نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

طالقان شهرستان شد  ......  شمس‌ بستری شد

شمس آل احمد نویسنده طالقانی

 * * * * * *

جهت مطالعه متن خبرهای فوق، اینجا را کلیک کنید...

نوشته شده در  سه شنبه 89/8/11ساعت  10:49 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

روستاهایی به قدمت طالقان

زمان رضاخانی

- بخش اول-

در مقاله حاضر، علاوه بر بررسی نام روستاهای طالقان، با تاریخ این منطقه و پیشینه ساکنان آن آشنا خواهید شد. «طالقان» بخشی بزرگ، کوهستانی و روستانشین در شمال غربی استان تهران است. حرفه بیشتر مردم این بخش از استان تهران باغداری، دامداری، و کشاورزی (زراعت و زنبورداری) است. از نظر زبان شناسی، مردم طالقان به زبان پارسی و گویشی نزدیک به مازنی و گیلکی سخن می گویند. در خود طالقان، هرچه به سوی دامنه های بالاتر پیش رویم، گویش مردم به مازندرانی و گیلانی نزدیک تر می شود. برای مثال به تفاوت بیان دو جمله در سه منطقه توجه کنید:

جهت مطالعه ادامه مطلب، اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده در  جمعه 89/5/1ساعت  9:46 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

روستاهایی به قدمت طالقان

- بخش دوم-

پس از حمله تازیان، عرب ها «تپورستان» را «طبرستان» نامیدند. مردمان سرزمین های شمالی ایران، بسیار به دولت و آیین گذشته شان پایبند بودند و سال ها در مقابل تازیان عرب مقاومت کردند. در میان ایشان، دیلم ها بیش از دیگر اقوام شمالی در مبارزه با عرب ها مشهورند. این قوم آنچنان عرب های مهاجم را به چالش کشید که تازیان ناگزیر به خلق روایت ها و حدیث های دروغین برای جلب کمک از دیگر مسلمانان روی آوردند. برای مثال روایت شد که پیامبر اکرم (ص) جنگ مسلمانان با دیلمان را پیشگویی کرده بود و فرموده بود: «قزوین دری است از درهای بهشت. با دیلمان جنگ می کنند؛ شهدای آنجا مانند شهدای بدر هستند.» در روایت دیگری که البته راوی مستند دارد و درست به نظر می رسد، «احمد بن ابراهیم دورقی» به نقل از «خلف بن تمیم» به نقل از «رائده بن قدامه» به نقل از «اسماعیل» به نقل از «مره» می گوید: «علی بن ابیطالب (رضی الله عنه) فرمود از شما هرکس از جنگ با معاویه کراهت دارد، عطا بستاند و به جنگ دیلمان رود. پس چهار هزار یا پنج هزار از جنگ با معاویه روی بگرداندند و من یکی از آنان بودم؛ ما همه عطا خود گرفتیم و به دیلمان شدیم.» حتی سال ها پس از حاکمیت خلیفه عرب بر تمام ایران، ساکنان شمال هر از گاهی دست به شورش علیه تازیان می زدند. چنانکه «ابن واضح یعقوبی» در شرح دوران «ابوجعفر منصور عباسی» می نویسد: «مردم طالقان شورش نمودند و (خلیفه عباسی) «عمر بن علاء» را بر سر آنان فرستاد و او طالقان و دنباوند و دیلمان را فتح کرد و از دیلمان اسیران بسیار گرفت و...»

جهت مطالعه ادامه مطلب، اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده در  جمعه 89/5/1ساعت  9:45 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

روستاهایی به قدمت طالقان

- بخش سوم-

- خیکان (خی + ک + ان): خیکان را می توانیم «خیک + ان» هم در نظر بگیریم. در این صورت، «خیک» به معنای ظرف پنیر و ماست و نیز به معنای شکم است. می گویند در گذشته، چون انتقال شیر از بالا طالقان به بخش های پرجمعیت میانی دشوار بود، ابتدا آن را به پنیر و ماست تبدیل می کردند و سپس به بازارهای یادشده می بردند. هنوز هم پنیر بالا طالقان معروف است. از سوی دیگر، «خی» در فارسی بمعنای «چراگاه» و «چمنزار» هم بکار رفته است. این معنای اخیر با نام روستا ارتباط دارد و مانند آردکان، دو پسوند مکانی (ک و ان) بدان افزوده شده است.

