نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
صبا

 

ماه مبارک رمضان سال 1394 خورشیدی. روستای ولیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز. از راست: استاد دکتر حکمت الله ملاصالحی (استاد نامدار دانشگاه تهران)، مهرداد کورش نیا (نویسنده و کارگردان شناخته شده تئاتر ایران)، استاد سید عباس میرخانی (شاعر و غزلسرای معاصر)، شادروان استاد جعفر والی (چهره ماندگار سینما و تئاتر ایران)، حسین عسکری، اسماعیل آل احمد (پشت دوربین عکاسی).

مطالبی درباره استاد جعفر والی

مرگ نوشته اسماعیل آل احمد برای استاد والی (گزارشی درباره دیدار فوق)

 آشنایی با استاد سید عباس میرخانی

وب نوشت اسرار حکمت: آثار و اندیشه های دکتر حکمت الله ملاصالحی

وب سایت مهرداد کورش نیا


نوشته شده در  جمعه 96/2/8ساعت  1:53 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

هنرمند البرزی، خوشنویس کتیبه های هفتگانه آرامگاه سعدی است

کد خبر: 82496858 (5929183) | تاریخ خبر: 29/01/1396 | ساعت: 9:53|

کرج - ایرنا - پژوهشگر و البرزپژوه البرزی با اشاره به فرارسیدن روز بزرگداشت شاعر بزرگ ایرانی، سعدی، گفت یک هنرمند البرزی، خوشنویس کتیبه های هفتگانه آرامگاه سعدی در شیراز است.حسین عسکری روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: اوّل اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ مصلح الدین عبدالله شیرازی مشهور به سعدی شاعر و نویسنده پارسی‌ گوی نامدار ایرانی در سده هفتم هجری قمری است. وی با بیان اینکه از سال 1381 در تقویم ایران، اوّل اردیبهشت (روز آغاز نگارش کتاب گلستان) به جهت تجلیل از این شاعر نامدار به‌ عنوان روز سعدی نامگذاری شده، اظهار داشت: کتیبه‌ های هفتگانه آرامگاه سعدی را استاد میرزا ابراهیم بوذری هنرمند البرزی خوشنویسی کرده است. وی با اشاره به اینکه آرامگاه سعدی معروف به سعدیه در شمال شرقی شهر شیراز و کنار باغ دلگشا قرار دارد که محل گردهم آمدن دوستداران عرفان، فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی است، گفت: در داخل آرامگاه سعدی، 7 کتیبه از بوستان و گلستان به خط استاد بوذری وجود دارد.

عسکری افزود: استاد ابراهیم بوذری خوشنویس، ادیب، تعزیه پژوه، خواننده و کارشناس ردیف‌های آوازی موسیقی سنتی ایرانی در سال 1275 در روستای کرود از توابع شهرستان طالقان واقع در استان البرز زاده شد و در بهمن 1365 درگذشت. وی ادامه داد: استاد بوذری از نوجوانی به فراگیری علوم حوزوی و هنر خوشنویسی پرداخت. شیخ مسیح اَوانکی طالقانی، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، حاج میرزا خلیل کمره‌ای و علی شوشتری استادان ایشان در دروس حوزوی بودند و حاج زین‌العابدین ساعت‌ساز، محمد عماد طاهری (عماد الشریعه) و میرزا محمدحسین سیفی قزوینی مشهور به عمادالکُتاب، عبدالحمید ملک الکلامی معروف به امیرالکُتاب و شیخ علی عبدالرسولی استادان او در هنر خوشنویسی بودند.

