نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران

 

حسین عسکری: نشست نقد و بررسی کتاب «چشمان یعقوب» عصر روز چهارشنبه 29 شهریور 1396 در فرهنگسرای هنر شهرستان نظرآباد برگزار شد. این کتاب نوشته خانم شهلا پناهی و درباره شهید رضا کارگر برزی نخستین شهید مدافع حرم استان البرز است. متأسفانه در پایگاه تخصصی خبری کتابداری و اطلاع رسانی ایران (لیزنا) گزارش ناقص و مخدوشی از سخنان بنده منتشر شده است. در واقع، متن دقیق و صحیح سخنانم به شرح زیر است:

____________

چارچوب نظری روایتِ نویسنده کتاب چشمان یعقوب

در آغاز نشست، حجّت ‌الاسلام‌ شمس الله فلاح مدیرکل کتابخانه های عمومی استان البرز ضمن خوش آمد گویی گفت: «برای زنده نگاه‌ داشتن یاد شهدا باید به کتاب و قلم متوسل شویم.» در ادامه شهلا پناهی نویسنده کتاب، شهید کارگر برزی را فردی کتابخوان و کتاب دوست معرفی کرد و گفت: «در نوشتن کتاب، قلم را به خود شهید سپردم. نبوغ شهید و علاقه شهید به کتاب و کتابخوانی آنقدر زیاد بود که شهید از هر فرصتی برای مطالعه استفاده می کرد.» پناهی انتخاب نام کتاب را به جهت چشمان اشک آلود پدر شهید دانست و گفت: «در طی یک سال و نیمی که درگیر نوشتن کتاب بودم، همواره حلقه های اشک را در چشمان ایشان می دیدم. به همین خاطر اسم کتاب را چشمان یعقوب گذاشتم.»

دکتر حسین عسکری دیگر مهمان برنامه بود. وی در آغاز سخنانش گفت: «در حدود یک هفته است که چندین بار کتاب را خواندم و مرور کردم. در اینجا تصمیم گرفتم به آنچه که نویسنده، مستقیم به آن نپرداخته اما در ذهنش حضور داشته و قلمش را هدایت کرده، بپردازم. یعنی همان چارچوب نظریِ روایتِ نویسنده. به عبارت دیگر، نویسنده به هنگام روایت داستان زندگی شهید رضا کارگربرزی، چارچوبی را در ذهن مفروض داشته اما آن را در کتاب نیاورده است بلکه در لابلای مطالب کتاب، قابل استخراج و شناسایی است. علوم انسانی موجود که به شدّت متأثر از پارادایم پوزیتیویستی و تجربه گرایانه است نمی تواند مقوله مرگ را تبیین کند چه برسد به تبیین مقوله متعالی و قدسی شهادت. به طوری که در مواجهه با مرگ، به جهت نگاه یک سویه به انسان و همچنین نگاه صرفاً این جهانی، به تحلیل های زیست شناختی و فیزیولوژیک اکتفا کرده است.»

عسکری با اشاره به ضرورت نگاه تحولّی به علوم انسانی موجود گفت: «تحول در علوم انسانی یکی از خرمشهرهای پیش روی انقلاب اسلامی است که نیازمند عملیات فتح المبینی از جنس مجاهده علمی و پارسایی توأم با دانایی است. بی تردید علوم انسانی موجود پاسخگوی نیازهای معنوی انسان نیست.» وی در ادامه گفت: «چهارچوب نظریِ روایتِ نویسنده کتاب چشمانِ یعقوب که برگرفته از علوم انسانیِ اسلامی است سه ویژگی دارد: مرگ آگاهی، گناه آگاهی و  شرم آگاهی.»