جهت مطالعه ادامه مطلب، اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده در  جمعه 89/5/1ساعت  9:43 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

روستاهایی به قدمت طالقان

- بخش چهارم-

روستاهایی با پسوند «- ه»: پسوند «-ه» در زبان فارسی، می تواند بعنوان نشانه ی اسم مکان بکار رود.

- وشته {Voshteh} (وشت + ه): اینجا نیز همانند قاعده ی آواییِ یادشده در توضیح «کلانک»، واژه «وَشت» بمعنای خوب و نیکو در لهجه طالقانی به «وُشت» تبدیل شده است. مولوی می گوید: گفت ریشت شد سفید از حال گشت خوی زشت تو نگردیدست وشت.

- پرگه (پرگ + ه): مصدر «پراکندن» در زبان پهلوی به صورت «پرگندن» بکار می رفته است و «پَرگ» ریشه «پراکندن» است. «پرگه» احتمالا به جدا شدن کوچ کنندگان طالقانی از اقوام شمالی اشاره دارد. ما این معنا را در واژه «پراچان» نیز مشاهده کردیم.

- خچیره (خچیر + ه): خچیر در لهجه طالقانی به معنای «زیبا» است و برای مثال، طالقانی ها، دختر زیبا را «خچیره دتر» می نامند. معرب همین واژه در ادبیات فارسی بصورت «خجیر» بکار رفته است. چنانکه فردوسی می گوید: به شاه جوان گفت زرتشت پیر که در کیش ما این نباشد خجیر.

جهت مطالعه ادامه مطلب، اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده در  جمعه 89/5/1ساعت  9:40 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

گویش تاتی در منطقه طالقان

پیمان اسحاقی

«گویش طالقانی» که در منطقه طالقان از توابع شهرستان ساوجبلاغ واقع در غرب استان تهران مورد استفاده است، را می توان از گویش های «زبان تاتی» دانست که با زبانها و گ منطقه طالقانویش های مجاور خود تبادل ساختاری و واژگانی بسیاری داشته است. تاثیرپذیری از «زبان گیلکی» و «مازندرانی» و نیز «زبان آذری»، در کنار ارتباط مستحکم و نزدیکی نسبی به تهران و برخورداری از تولیدات ادبی مکتوب و عامیانه، به این گویش غنای ویژه ای بخشیده است.

در این نوشتار، وجوه تمایز ساختاری و واژگانی این گویش با زبان فارسی معیار مورد اشاره قرار گرفته و در هر مورد نمونه ای ذکر شده است. این نوشتار در سال 1388 براساس پایان نامه اختیاری مقطع کارشناسی و با راهنمایی دکتر یحیی مدرسی در گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران فراهم آمده است. متن کامل این مطلب را در فایل پیوستی زیر بخوانید:

Azmayeshgah-gouyeshe taleghani(chaharomin matlab az bala).doc 


نوشته شده در  دوشنبه 89/1/16ساعت  10:51 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

عزیز و نگارِ طالقانی

آخرین حلقه گمشده دلدادگان عاشق

ش کتاب عزیز و نگار، تالیف یوسف علیخانیب «عزیز و نگار» از سری شب های بخارا روز پنجشنبه نوزدهم بهمن ماه 1388 به همت مجله بخارا و انتشارات ققنوس، با حضور فعالان فرهنگی و ادبی و جمعی از اهالی منطقه طالقان و الموت در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار ‌شد. علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا و برگزار کننده شب های بخارا در آغاز برنامه گفت: عزیز و نگار، داستان دو دلداده طالقانی است که قدمت آن به چند قرن می رسد. به احتمال قریب به یقین باید داستان عشق عزیز و نگار را آخرین حلقه گمشده دلدادگی عاشقان دانست که بارها در تاریخ ادبیات فارسی شاهد برخی از آن ها بوده ایم.ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 88/12/26ساعت  1:54 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

قدمگاه پیر وشته طالقان

 - بخش اول-

کامبیز کبیری

کارشناس ارشد باستان شناسی

در ضلع جنوبی روستای وشته واقع در ارتفاعات جنوبی دره طالقان، بنای برجی شکلی قرار دارد به نام «پیر نمیر» و یا «پیر وشته» طالقان. بنای مزبور با ارتفاع 2358 متر از س تصویر جلد کتاب آثار تاریخی طالقان، نوشته ناصر پازوکی طرودیطح دریا و به موقعیت جغرافیایی 36 درجه و 9 دقیقه عرض و 50 درجه 48 دقیقه طول، در نزدیکی چشمه ای موسوم به «پیری دره» واقع است.