این البرزپژوه گفت: استاد بوذری در موسیقی و آواز شاگرد ابوالحسن خان اقبال آذر (اقبال السلطان)، سید حسین طاهرزاده و استاد ابوالحسن صبا بود، او در سال 1356 ردیف های آوازی موسیقی ایرانی را خواند که ضبط شد این اثر در سال 1390 در قالب 4 سی دی به بازار موسیقی عرضه شد. وی افزود: برخی از فعالیت های فرهنگی و هنری ایشان به این شرح است: مشارکت در تاسیس انجمن خوشنویسان ایران، عضو شورای تعیین شایستگی مقام استادی در انجمن خوشنویسان ایران، کارشناس خط در وزارت دادگستری، خطاط رسمی کتابخانه مجلس شورای ملّی، تدریس و آموزش خوشنویسی در دانشکده معقول و منقول (الهیات) و برخی دبیرستان ‌های تهران و کارشناس تعزیه در وزارت فرهنگ و هنر. عسکری اظهار داشت: کتابت دیوان حافظ، منتخب دیوان سعد سلمان، جلد اوّل جوامع الحکایات، کتیبه‌ شاه خلیل الله در تفت یزد، دروازه قرآن شیراز، خلاصه مثنوی معنوی، پارسی نغز، تاریخچه آب شیراز، وقفنامه‌ های موقوفات مسجد فخرالدوله و بیمارستان نمازی و بسیاری از کتاب‌های درسی دبیرستان‌ها از دیگر آثار هنری استاد بوذری است.

6156/ 6155 خبرنگار: نوشین طهماسبی ** انتشاردهنده: محمد عزیزپور.

خبر فوق در وب سایت خبرگزاری ایرنا

خبر فوق در شبکه خبر دانشجویان البرز (اسنا)

 

روزنامه پیام آشنا، سال سوم، ش 876، شنبه 2 اردیبهشت 1396، ص 8.


از راست: استاد ابراهیم بوذری، استاد سید کریم امیری فیروزکوهی (شاعر نامی)


زندگی نامه خودنوشت استاد بوذری و اشاره به خوشنویس کتیبه های آرامگاه سعدی


نوشته شده در  سه شنبه 96/1/29ساعت  5:52 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

هنرمند البرزی، بنیانگذار شیوه هنری نقاشی بر قالی است

کد خبر: 82378230 (5764475) | تاریخ خبر: 19/10/1395 | ساعت: 8:24

کرج - ایرنا - البرز پژوه و پژوهشگر فرهنگ و تاریخ البرز گفت که استاد جمشید امینی از طراحان نوین فرش ایران، بنیانگذار شیوه هنری نقاشی بر قالی است. حسین عسکری روز یکشنبه (19/10/1395) در گفت وگو با خبرنگار ایرنا با اشاره به اینکه نوزدهم دی ماه سالروز درگذشت استاد جمشید امینی است، افزود: او یکی از 3 شاگرد البرزی مکتب کمال الملک به شمار می رود که با حمایت و توصیه استاد کمال الملک، هنرمندانه فاصله نقّاشیِ رنگ و روغن و بافت قالی با پشم و کُرک را از میان برداشت. وی در خصوص زندگی این استاد هنرمند، اظهار داشت: استاد امینی در سال 1282 در روستای فَشَند واقع در غرب استان البرز دیده به جهان گشود، در 2 سالگی مادرش را از دست داد و در 5 سالگی به همراه خانواده اش راهی تهران شد.

وی ادامه داد: پدرش او را به مکتبی فرستاد که دارای کارگاه قالی بافی بود، پس از 1 سال هنرآموزی نزد استاد غلامحسین قالی باف کرمانی، در سال 1298 با یاری میرزا علی خان محمودی کاشانی از شاگردان استاد کمال الملک، وارد مدرسه صنایع مستظرفه شد. عسکری گفت: این هنرمند طرّاحی را نزد استاد محمّد غفاری مشهور به کمال الملک فراگرفت و در آن مدرسه دار قالی برپا کرد و در سال 1307 در رشته گوبلن بافی دیپلم عالی گرفت؛ دیپلمی که در سال 1318 از سوی وزارت معارف، معادل لیسانس هنرهای زیبا تلقّی شد. وی بیان داشت: او پس از کسب تجارب دوره جوانی، وقت خود را بیشتر به آموزش هنرجویان هنرستان های هنرهای زیبا اختصاص داد و در مهر 1337 بازنشسته شد. این البرز پژوه اضافه کرد: استاد امینی با حمایت و توصیه استاد کمال الملک، هنرمندانه فاصله نقّاشیِ رنگ و روغن و بافت قالی با پشم و کُرک را از میان برداشت، به پرده ها جان داد نه به یاری قلم مو و رنگ بر بوم نقّاشی که به مدد نخ و تار و پود بر دارِ قالی.