عسکری افزود: «مرگ آگاهی، به معنای مردن نیست. مرگ آگاه، کسی است که توجّه ویژه به ابدیت و معاد دارد. به همین جهت حیوانات نمی میرند بلکه سقط می شوند. مرگ از ویژگی های عالَم انسانی است. مرحوم دکتر سیّد احمد فردید مبدع حکمت اُنسی به همین جهت می گوید در آخرالزمان انسان ها نمی میرند بلکه سقط می شوند. این یعنی، مرگ آگاهی در آن دوره از تاریخ کره خاکی، از وجود آدمیان رخت برمی بندد. به همین جهت می توان گفت هرچه مرگ آگاه تر، انسان تر. این نگاه مرگ آگاهانه در جای جای کتاب چشمان یعقوب و زیست معنوی شهید کارگر برزی قابل مشاهده است. شهادت اوج مرگ آگاهی است. اگر کسی به نهایت مرگ آگاهی برسد به مقام شهادت نایل می شود. شهید به واسطه قوه مرگ آگاهی که دارد خود را مهمان در این عالم و مهاجر الی الله می بیند. گناه آگاهی یعنی کسی که می داند اموری ممنوعه اند و نباید به سمتشان رفت چون مانع تعالی معنوی انسان هست. انسان هر چه گناه آگاه تر، معصوم تر. به همین دلیل است که بعد از هر توبه و بازگشتی احساس سبکی و عصمت می کنیم. مراتبی از این گناه آگاهی شهید در کتاب مورد اشاره به خوبی قابل دریافت است. انسان مدرن، گناه آگاه نیست به همین جهت دچار اباحه گری شده است و همه چیز را روا می داند. شرم آگاهی سوّمین خصلت انسان معنوی است. شرم با عقل نسبت مستقیم دارد. حیوانات شرم ندارند چون بی بهره از عقل هستند. به نظر می رسد فرهنگ و تمدن غرب در طول چندین هزاره زیست بشری، بی حیاترین تمدن در عرصه های فرهنگ، هنر، معماری، لباس و.. است. بی حیایی، روی دیگر قساوت است. صنعت پورنوگرافی (هرزه نگاری) موجود در فرهنگ و هنر غرب، منجر به بی حیایی و به دنبال آن قساوت می شود. کس که گرفتار هرزه نگاری است، رحم و شفقت در دلش می میرد و می تواند گروه گروه مرگ و شکنجه انسان ها را ببیند و واکنشی از خود نشان ندهد. این سه مقوله مهم انسانی یعنی مرگ آگاهی، گناه آگاهی و شرم آگاهی به وضوح در کتاب چشمان یعقوب قابل لمس است. از دیگر ویژگی های کتاب این است که شهید کارگربرزی از سوی نویسنده، انسانی بر روی زمین توصیف شده است نه موجودی آسمانی و اثیری که دست نیافتنی است. زیست شهید کارگربرزی، هم دارای وجوه بشری است به طوری که در کودکی تجربه های کودکانه خاص خودش را هم دارد اما شهید با عبور از این تنگناهای بدن خاکی، به تجربه های معنوی ارزشمندی دست می یابد. همان ویژگی هایی که از او یک شهید می سازد. نگاه کاملاً بشری و زمینی و یا نگاه صرفاً فرابشری و آسمانی به شهدا، روایت های ناقصی از فرهنگ ایثار و شهادت است. با بیان همین تنگناهای بشری شهید در این کتاب، جنبه های معنوی شهید بسیار معنادار و قابل فهم می شود. این نگاه متوازن به جنبه های بشری و معنوی شهید در کتاب چشمان یعقوب حضوری متوازن دارد.»

او در پایان گفت: «این کتاب روایتگر سبک زندگی اسلامی - ایرانی شهید کارگربرزی است. سبک زندگی ای که هر ایرانی مسلمان در نیل به آبادانی و پیشرفت ایران عزیز به آن نیازمند است. عناصر مهمی همانند نشاط معنوی، خلاقیت، فرهنگ علم آموزی و تلاش، کار گروهی، پرهیز از اسراف و تبذیر، خانواده دوستی، شفقت و مهربانی با همنوعان، غیرت دینی و ملّی، عدم شکاف بین حوزه عمل و نظر و... که در سبک زندگی شهید کارگربرزی قابل مشاهده و الگوگیری است.»


نوشته شده در  دوشنبه 96/7/3ساعت  12:6 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

اشاره: جلد پنجم البرزنامه نوشته دکتر مهراب رجبی با عنوان فرعی «تاریخچه آموزش و پرورش در استان البرز» در شهریور 1396 و در 240 صفحه به زیور چاپ آراسته شد. انتشارت فرهیختگان دانشگاه در شمارگان 2000 نسخه این کتاب را منتشر کرده است.