در مورد شجره نامه و یا شخصیت پیر وشته متاسفانه اطلاعی در دست نیست (پازوکی، ص372)، اما تعدادی از پیرمردان روستا نقل می کننند که در داخل مقبره؟ سنگ قبری مرمرین وجود داشته که بر روی آن مطالبی نوشته شده بود. یکی از همین پیرمردان ادعا می کند که مطالب مذکور را به خاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است: «این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزا علی از برای درویش نمیر دام الورعه خلد المکه» (پازوکی؛ همان). علیرغم فراموش شدن تاریخ بقعه، اما عنوان میرزا علی که در جای خود بدان خواهیم پرداخت از اهمیت بسزایی برخوردار است.ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 88/11/14ساعت  9:50 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

قدمگاه پیر وشته طالقان

- بخش دوم-

تاریخ گذاری قدمگاه پیر وشته: محمد بن عبدالوهاب قزوینی در حواشی کتاب تاریخ جهانگشای جوینی آورده است: «وشته از قرای معتبر طالقان وسطی است، بر یسار شاهرود و محادی دهکده نویزک. در این قریه قدمگاه پیری است که طرف توجه اهالی است و خوارق عادات به آن نسبت می‌دهند.» (ص 398) بیشتر گفتیم که یکی از پیر مردان روستای وشته، مطالب نوشته شده بر روی سنگ قبر؟ مفقود شده این بنا را به خاطر دارد، اما تاریخ آن را چون عربی بوده فراموش کرده است. مطلب چنین است: «این بقعه متبرکه را امر فرمود سلطان میرزاعلی از برای درویش نمیر دام الورعه خلدالملکه» (پازوکی؛ ص 372) شاید رسالت باستان شناسی ایجاب نکند که ما به طور یکطرفه و تنها بر فرض صحت قول یکی از اهالی روستا، به تاریخ گذاری این بنا مبادرت بورزیم، اما عنوان میرزا علی که در حدود پنج قرن پیش در منطقه حضوری پر رنگ و تاریخی داشته، بسیار قابل تأمل و سوال برانگیز است. یعنی نمی‌تواند اتفاقی باشد.ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 88/11/14ساعت  9:45 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

یادگاری از جشن های نوروز در منطقه طالقان

سید احمد وکیلیان

ایرانیان قدیم سال را به دو قسمت کرده، هفت ماه را تابستان و پنج ماه را زمستان می دانسته اند. چنانچه در بندهش (باب 25 فقره 7) گوید: «از هر مزد روز در فروردین ماه تا انیرانروز در مهر ماه، هفت ماه تابستان منطقه طالقان است و از هرمزد روز در آبان ماه تا اسفند ماه انجام «پنجوه panjuh» پنج ماه زمستان است. در بعضی از روایت ها از جمله در فرگرد نخست و ندیداد اشاره شده است که زمستان ده ماه تابستان دو ماه بوده است.»       
هر ماه از دوازده ماه را نیز به سی روز تقسیم می کردند که در مجموع سال به 360 روز تقسیم می شد و هر کدام از روزهای ماه را به نام یکی از «امشاسپندان» می خواندند مانند بهمن روز، اردیبهشت روز، هرمزد روز و .... اما از آنجا که سال خورشیدی 365 روز است در آخر هر سال، یعنی بعد از اتمام ماه اسفند پنج روز به آن می افزودند و آن پنج روز را پنجه، پنجوه، گاه، اندرگاه بهیزک و هیژک می نامیدند که در زبان تازی به «خمسه مسترقه» مشهور است.ادامه مطلب...

نوشته شده در  جمعه 88/10/4ساعت  11:41 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
دو خواهر البرزی نخستین ماماهای دانشگاهی ایران
حاج محمّد معدنی از مبارزان انقلابی ساوجبلاغ درگذشت
آن روز به یاد ماندنی در ولیان ساوجبلاغ
گفت و گویم با ایرنا درباره استاد ابراهیم بوذری هنرمند البرزی
گفت و گویم با ایرنا درباره جشن پنجه پیتک در البرز
یکسال پس از مرگ استاد کریم نیرومند زنجان پژوه مقیم کرج
عکسی از کنگره شهید ثالث - 1387
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]