وی گفت: نخستین هنرمندی است که به بافت فرش با استفاده از پرسپکتیو و سایه روشن پرداخت، او نقشه های سنّتی را بسیار آسان می بافت اما تبحّرش در بافت فرش بدون نقشه و از روی تصویر بود. عسکری افزود: به این ترتیب بود که استاد امینی، مبتکر شیوه هنری «نقاشی بر قالی» در ایران شد و نخستین اثر هنری وی فرش «نازی آباد» است که زیرنظر استاد کمال الملک بافته شده است. وی با بیان اینکه دکتر حسن امینی فرزند استاد امینی همچنان ادامه دهنده شیوه هنری پدرش است، اظهار داشت: تابلوهای منظره، مرغ پابسته، پل ورسک، خلقت آدم (کپی از میکل آنژ)، شیر خفته، دو گنجشک نشسته، اینشتاین، اسب، گل های آفتابگردان، ضامن آهو و تصویر استادکمال الملک از دیگر آثار بی همتای استاد امینی است. وی گفت: این قالی ها، چنان استادانه بافته شده اند که حتّی از فاصله نزدیک هم با نقّاشی تفاوتی ندارد. برخی از این آثار در موزه هنرهای ملّی، کاخ سعدآباد و کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود. وی افزود: آثار استاد امینی در نمایشگاه جهانی بروکسل سال 1958 میلادی دیپلم گراندپری را برای او به ارمغان آورد.

عسکری ادامه داد: او درباره یکی از آثارش گفته است: «پل ورسک را که بافتم، قوام السلطنه آن را در سفری که به شوروی داشت به مقام های آن کشور هدیه کرد. بعد که برگشت گفت آن قدر که آن جماعت به پل ورسک احترام گذاشتند به من اعتنا نکردند. آنان همان کسانی بودند که کمال الملک را تبعید کردند و او در سکوت و در غربت غریبانه در نیشابور مُرد.» استاد امینی در 19 دی‌ 1377 درگذشت و سه روز بعد، در زادگاهش فشند از توابع شهرستان ساوجبلاغ به خاک سپرده شد. از جمله توصیه های اخلاقی استاد به شاگردانش، پاکی زبان و احترام به زنان بود. او عقیده داشت که مردان بزرگ را زنان پاکدامن و نجیب ساخته ‌اند، پس باید به ستایش مقام زن و مادر پرداخت.

6156/1535 خبرنگار: نوشین طهماسبی ** انتشار دهنده: داریوش غفاری


متن خبر فوق در وب سایت خبرگزاری ایرنا

مطلب فوق در روزنامه های اطلاعات و پیام آشنا...

نوشته شده در  دوشنبه 95/10/20ساعت  9:24 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

مرگ، پایان تو نیست؛ تو کبوتری 

آیین بزرگداشت استاد جعفر والی در فرهنگسرای امام علی علیه السلام شهرستان ساوجبلاغ برگزار شد. موسسه فرهنگی هنری سیمای شباب البرز با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ساوجبلاغ، این یادبود را برگزار کردند. استاد والی کارگردان تئاتر، بازیگر و فیلم‌ نامه‌ نویس ساوجبلاغی که به علت بیماری ریوی 18 آذر در بیمارستان بستری بود، صبح روز 27 آذر 1395 دارفانی را وداع گفت. مراسم یادبود شادروان والی سه شنبه 7 دی با حضور هنرمندان، مسئولان و پیشکسوتان عرصه هنر برگزار شد. بیانیه پایانی آیین یادبود هنرمند فقید استاد والی به این شرح است:

* * *

استاد والی! سلام. مرگ، پایان تو نیست. تو کبوتری. به این همه هنرمندی تو، کبوتر هم غبطه می خورد. پرواز تو دوباره زمینگیری ام را به رخم کشید. از نو در خلسه ای سخت و سنگین فرو رفته ایم؛ حالی بین خرسندی و حزن. خرسندی از این که توانسته ایم در روزگار حیات زمینی ات لحظه هایی را با تو هم نفسی کرده ایم. حزن از این که چرا رفتی؟! چرا ما بی قراریم؟! استاد والی عزیز! حال که در آیین یادبود تو  ـ هنرمند بی نظیر ـ گردهم آمده ایم چه خوب است که نه برای تو که برای کاستن از عذاب وجدان خویش کاری کنیم. آخر ماها استادان یکه تاز بی توجهی به بزرگان این آب و خاکیم. استاد والی! از تو اجازه می خواهیم تا کوی یا برزن یا گذرگاهی از این سرزمین چشمه های سرد را به نام نامی ات متبرک سازیم. اجازه می دهی؟ ما را ببخش که باز هم دیر رسیدیم. باز هم ساده لوحانه در این ایستگاه سرد یخ بسته با قیصر، منتظر قطار رفته ایم. 