___________________

نام آوران استان البرز از پیشگامان مدارس جدید در ایران

نظام آموزش و پرورش هر سرزمینی، نسبت مستقیم با توسعه همه جانبه و تربیت شهروندان وفادار به ارزش های ملّی آن سرزمین دارد و از دیگر سو، مهم ترین و اصلی ترین رکن نظام فکری، معرفتی و دانایی ملّت ها در شکل گیری و رشد هر فرهنگ و تمدّنی به شمار می رود. به جرأت می توان ادعا کرد نظام آموزش و پرورش یکی از ستون های برپادارنده فرهنگ و تمدّن است و بدون آموزش و پرورش کارآمد و تأثیرگذار، هیچ فرهنگ و تمدّنی ره به جایی نخواهد برد. در یک کلام، در روزگار جدید - که به عصر دانش نامبردار است - کارکرد مدارس تنها در آموزش خلاصه نمی شود بلکه در قامت یک پایگاه معرفتی به فرهنگ سازی و تمدّن زایی هم می پردازند  .

در ایران سرافراز که از تمدّنی دیرپا و مدنیّتی باشکوه و افتخارآمیز برخوردار است، بایستی مدارس ما به مثابه پایگاه های تقویت و احیای فرهنگ و تمدّن ایرانی و اسلامی عمل کنند. این مهم میسّر نمی شود مگر اینکه رویکرد «مدارس تمدّن ساز» را تقویت و ترویج نماییم.

بازخوانی تاریخ آموزش و پرورش و واکاوی ویژگی ها و مختصات آموزشی مدارس جدید و قدیم استان البرز در شناخت اثرات مدارس موجود بر احیا و تحقّق تمدّن نوین ایرانی - اسلامی، امری ضروری به نظر می رسد. بر همین مبنا البرزپژوه گرامی جناب آقای دکتر مهراب رجبی با همتّی مردانه و تلاشی طاقت زُدا، مبادرت به تدوین تاریخ آموزش و پرورش استان البرز در این مجموعه خواندنی کرده است.

این کتاب از آن جهت مهم است که در فضای خالی از منابع و اسناد مکتوب متولّد شده است. اگر پدیده نامبارک بُخل در واگذاری منابع و اسناد را به آن دشواری ها اضافه کنید، ارزش مضاعف کتاب بیشتر آشکار می شود.

به گواهی تاریخ، نام آوران استان البرز از پیشگامان مدارس جدید در ایران هستند. در سایه حمایت های بابرکت روحانی نواندیش و مصلح قرآنی حضرت آیت الله حاج شیخ هادی نجم آبادی، شادروان میرزا حسن رشدیه (پدر مدارس نوین) موفق به گسترش این نوع مدارس در ایران شد. دیگر مشاهیر البرز همانند علامه آیت الله محمّدصالح برغانی با پی ریزی مدرسه بزرگ صالحیه در شهر قزوین به نیکی، گذارِ خردمندانه و هوشمندانه از پدیده مدارس قدیم به جدید را به نمایش گذاشتند و این گزاره را اثبات کردند که بدون دامن زدن به گسست و زلزله در سنّت می توان در گذار به عصر جدید، توأمان از ارزش های کهن ایرانی و اسلامی پاسداری کرد. البته نقش معلّمان سخت کوش و آگاه منطقه طالقان در گسترش مدارس جدید در ایران به ویژه در خطّه فرهنگ خیز شمال ایران بسیار ستودنی و در مجالی فراخ، تحلیل های عمیقی را تمنّا می کند.

خوشبختانه همه این شکوه فرهنگی و دیگر افتخارات شنیدنی از آموزش و پرورش استان البرز به قلم گرم و روان نویسنده فرهیخته این کتاب در قالب شش فصل مورد کنکاش و دقّت قرار گرفته است. خواندن این کتاب ارزشمند را به همه علاقه مندان به فرهنگ و تاریخ البرز به ویژه معلّمان، دانشجویان و دانش آموزان البرزی توصیه می کنم و برای نگارنده توانای آن توفیقات بیشتر علمی و پژوهشی را از محضر حضرت باری تعالی آرزومندم.

حسین عسکری. 17 امرداد 1396



نوشته شده در  دوشنبه 96/6/27ساعت  5:37 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

