ هفته‌نامه الجمال، میرزا محمّدحسین اصفهانی، خطابه‌ها و مواعظ سیّدجمال‌الدین واعظ اصفهانی (م1287ش) در آن منتشر می‌شد؛ هفته‌نامه زشت و زیبا، نظام‌الاسلام بهبهانی ملقّب به فتح‌الممالک، ارگان انجمن اتحادیه طلاب، تهران؛ شجره خبیثه کفر، شجره طیبه ایمان، مدیر نامعلوم، تهران؛ روزنامه شیخ فضل‌الله نوری، حاوی اعلامیه‌های ضدّ مشروطه شیخ در ری؛ هفته‌نامه صراط‌المستقیم، شمس‌الواعظین کاشانی، تهران؛ هفته‌نامه گلستان، محمّدحسین رئیس‌التجّار، رشت؛ هفته‌نامه حقیقت، سیّداحمد دهکردی، اصفهان؛ هفته‌نامه ندای اسلام، سیّد ضیاءالدین طباطبایی، شیراز، برخلاف عنوان، مطالب آن بیشتر خبری و سیاسی است تا مذهبی. ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 94/6/19ساعت  1:28 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

شیخ محمّدجواد مغنیه پیشگام تقریب مذاهب اسلامی

آیت الله شیخ محمّدجوادمَغْنیَه (1324 – 1400ق) مفسر قرآن کریم، فقیه نواندیش و از پیشگامان تقریب مذاهب اسلامی است. آل مَغْنیَه از خاندان های علمی شیعه در لبنان است. نیایِ آن خاندان، در قرن ششم هجری قمری از شهر مَغْنیَه در کشور الجزایر به جبل عامل لبنان رفته است. آیت الله شیخ محمّدجواد مغنیه در روستای طیردبا از توابع فرمانداری صور لبنان در خانواده ای روحانی زاده شد. در چهار سالگی، مادرش را از دست داد. پدرش شیخ محمود مغنیه (م 1334ق) که دانش‌آموخته حوزه علمیه نجف اشرف بود، او را با خود به نجف برد. در آنجا خط، حساب و زبان فارسی را آموخت. پدرش چون از عالمان مشهور لبنان بود پس از چهار سال اقامت در نجف، با دعوت اهالی منطقه عباسیه جبل عامل به لبنان برگشت و پس از چندی درگذشت.    ادامه مطلب...

نوشته شده در  سه شنبه 94/6/17ساعت  9:11 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی - 3
بارانا را دریابید
گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی - 2
گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی - 1
سه افتخار تاریخی شهرستان نظرآباد در حوزه کتاب و کتابخوانی
مقاله ام درباره استاد ناصر نجمی در روزنامه اطلاعات
خاطره انتخاباتی داریوش اسدزاده از ساوجبلاغ قدیم
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]