جمع کثیری از فعالان فرهنگی و هنری استان البرز

7 دی 1395

استاد جعفر والی هنرمند نامدار ساوجبلاغی درگذشت


نوشته شده در  جمعه 95/10/10ساعت  7:11 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

پای افطار چراغانی گیلاس 

اسماعیل آل ­احمد

مدرس و معاون پژوهشی حوزه علمیه امام جعفر صادق (ع) شهرستان ساوجبلاغ

همیشه دوست داشته ­ام به بزرگان این دیار و همه فرزانگی و فرهیختگی آنان، دورادور، عشق بورزم اما همیشه دوستان خوبم ـ مهرداد کورش ­نیا و حسین عسکری و... ـ مرا به غرقه ­شدن در بیم موج دل سپردن به عشق اینان فراخوانده ­اند و من با همه جان­ سختی ­ام باز نتوانسته ­ام اصرار و پیشنهاد آنان را ندیده و نشنیده انگارم و دوباره مثل هر بار، پای در گردابی چنین حایل نهاده­ ام و بی ­محابا به این بزرگان، نزدیک شده ­ام و به حکم صداقت روستایی ­ام تمام ­قد، دل ­باخته فرزانگی ­ها و فرهیختگی ­های آنان شده ­ام و تا به خود آمده ­ام آن بزرگ، دامنش را از دستان ارادتم بیرون کشیده و دامن ­کشان رفته است و من باز رنج قراق را پس از مدتی اندک، لاجرعه سرکشیده ­ام و چه تلخ است که می دانم این بار، نه بار آخر است.

این رنج، وقتی دوچندان می­ شود که سن تو، سنی باشد که در آن به این فراق ­های پیاپی مبتلا شوی و نتوانی بغضت را بیرون بریزی چون خیر سرت، مرد یک خانواده هستی و خوب نیست که هر چند وقت یک بار، زن و بچه ­ات خرد شدن تو را تماشا کنند. به ناگزیر، این بغض با تمام سنگینی و به سختی تمام در لایه­ های توبرتوی جانت و بر روی هزاران بغض فروخورده دیگر، رسوب می­ کند و تو یک قدم دیگر به سکوت ابدی، نزدیکتر می­ شوی. گاه البته این بغض ­ها را در روضه حضرت شهید آزادی ـ علیه­ السلام ـ می ­ترکانی و آرام می ­شوی. روضه چه فرصت خوبی است برای مردانی که نمی خواهند خردشدن­ شان را کسی ببیند. در آن تاریکی محض است که شانه ­هایت می ­لرزد و اشک با خود همه آن رسوب­ های سنگین و سخت را بیرون می­ ریزد و آرام می ­شوی. جان به قربان لب تشنه ­ات یا حسین!

این مرگ ­نوشته را برای رفتن استاد جعفر والی (1312 - 1395) می نویسم و چون خواننده ارجمند مرا نمی ­بیند در­ اشک ریختن، خیالی آسوده دارم. با استاد جعفر والی از سالیانی دور و به برکت دوستی با مهرداد کورش­ نیا آشنا شدم. از او شنیده بودم که استاد در اوج بحران مالی برای بازی در فیلمی ضعیف با پیشنهادی صدهزار تومانی مواجه می ­شود اما به احترام هنر از پذیرش آن سر باز می ­زند. استاد با آن وجه می ­توانسته خانه ­ای خوب در شمال شهر تهران بخرد. ادامه مطلب...