آشنایی با فعالیت های مرکز اسلامی «تیچینو»ی سوئیس

سلمان میرزایی: حجت الاسلام والمسلمین سید مقتدا حسینی ابهری از مبلغان فعال در عرصه بین المللی است. وی که ایرانی الاصل است مدیریت «مدیر مرکز فرهنگی اسلامی امام علی (ع)» واقع در «ایالت تیچینو»ی سوئیس را بر عهده دارد. تیچینو (Repubblica e Cantone Ticino) یکی از کانتون‌های - یا همان ایالت های - کشور سوئیس است که در جنوب آن واقع شده و با ایتالیا مرز مشترک دارد. زبان عمده در شهرهای این کانتون زبان ایتالیایی است و از شهرهای مهم آن می‌توان به «لوگانو» و «لوکارنو» اشاره کرد. کنفدراسیون سوئیس 26 کانتون دارد که تا زمان تشکیل دولت فدرال در سال 1848، هر کدام از آنها یک دولت مستقل بوده و دارای مرز، پرچم و ارتش خود بود. آقای حسینی ابهری که از اعضای مرتبط با مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت (ع) است و برای شرکت در ششمین اجلاس این مجمع به تهران آمده بود، با خبرنگار خبرگزاری اهل بیت علیهم السلام (ابنا) به گفتگو نشست و به معرفی مرکز اسلامی شیعیان در تیچینو پرداخت. متن گفت و گوی ابنا با این فعال مذهبی اروپا را بخوانید:

ابنا: در ابتدا در مورد «مرکز امام علی علیه‌ السلام» در سینچوی سوییس توضیح دهید.

- بسم الله الرحمن الرحیم. مرکز فرهنگی اسلامی امام علی علیه ‌السلام، مرکزی مستقل، دینی و مردمی است که توسط جمعی از مسلمانان و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام در سال 1996 میلادی در ایالت «تیچینو»ی سوییس تأسیس شد. این مرکز هیچ گونه وابستگی به دولت و یا نهاد خاصی ندارد و اداره آن با تکیه بر شرع مقدس اسلام و قوانین کشور صورت می‌گیرد. هیئت مدیره مرکز اسلامی امام علی (ع) را تنی چند از زحمتکشان و افراد با سابقه مرکز تشکیل می‌دهند.

ابنا: چه برنامه‌هایی در این مرکز برگزار می شود؟

- علاوه بر برنامه‌های ثابت همچون برگزاری منظم نمازهای جماعت، نماز جمعه، دعای توسل و دعای کمیل، در مناسبت‌های مختلف سال نیز برنامه‌های دینی و اسلامی داریم. همچنین اموری مانند ثبت عقد شرعی و طلاق، کمک در امور غسل و کفن و دفن مسلمانان فوت شده، کمک به مستمندان و برگزاری سفرهای زیارتی از دیگر برنامه‌های مرکز اسلامی فرهنگی امام علی علیه‌السلام است.

ابنا: آیا برنامه‌های فرهنگی و هنری هم در کارهای شما قرار دارد؟

- بله. برپایی نمایشگاه کتاب، گالری نقاشی و تشکیل گروه سرود برای اجرا در مراسم مرکز، از جمله فعالیت های هنری و فرهنگی ماست. کتابخانه ای هم بتازگی در این مرکز ایجاد کرده ایم.

ابنا: ین کتابخانه مورد توجه غیر مسلمانان هم قرار دارد؟

- مرکز ما در نزدیکی دانشگاه ایالت تیچینو قرار دارد و دانشجویانی هستند که در مورد اسلام تحقیق می کنند. ما کتابخانه‌های منطقه را بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که کتاب‌های شیعه در آن‌ها وجود ندارد یا بسیار کم است؛ لذا تصمیم گرفتیم کتابخانه‌ای برای معرفی فرهنگ تشیع تشکیل دهیم. البته کتابخانه مرکز در ابتدای راه است.

ابـنـا: در کار آموزش چه برنامه‌هایی را ترتیب داده‌اید؟

- کلاس‌هایی را در مدارس ترتیب دادیم تا معارف اهل‌بیت علیهم السلام را به گوش نوجوانان برسانیم که بحمدالله از طرف مردم هم با استقبال خوبی مواجه شده است. کلاس‌های آموزش قرآن کریم هم آخر هفته هم برای بچه‌ها برگزار می شود. کلاس آموزش زبان فارسی هم برای آنهایی که زبان فارسی نمی دانند برگزار می‌کنیم. همچنین برای جوانانی که تازه به سوییس وارد می‌شوند کلاسی با عنوان «مدنی» تشکیل داده می شود که در آن قوانین کشور سوییس را به آن‌ها یاد می‌دهیم تا در امور زندگی، کار و تحصیل خود گرفتار مشکلات قانونی نشوند و نیز بهتر بتوانند دین اسلام را به شهروندان معرفی کنند.

ابنا: استقبال از برنامه‌های مرکز چطور بوده است؟

- خوشبختانه همواره با استقبال مسلمانان - بالاخص شیعیان - مقیم سوئیس و حتی کشورهای همسایه روبرو بوده ایم.