نوشته شده در  یکشنبه 95/10/5ساعت  6:2 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

کوروش‌نیا بالاخره توانست از چنگ اینها خودش را خلاص کند، بیاید تهران 

شادروان استاد جعفر والی (درگذشت 27 آذر 1395) هنرمند پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران در 25 شهریور 1390 در خاستگاهش روستای ولیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز، با هوشمند هنرکار سردبیر فصلنامه بازیگر (نشریه داخلی انجمن بازیگران خانه تآتر) گفت و گو کرده است. این گفت‌وگو، نخستین بار در شماره دوم فصلنامه بازیگر (زمستان 1390) به چاپ رسیده است. بخشی از سخنان استاد والی، اشاره به وضعیت هنر نمایش در شهرستان ساوجبلاغ است. ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 95/10/2ساعت  1:50 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

شهرستان ساوجبلاغ، روستای ولیان، تیر 1392، عکس: رها دلدار 

 

حسرت دیدارش در روستای ولیان ساوجبلاغ

در پی درگذشت استاد جعفر والی هنرمندساوجبلاغی تئاتر و سینما، تعدادی از هنرمندان در شبکه‌های مجازی به او ادای احترام کردند. عباس یاری دبیر تحریریه مجله فیلم نیز نوشت: «چراغ دیگری خاموش شد... افسوس که این روزهای پایانی برگ‌ریزانِ پائیز شاهد خاموشیِ چراغ زندگی یکی دیگر از بزرگان عرصه سینما، زنده‌یاد جعفر والی بودم. حسرت دیدارش در روستای ولیان (در منطقه ساوجبلاغ) به ‌دلم ماند. قرار بود در منظرِ چشم‌انداز زیبای ده، در خانه ییلاقی‌اش با هم چای بخوریم و از همه چیز حرف بزنیم. آخرش نشد و دیدار ما به‌همان شبی که در رستورانی نزدیکی این روستا کنار هم نشسته بودیم، خاتمه پیدا کرد. هردو به ‌بهانه ازدواج دختر یکی از دوستان مشترک‌مان در این مراسم حضور داشتیم، سروصدای باندهای صدا که آواهای کامپیوتری ارگ‌نوازی را در فضا پخش می‌کرد و گروهی از پسرهای جوانِ روستایی با موهای ژل زده و کراوات داشتند با آوای موسیقی‌های لوس‌آنجلسی حرکات موزون انجام می‌دادند، مانع از آن می‌شد که صدای کسی به‌گوشِ رفیق بغل دستی‌اش برسد! حسرت درد دل در فضای آرام روستا به‌دل‌ من ماند. زنده‌یاد والی سال‌ها قید تهران و آلودگی‌هایش را زده بود و در این روستا که در آن به‌دنیا آمده بود، زندگی می‌کرد. او در دهه? شصت در این روستا فیلمی سینمایی به‌ نام "تا غروب" را ساخت و غروب عمرش در همین روستا رقم خورد. روحش در آرامش...»

استاد جعفر والی هنرمند نامدار ساوجبلاغی درگذشت

خاطرات جعفر والی؛ از تئاتر شهر تا نمایش گاو

من جعفر والی‌ام، والی‌تر نمی‌شوم


نوشته شده در  پنج شنبه 95/10/2ساعت  12:12 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

من یک ساوجبلاغی ام و هر اتفاقی که در این سرزمین بیفتد برای من پراهمیت است

حسین عسکری: امروز (27 آذر 1395) حوالی ظهر یکی از دوستان اهل هنر، تماس گرفت و خبر داد که متاسفانه استاد گرامی آقای جعفر والی هنرمند نامدار ساوجبلاغی در سن 83 سالگی در بیمارستان «تهران کلینیک» درگذشته است. استاد والی کارگردان، نویسنده، بازیگر و گوینده گفتار متن سینما و تئاتر ایران در سال 1312 در یک خانواده اهل روستای ولیان از توابع بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز زاده شد. پس از دریافت دیپلم، وارد دانشگاه تهران شد و در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای دراماتیک فارغ التحصیل شد. تئاتر را از سال 1336 آغاز کرد و از سال 1337 با عنوان کارگردان به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد. او به مدّت ده سال در کار دوبله فیلم های سینمایی فعالیت کرد.

اهل فرهنگ و هنر، استاد والی را با نمایشنامه های دکتر غلامحسین ساعدی معروف به گوهر مراد می شناسند که بین سال های 1340 تا 1350 در تالار سنگلج تهران و تلویزیون ایران کارگردانی و بازی کرده است. استاد والی در دهه چهل و پنجاه خورشیدی نمایشنامه های «فقیر»، «چوب به دست های ورزیل»، «بام ها و زیر بام»، «از پانیفتاده ها»، «ننه انسی»، «گرگ ها»، «گاو»، «آی باکلاه آی بی کلاه»، «دعوت»، «دست بالای دست» او را در تالار سنگلج تهران و تلویزیون کارگردانی کرده است. در آن سال ها با علی نصیریان، بیژن مفیدی، جمشید مشایخی، عزت الله انتظامی و دیگران همکار بود. او در پاییز سال 1393 مجوز اجرای دوباره «آی باکلاه آی بی کلاه» را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد.

استاد والی فعالیت در سینمای حرفه ای را از سال 1348 با بازی در فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد و تا سال 1366 به تدریس بازیگری در دانشکده هنرهای زیبا اشتغال داشت. فیلم گاو، براساس داستانی از دکتر ساعدی است. دکتر احسان نراقی می گوید که محمّدرضا شاه پهلوی شخصاً فیلم گاو را دید و پیام آن را نیز دریافت. امام خمینی (ره) هم فیلم گاو را نمونه یک فیلم آموزنده و فرهنگی دانسته است  .

استاد والی مدّتی مقیم کشور کانادا بود و در سال های اخیر به ایران بازگشته و بیشتر اوقاتش را در روستای ولیان می گذراند و به اعضای گروه نمایش بهمن شهرستان ساوجبلاغ به سرپرستی مهرداد کورش نیا، تئاتر آموزش می داد. او در سال های 1385 و 1386 در گفت و گوهای جداگانه با دو نشریه فرهنگی درباره هنر نمایش در ساوجبلاغ گفته است: «الان من در روستایی زندگی می کنم و به تعدادی جوان، تئاتر آموزش می دهم. شوق و ذوق آنهاست که باعث این اتفاق شده است... من در هشتگرد استعدادهای خوبی می بینم که با آنها الان کار می کنم... هشتگرد شهر کوچکی است در ساوجبلاغ اما حوادث هنری بزرگی می تواند در آن اتفاق بیفتد. باید کوشش کنیم که چنین شود... کوشش ها و همدلی های بچّه های ساوجبلاغ ستودنی و باعث امیدواری است. من یک ساوجبلاغی ام و هر اتفاقی که در این سرزمین بیفتد برای من پراهمیت است. هر انسانی به محیط و فضای کودکانه اش دلبستگی دارد.»

استاد والی در سال 1386 در نمایش «اتاق شماره شش» براساس داستانی از آنتوان چخوف و به کارگردانی ناصر حسینی مهر و فیلم سینمایی «پاداش سکوت» به کارگردانی مازیار میری بازی کرد. تأسیس اداره هنرهای دراماتیک در تئاتر شهر در سال 1337، فعالیّت در نمایش های زنده نخستین تلویزیون خصوصی ایران در سال 1339 و نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمّل مرد در بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در سال 1385 از دیگر فعالیّت های هنری استاد والی است. در زمستان 1393 با حضور گروهی از هنرمندان پیش کسوت سینما و تئاتر ایران، از شصت سال فعالیّت هنری او در تورنتوی کانادا تجلیل شد. قرار بود استاد والی با همکاری دکتر امید روحانی خاطرات و تجربیات خود را در کتابی منتشر کند. این کتاب دربردارنده خاطرات و تجربیات این هنرمند پیشکسوت در دوره های گوناگون زندگی اش و در حوزه هایی همچون تئاتر، دوبلاژ، سینما و تدریس است.

فیلم شناسی استاد والی به این شرح است: کارگردانی «تا غروب» در سال 1367؛ نویسنده فیلنامه «مریم و می تیل» در سال 1371 و «تا غروب» در سال 1367؛ گوینده گفتار متن فیلم «میهمان ناخوانده» در سال 1367؛ بازیگری از سال 1348 تا 1385 در فیلم های «گاو»، «گرگ بیزار»، «خاک»، «تنگسیر»، «سفر سنگ»، «هجرت»، «گفت هر سه نفرشان»، «آقای هیروگلیف»، «پاییزان»، «ملخ زدگان»، «دادشاه»، «مردی که زیاد می دانست»، «گل های داوودی»، «مداربسته»، «گمشده»، «ستاره دنباله دار»، «ناخدا خورشید»، «بهار در پاییز»، «باد سرخ»، «مسافران درّه انار»، «راه و بیراه»، «جاده عشق»، «تهران روزگار نو» و «پاداش سکوت».