ابنا: یکی از مشکلات مسلمانان در اروپا، ناآشنایی مردم بومی با اسلام است. برای حل این مشکل چه تدابیری اندیشیده‌اید؟

- اساساً یکی از اهداف این مرکز، ایجاد همکاری و ارتباط صمیمانه‌تر با نهادهای مختلف کشور سوئیس برای تسهیل پیوستگی مسلمانان و شیعیان مقیم با مردم و قانون کشور است. برای این هدف، راهکارهای مختلفی را اجرایی کرده و می کنیم؛ مثلاً کنفرانس‌ها و سمینارهای فصلی و سالانه‌ای در مرکز برگزار می‌کنیم و در آنها به بررسی موضوعات مختلف اسلامی می‌پردازیم. برای مثال موضوع «حجاب» یا «روزه ماه مبارک رمضان» را انتخاب کردیم و افراد در مورد آن با هم گفتگو کردند. همچنین برگزاری سمینارهای "گفتگوی ادیان" و نیز «دفاع از حقوق مسلمانان» از برنامه‌های پیشین مرکز در این راستا بوده است.

ابنا: برنامه‌های مرکز به چه زبانی برگزار می شود؟

- اکثر مخاطبین ما از کشورهای ایران، افغانستان، عراق، لبنان و پاکستان هستند که زیر نام و لوای امیرالمؤمنین (ع) جمع شده‌اند. با توجه به این تنوع ملیتی، برنامه‌های این مرکز معمولاً به زبان های «فارسی» و «عربی» و یک زبان محلی (به فراخور مخاطبان آن برنامه) برگزار می گردد.

ابنا: به نظر شما مهم‌ترین موانع تبلیغ مکتب تشیع و اهل بیت (ع) در کشور سوئیس چیست و شما چه راهکارهایی را برای برطرف کردن این موانع پیشنهاد می دهید؟

- در سوییس تبلیغ دینی برای غیرمسلمانان ممنوع است؛ مگر برای کمک به کسانی که در حال تردید هستند. بنابراین در برنامه‌های فرهنگی که ما در مدارس اجرا می‌کنیم تبلیغ (به شکلی که خلاف قانون است) انجام نمی دهیم؛ بلکه در آنجا معارف اسلامی را ارائه و جوانان را با حقیقت اسلام آشنا می کنیم.

ابنا: توصیه شما به مبلغینی که برای تبلیغ تشیع به این کشور سفر می‌کنند چیست؟

- مبلغینی که به این کشور سفر می‌کنند در بدو ورود به اینجا آشنایی کافی از قوانین و مقررات این کشور ندارند. توصیه ما به مبلغین این است که مشکلات مناطق خود را در سخنرانی ها مطرح نکنند بلکه فقط به بیان معارف اهل‌بیت علیهم السلام در جامعه بپردازند. آنها باید سعی کنند که در درجه اول بدانند که کجا آمده‌اند؟ چه مطالبی را باید به مردم بگویند؟ و چه مطالبی را بیان نکنند؟

ابنا: مجمع جهانی اهل‌بیت (علیهم السلام) و گروه‌ها و افراد دیگر چه نوع کمکی می‌توانند به شما بکنند؟

- سه درخواست عمده داریم: 1. کشور سوییس چهار زبان اصلی دارد: آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش. اکثر کتب اسلامی که در ایران ترجمه می‌شوند به زبان انگلیسی هستند. هر چند انگلیسی زبان بین‌المللی است، ولی بسیاری از مخاطبین ما این زبان را نمی دانند. بنابراین ما درخواست داریم زبان‌های کشور ما هم در اولویت قرار بگیرند. مرکز ما هم در صورتی که برای چاپ کتب حمایت بشود آمادگی خود را برای ترجمه کتب اعلام می کند. 2. در سوییس گروه‌های مختلف شیعی هستند که فعالیت‌های دینی دارند. برخی ثابت هستند و برخی در منازل برگزار می شوند که خودجوش هستند. ما این‌ها را شناسایی کرده‌ایم و فدراسیونی تشکیل داده‌ایم. از مجمع جهانی اهل‌بیت(علیهم السلام) تقاضا داریم به ما کمک کنند تا از این گروه‌ها هم حمایت کنیم. 3. همچنین تقاضا داریم که برای تکمیل کتابخانه مرکز به ما کمک کنند.