منابع: روزنامه ایران، ش 3787، ص 17؛ روزنامه اعتماد ملّی، ش 432، ص 7؛ روزنامه شرق، ش 2059، ص 11؛ فرهنگ و هنر ساوجبلاغ: ویژه نامه سوّمین جشنواره بزرگ فرهنگی، هنری شهرستان ساوجبلاغ، ص 7؛ وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی، 23 اسفند 1389؛ وبگاه ویکی پدیا (دانشنامه آزاد)، 3 فروردین 1390؛ جمال امید، فرهنگ سینمای ایران، ص 475؛ محسن شهرنازدار، مهرگان: جشن نامه مشاهیر معاصر ایران، ج 1، ص 415؛ جمشید لایق، شاهین سرکیسیان بنیان گذار تئاتر نوین ایران، ص 78؛ مسعود مهرابی، تاریخ سینمای ایران، ص 214، 375.

حدود پنجاه سال پیش، تمرین یک نمایش در تئاتر شهر تهران. نفر اول استاد علی نصیریان، نفر دوم زنده یاد استاد جعفر والی، نفر چهارم استاد جمشید مشایخی. 

 

 گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا به مناسبت درگذشت استاد والی  

 

مقاله ام درباره استاد والی در روزنامه اطلاعات  

(روزنامه اطلاعات، ش 26612، ضمیمه فرهنگی، ش 292، اول دی 1395، ص 1) 

 

کوچ والی البرزی هنر ایران

(روزنامه پیام آشنا، سال سوم، ش 803، دوشنبه 29 آذر 1395، ص 5)

ادامه مطلب...

نوشته شده در  شنبه 95/9/27ساعت  8:15 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

پدر گرافیک مدرن ایران، میهمان ابدی استان البرز است 

کد خبر: 82322086 (5686739) | تاریخ خبر: 50/9/1395| ساعت: 16:40|

کرج - ایرنا - پژوهشگر فرهنگ و تاریخ البرز با اشاره به فرارسیدن سالروز فوت پدر گرافیک مدرن ایران، گفت: استاد مرتضی ممیز تا ابد میهمان استان البرز است. حسین عسکری روز جمعه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به اینکه امروز، پنجم آذرماه، یازدهمین سالروز مرگ استاد مرتضی ممیّز (1315 - 1384ش)، افزود: مزار استاد ممیز در سراشیبی تپّه ‌ای در روستای «تکیه اغشت» از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز است.

وی اظهار داشت: سنگ ساده ‌اش امضای او را بر خود دارد و سمت چپ او، مزار فیروزه صابری است، همسر اوّلش که همه به نیکی از او یاد می ‌کنند. وی گفت: 11 سال پیش در چنین روزی بود که شاگردان، دوستان و آشنایان استاد ممیز برای مراسم تدفین او بالای تپّه رفتند و به طور حتم همه به ‌خوبی به یاد می ‌آورند که از لب جاده تا پای تپّه، ردّی از نقاشی ‌های کودکان روستای باغبان کلا (محل سکونت استاد) زمین را فرش می‌کرد و استاد بر فرشی رنگارنگ از نقّاشی کودکان پا به منزل ابدی خود گذاشت.

عسگری افزود: کتاب «رو به رو» گفت و گوی ابراهیم حقیقی با استاد ممیز است که در سال 1390 از سوی انتشارات خجسته منتشر شد. وی ادامه داد: مولّف این کتاب در این باره می نویسد: «نیمه دوّم اردیبهشت 1377 در فرصت تعطیلات سه روزه ای، با قرار و بنا به خواست او به خلوت خانه اش در روستای باغبان کلا از توابع ساوجبلاغ رفتیم و گفت و گو در آنجا و در آن شب آغاز شد. این گفت و گو در تعطیلات بین هفته ای و جمعه های پی درپی ادامه داشت تا اینکه در آبان ماه همان سال به پایان رسید.» ادامه مطلب...