 


دیدارم با رییس مرکز شیعیان سوئیس

 

آیت ­الله سیّد حسن طباطبایی قمی (درگذشت 1386ش) از مجتهدان مخالف حکومت پهلوی بود که از سال 1346 تا 1357ش در خانه ای در شهر کرج تحت نظر ساواک بود. در این عکس دیدنی، حجت الاسلام والمسلمین سید مقتدا حسینی ابهری که طلبه ای جوان است در کتار آیت­ الله قمی دیده می شود. این عکس به لطف آقای حسینی ابهری برای نخستین بار در «وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی» منتشر می شود.


نوشته شده در  جمعه 96/6/17ساعت  9:13 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

نمرده است و نمیرد حمید میرخانی

استاد عباس میرخانی در شهریور 1383 به مناسبت کوچ سوگناک پزشک متعهد دکتر سیّد حمید میرخانی، غزل زیر را سروده است. این شعر به خط زیبای استاد سید احمد میرخانی خوشنویسی شده است. استاد عباس میرخانی متولد سال 1325 خورشیدی در روستای تالیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ است که از همان کودکی با خانواده اش در شهر تهران ساکن شده است. استاد میرخانی از شاعران غزلسرای معاصر ایران است. اشعارش بیشتر در سبک هندی و گاهی هم عراقی است. وی در انجمن های ادبی تهران نشو و نما یافته و تحصیلات عالی دارد. مهربانی، تواضع، نظم، وسعت دید و شناخت قابل تحسین از تاریخ و  ادبیات معاصر ایران از جمله ویژگی های این شاعر خوش قریحه است. در همان نخستین دیدار با استاد میرخانی در زمستان 1391 یکی از مجموعه اشعارش با عنوان «یادگار دفتر عمر» را به یادگار گرفتم. این کتاب در شمارگان 3000 نسخه در سال 1376 به کوشش نشر نشانه در تهران منتشر شده است. «به یاد مذهب رندان» دیگر مجموعه اشعار استاد میرخانی است.

متن شعر استاد میرخانی...

نوشته شده در  سه شنبه 96/6/14ساعت  4:12 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

پزشک البرزی بنیانگذار نخستین بانک اعضای پیوندی در ایران

پانزدهم شهریور، سیزدهمین سالگشت درگذشت دکتر سیّد حمید میرخانی پزشک متعهد و نامدار البرزی است. او علاوه بر راه اندازی نخستین بانک اعضای پیوندی در ایران، برای نخستین بار موفق به انجام عمل جراحی کاشت سلول های بنیادی بر قلب یک بیمار شد که از جمله پیشرفته‌ ترین تکنیک های درمان بیماری ‌های قلبی در جهان به شمار می ‌رود.

دکتر سیّد حمید میرخانی (متولّد 1330 - درگذشت 1383) جرّاح نامدار قلب و بنیانگذار نخستین بانک اعضای پیوندی در ایران است که از روستای تالیان از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در استان البرز برخاسته است. او پس از دریافت دیپلم، در سال 1350 در رشته فیزیوتراپی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما به جهت علاقه به پزشکی در سال 1351 بار دیگر در کنکور شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. در سال 1359 مدرک پزشکی عمومی را دریافت کرد و بلافاصله دوره دستیاری جرّاحی را آغاز کرد و در سال 1363 آن را به پایان رساند و سپس به عضویت هئیت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درآمد. در سال 1363 در رشته فوق تخصصی جرّاحی قفسه صدری دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شد و به مدت سه سال در آن مقطع تحصیل کرد. در سال 1368 جهت گذراندن دوره فوق تخصصی جرّاحی قلب و عروق و پیوند قلب رهسپار کشور سوئد شد و آن دوره را در بیمارستان هرفیلد انگلستان به پایان رساند و آنگاه به ایران بازگشت.

در سال 1372 ریاست مجتمع بیمارستان امام خمینی تهران را عهده دار شد و تا پایان عمر در این مسئولیت باقی ماند. او در سال 1383 موفق به دریافت درجه استادی در رشته جرّاحی قلب و عروق گردید. دکتر میرخانی خدمات فراوان و مهمی در جهت اعتلای پزشکی ایران به ویژه در رشته جرّاحی قلب و عروق انجام داد که از آن جمله است: تأسیس نخستین بانک اعضای پیوندی در کشور، به کاربردن دریچه هوموگرافت آئورت در موقعیت میترال، انجام نخستین پیوند همزمان قلب و ریه، انجام جرّاحی باتیستا برای بیماران با نارسایی شدید قلبی که امکان جرّاحی پیوند قلب را ندارند، انجام عمل جرّاحیROSS، انجام نخستین تزریق سلول های بنیادی در قلب به هنگام عمل جرّاحی، پشتیبانی علمی از تشکیل انجمن آترواسکلروز ایران (تصلّب شرایین)، دبیر هیأت ممتحنه بورد فوق تخصصی جرّاحی قلب، دبیر کمیسیون تخصصی جرّاحی قلب سازمان پزشکی قانونی ایران، عضو فرهنگستان علوم پزشکی کشور و عضو شورای عالی نظام پزشکی تهران بزرگ.

دکتر میرخانی شامگاه پانزدهم شهریور 1383 در سن 53 سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت و در آرامستان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. او پزشکی نیکوکار، آرام، خوش رو، باادب، متواضع و در خدمت بیماران مستمند بود.

زندگی نامه و خدمات علمی و اجتماعی دکتر میرخانی در کتابی با عنوان «همه چیز برای زندگی، زندگی برای...» منتشر شده است. در این کتاب آنچه را که دکتر میرخانی داشت و هرگز به زبان نیاورد، از کلام دوستان و همکارانش روایت شده است.

منابع: وبگاه روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران، 10 مهر 1391؛ وبگاه انجمن آترواسکلروز ایران،10 مهر 1391؛ روزنامه رسالت، ش 6910، ص 5؛ ماهنامه مهندسی پزشکی و تجهیزات آزمایشگاهی، ش 42، ص 72؛ روزنامه شرق، ش 284، ص 26.

- نشر نخست این مقاله در: حسین عسکری، «پرشک البرزی؛ بنیانگذار نخستین بانک اعضای پیوندی در ایران»، روزنامه پیام آشنا، سال چهارم، ش 976، چهارشنبه 15 شهریور 1396، ص 8.

ادامه مطلب...

نوشته شده در  دوشنبه 96/6/13ساعت  10:18 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

نظرآباد؛ نوستالژی فرهنگ... سرای تراژدی

(این نوشته را تظلّم بردنی بدانید به بارگاه مرحوم مغفور میرزا عبدالله خان مقدّم)

میرزا عبدالله خان مقدم! سلام. مرا نمی شناسید اما پدرم را حتماً می شناسید. او ـ حسین آل احمد ـ بیش از بیست سال از سهامداران کارخانجات نساجی مقدّم ـ سهامی عام بود. پدرم در قسمت تکمیل تر آن کارخانه، کارگر سه شیفت شما بود و برای میرزا عبدالله خان مقدّم کار می کرد. به صورت چرخشی هفتگی از ده شب تا شش صبح و از شش صبح تا دوی بعد از ظهر و از دوی بعد از ظهر تا ده شب. به ترکیبات شیمیایی آن قسمت حساسیت ناراحت کننده پوستی پیدا کرد و مجبور به تغییر قسمت شد و در قسمت تکمیل خشک به دستگاه چاپ استنتر ـ Stenter   ـ گمارده شد. دستگاه غول پیکری که البته دیگر با پوست این کارگر زحمتکش، دشمنی نمی ورزید. آن ناراحتی هنوز و هم چنان با ایشان هست. پدر آن سال ها دوندگی زجرآور بسیاری کرد تا بتواند این حساسیت را مدیریت کند. سرانجام به سفارش پزشکی نازنین پودر مخصوص مداوای آن ـ سوربیتول  Sorbitolـ را پیدا کرد و توانست از شدّت این ناراحتی پوستی بکاهد. این ناراحتی، شغل پدر را مصداق مشاغل سخت و زیان آور ساخت و بازنشسته پیش از موعد شد. پدر همیشه از شما به نیکی یاد می کند و من هم همیشه بوسه افتخار بر دستان پینه بسته او می زنم. عمرش دراز.

ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/6/8ساعت  7:28 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

رازی شناسی در تحقیقات تاریخ پزشکی ایران، مدیون پژوهشگر البرزی است

کد خبر: 82641089 (6134167 ( - تاریخ خبر: 1396/6/1 - ساعت ارسال: 13:55

کرج - ایرنا - البرزپژوه و پژوهشگر البرزی گفت که رازی شناسی در تحقیقات تاریخ پزشکی ایران، مدیون تلاش ها و مطالعات پژوهشگر البرزی است. دکتر حسین عسکری روز چهارشنبه اول شهریور 1396 در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با اشاره به فرارسیدن روز یکم شهریور ماه، روز پزشک افزود: محمّد بن زکریای رازی (درگذشت 313ق) حکیم، طبیب و شیمیدان نامدار ایرانی در اوایل قرن چهارم هجری قمری است. وی با اشاره به اینکه روز پنجم شهریور نیز در تقویم ایران، روز داروسازی و روز بزرگداشت زکریای رازی نامگذاری شده، اظهار داشت: رازی آثار قابل توجّهی درباره پزشکی، شیمی و فلسفه نوشته است. وی ادامه داد: رازی کاشف الکل و جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) است و درباره کیهان‌شناسی، منطق و ریاضیات هم نظراتی علمی داشت. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/6/1ساعت  4:17 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

مسجد برغان از شواهد تاریخی حضور تشیّع پیش از صفویه در استان البرز

شناسه خبر: 649533  تاریخ مخابره : 1396/5/26 - 19:48

خبرگزاری شبستان: پژوهشگر و محقق البرزپژوه در یادداشتی برای خبرگزاری شبستان در البرز آورده است: مسجد برغان از شواهد تاریخی حضور تشیّع پیش از صفویه در استان البرز است. همزمان با نزدیک شدن به (31 مرداد) سالروز جهانی روز مساجد از پژوهشگر و البرز پژوه برجسته استان البرز دکتر حسین عسکری درخواست کردیم آخرین پژوهش مطالعاتی خود را در خصوص یکی از مساجد استان البرز در قالب یادداشتی در اختیار خبرگزاری شبستان قرار دهد. دکتر حسین عسکری پژوهشگر و البرزپژوه در یادداشت خود آورده است:

ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 96/5/26ساعت  9:27 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

جنگلی مشروطه خواه

میرزا محسن خان نجم آبادی (م 1336ش) فرزند شیخ محمّدتقی مجتهد و نوه شیخ هادی نجم آبادی، از مبارزان کمتر شناخته شده مشروطیت و نهضت جنگل است. در خردسالی با پدر و پدربزرگش به حوزه علمیه نجفاشرف رفت و در آنجا زبان عربی را به خوبی فراگرفت. پس از بازگشت به تهران به پیشنهاد پدربزرگش، از کسوت روحانیت خارج شد و در گرمابه عمومی محلّه سنگلج تهران و زمین های کشاورزی روستای کرشته از توابع شهرستان شهرستان شهریار به کار پرداخت. پدر او از روحانیون ضدّ مشروطه و از یاران شیخ فضل الله نوری (م 1327ق) بود.

او درباره تاثیر شیخ هادی نجم آبادی (م 1320ق) در شکل گیری اندیشه اش می نویسد: «دوران کودکی من مصادف بود با آخرین سال های حیات مرحوم شیخ هادی نجم آبادی جدّ بزرگوارم. اخلاق و رفتار وی را همه می دانستند و می شناختند. افکار آزادی وی با وضع روز تطبیق نمی کرد، به همین جهت وی همیشه از حکومت مطلقه اظهار نفرت می کرد و در خیال حکومتی به طرز جمهوری بود. این افکار درما هم اثر کرد و بر روی همین سنخیت با آزادی خواهان و روشنفکران و کسانی که از وضع روز، ناراضی بودند آشنا شدم.» وی به خاطر می آورد که شیخ هادی در سحرگاه دوّم ربیع الاول 1314ق او را از خواب بیدار کرده و می گوید: «محسن، پاشو برو تماشا کن، می خواهند یک وطن پرست (میرزا رضا کرمانی ضارب ناصرالدین شاه قاجار) را اعدام کنند.» 

ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 96/5/18ساعت  12:39 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
سخنانم در نشست نقد و بررسی کتاب «چشمان یعقوب»
مقدّمه ام بر کتاب تاریخچه آموزش و پرورش در استان البرز
گفت و گویی با سید مقتدا حسینی مبلغ البرزی شیعه در سوئیس
سروده استاد عباس میرخانی درباره دکتر سید حمید میرخانی
مقاله ام درباره پزشک نامدار ساوجبلاغی دکتر سیّد حمید میرخانی
یادداشت انتقادی اسماعیل آل احمد درباره فرهنگسرای مهر شهر نظرآباد
گفت و گویم با خبرگزاری ایرنا درباره رازی پژوه البرزی
یادداشتم در خبرگزاری شبستان درباره مسجد جامع برغان
مقاله ام درباره میرزا محسن نجم آبادی در روزنامه اطلاعات
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]