نوشته شده در  جمعه 95/9/5ساعت  5:45 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

بازخوانی مرگ شگفت انگیز تعزیه خوان البرزی در روز عاشورا

کد خبر: 82256671 (5596118) | تاریخ خبر: 14/07/1395 | ساعت: 9:12|

کرج - خبرگزاری ایرنا - پژوهشگر فرهنگ و تاریخ البرز ضمن اشاره به تاریخچه برگزاری تعزیه در این استان، مرگ شگفت انگیز تعزیه خوان البرزی را در روز عاشورا بازخوانی کرد. حسین عسگری روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: مرگ حاج اسماعیل اخلاقی (1315- 1388ش) از تعزیه خوانان استان البرز، در 73 سالگی قصه عجیبی دارد، قصه ای که اهالی شهر تنکمان از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز از دیدن و شنیدنش آن انگشت به دهان ماندند.

وی گفت: مرگ این تعزیه خوان بیشتر به قصه های تاریخی و گاهی هم خاطرات قدیمی ها می ماند، مرگی که ظهر روز عاشورای محرّم 1431ق یعنی دقیقاً ششم دی ماه سال 1388 در شهر تنکمان رخ داد. وی اظهار داشت: این مرگ که به گفته خیلی ها ناگهانی بوده، بدون داشتن سابقه بیماری خاصی در حاج اسماعیل رخ داد، یک مرگ طبیعی، شاید هم یک دعوت... شاهدان نزدیک این اتفاق هم هیات عزاداران حسینی تنکمان بودند، هیاتی که از سال 1354ش تأسیس شد.

عسگری افزود: تعزیه خوانی در این روستا بالای 150 سال قدمت دارد، آنها که صدایشان خوب بوده و استعداد خوبی برای اجرا داشتند، پای ثابت تعزیه خوانی های تنکمان بودند، نمایشی که شهادت خوان اصلی اش، حاج اسماعیل اخلاقی بود. وی ادامه داد: فرزند حاج اسماعیل به یاد می آورد "حاجی آرزو داشت که رفتنش متفاوت باشد. اهل ریا هم نبود که خودش را مذهبی نشان دهد. هیچ وقت برای اجرا، منبر را نمی بوسید، می گفت مردم این را پای ریا می گذارند. شب قبل از روز عاشورا همه در خانه شهید قربان علی اخلاقی جمع بودند و نسخه ها را دوباره خوانی می کردند. آن شب حاجی قرار نداشت و پلک روی هم نگذاشت. فردایش قبل از اجرای تعزیه خوانی، حاج اسماعیل زودتر از نوبتش رفت روی صحنه. دقیقاً صحنه ای که علی اکبر کفن پوش شده بود:

- امام حسین(ع ): ساعتی صبر کن ای مونس جانِ منِ زار؛

- علی اکبر(ع ): نیست دیگر به دلم جانِ پدر، صبر و قرار؛

- امام حسین(ع ): بنشین نزد پدر با تو وصیّت دارم؛

- علی اکبر(ع ): چه وصیت پدر ای، شوق شهادت دارم؛

- امام حسین(ع ):...

حاج اسماعیل اینجا که می رسد، سکوت می کند؛ چند قدم عقب می رود؛ خمیازه ای می کشد؛ آرام روی زمین می افتد؛ چشمانش را می بندد؛ نفس های آخر را می کشد. حاجی با لباس شهادت خوانی ابا عبدالله الحسین (ع) با گفتن "یا حسین" می خوابد و دیگر بیدار نمی شود. حاج اسماعیل گفته بود: "آنقدر که جان دارم باید بروم تا برسم.""

6156/ 6155 خبرنگار: نوشین طهماسبی** انتشار دهنده : محمد عزیزپور.

متن خبر فوق در سایت خبرگزاری ایرنا


نوشته شده در  پنج شنبه 95/7/15ساعت  9:12 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
سخنانم در نشست نقد و بررسی کتاب «چشمان یعقوب»
مقدّمه ام بر کتاب تاریخچه آموزش و پرورش در استان البرز
گفت و گویی با سید مقتدا حسینی مبلغ البرزی شیعه در سوئیس
سروده استاد عباس میرخانی درباره دکتر سید حمید میرخانی
مقاله ام درباره پزشک نامدار ساوجبلاغی دکتر سیّد حمید میرخانی
یادداشت انتقادی اسماعیل آل احمد درباره فرهنگسرای مهر شهر نظرآباد
گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا درباره رازی پژوه البرزی
یادداشتم در خبرگزاری شبستان درباره مسجد جامع برغان
مقاله ام درباره میرزا محسن نجم آبادی در روزنامه اطلاعات
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]