نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
صبا

 

 

دکتر عبدالله ناصری، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا در 8 آذر 1396 در گفت و گویی با خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) ضمن بازخوانی نهضت بازگشت به قرآن در پیشامشروطه، درباره آیت الله شیخ هادی نجم آبادی فقیه نواندیش و قرآن پژوه عقل گرای روزگار گفته است: «شیخ هادی نجم‌ آبادی معتقد بود که آموزش قرآن در رأس همه امور باید قرار بگیرد. شیخ هادی تحت تاثیر سیدجمال است، اما سید معتقد بود که اصطلاحات باید از بالا شروع شود، در حالی که نجم‌آبادی به اصلاحات از پایین و با فهم قرآنی اعتقاد داشت. نجم‌آبادی معتقد بود که قرآن بدون حدیث قابل فهم است، شاه بیت سیدجمال‌الدین در اندیشه سیاسی آزادی بود و نجم آبادی به او توصیه می‌کرد که آزادی را از قرآن استخراج کند. اما عقل‌گرایی و نقد خرافات مورد نظر شیخ هادی نجم‌آبادی منشأ تحول و سرآغاز رویکرد جدید به قرآن شد. شیخ هادی دو شاگرد داشت که راه او را ادامه دادند و مثل خودش در جامعه روحانیت شیعی جایگاهی را کسب نکردند. مرحوم شریعت سنگلجی و سیداسدالله خراقانی جز مشروطه‌خواهان قرآن‌  محور بودند. مرحوم خراقانی معتقد بود که قرآن خیر مشترک همه فرقه‌هاست و علت نزاع مشروطه‌خواهان و مخالفان را دوری از قرآن می‌دانست. او خیلی روی قرآن متمرکز بود. وی دوره خلفای راشدین را الگو می‌دانست که همین رویکرد باعث شد در جامعه رسمی دینی مهجور واقع شود. خراقانی بر آن بود که روند تفسیری در تاریخ اسلام قابل نقد است و مخاطب قرآن را انسان معاصر می‌دانست و معتقد بود قرآن برای همه قابل فهم است. شاگرد بعدی نجم‌آبادی شریعت سنگلجی است که تاثیر بیشتری در جهان معاصر گذاشته و کتاب‌هایی مانند «محو الموهوم» و «کلید فهم قرآن» را نگاشت و تلاش کرد که اسلام روایی را مورد نقد قرار داده، اسلام قرآنی را ترویج کند و با رویکردی عقل‌گرایانه تفسیر قرآن فارغ از علوم دیگر را مطرح سازد. بحثی که یک قرن بعد توسط جریان نومعتزلی در جهان عربی مطرح شد و این جریان تفسیر قرآن را فارغ از کلام، فقه، تفسیر و فلسفه را مطرح ساخت. این جریان علت اصلی مشکل مسلمانان فاصله گرفتن از قرآن عنوان کرد.»

متن کامل این گفت و گو در وب سایت خبرگزاری ایکنا 

ویژه مطالب «وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی» درباره شیخ هادی نجم آبادی


نوشته شده در  شنبه 96/9/11ساعت  12:26 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

سلیقه او را نمی ‌‏پسندیدند 

مرجع عالى ‏قدر تقلید حضرت آیت الله آقاى حاج سیّد موسى شبیرى زنجانى  در کتاب «جرعه ای از دریا» درباره ماجرای تکفیر حاج شیخ هادی نجم آبادی (درگذشت 1320ق) از روحانیون بلندآوازه عصر ناصری و مظفری و شیخ هادی تهرانی (درگذشت 1321ق) از بزرگان علمای طراز اوّل اوایل قرن چهاردهم هجری قمری نوشته است:

«در میان علما دو تا آشیخ هادی داریم که هر دو به نوعی مکفَّر بودند: یکی آشیخ هادی تهرانی و دیگری آشیخ هادی نجم ‏آبادی. آشیخ هادی نجم‏ آبادی ساکن تهران و متوفای 1320 و آشیخ هادی تهرانی ساکن نجف و متوفای 1321 بود. هر دو هم تکفیر شدند. شیخ هادی ساکن نجف را میرزا حبیب ‏اللـه رشتی تکفیر کرد و شیخ هادی ساکن تهران را نیز به سبب روشنفکری‏ هایش، کسانی که سلیقه او را نمی ‌‏پسندیدند، تکفیر کردند. نقل می ‏کنند: میرزا حبیب‏ الله رشتی گفته بود استکان آشیخ هادی را باید آب بکشید. آقای آشیخ محمّد حسین کاظمینی [1] - که خیلی مورد قبول بود - در آن مجلس حاضر بود. وقتی این کلام را از میرزا حبیب ‏الله می‏ شنود، می‏ گوید: استکان او را بدهید تا من سؤر او را بخورم. اگر آشیخ محمّدحسین سؤر آشیخ هادی را نمی‌‏ خورد، آشیخ هادی را بیرون مجلس می ‏کشتند. آشیخ محمّد حسین با این کار جان آشیخ هادی را حفظ کرد (رضوان الله علیهم).  (رجب 1432).»

______________

[1]. یک وقت در اصفهان خدمت آقای حاج آقا رحیم ارباب رسیدم. وی از آسید عبدالله ثقه الاسلام اصفهانی که شیخ علمای اصفهان در دوره ما بود و میرزای شیرازی را درک کرده بود، نقل کرد آشیخ محمّدحسین کاظمینی که در قضیه حاج علی بغدادی در مفاتیح الجنان نام او آمده است، نماز صبحش را با جماعت و در نمازش سوره بقره می ‌خواند. می‌ گفت: «الله اکبر» او مقارن طلوع فجر و «السلام علیکم»اش مقارن طلوع شمس بود (خرداد 1387).

یادی از فقیه نامدار نجم آبادی و یک پیشنهاد


نوشته شده در  جمعه 94/7/10ساعت  7:10 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

موبد بیدگلی زرتشتی نبود

اشاره: آقای احمد فرهنگ (متولّد 1338ش) نویسنده وبلاگ سدید کاشان در روز چهارشنبه اوّل مهر 1394 در واکنش به یادداشت مذهب موبد بیدگلی کاشانی پیش از آشنایی با شیخ هادی نجم آبادی، ابراز نظر کرده اند که بدون هیچ دخل و تصرفی منتشر می شود. نویسنده وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی، منتظر دیگر دیدگاه ها در این باره است.

* * *

سلام! موبد بیدگلی زرتشتی نبود، چون بیدگل کاشان و به طور کلّی منطقه کاشان قرن هاست که زرتشتی ندارد؛ از طرفی خود شما نوشته اید که فرزند محمّدباقر است، پس چه طور پدرش نام مسلمانی دارد و خودش زرتشتی است؟! مگر می شود آدم زرتشتی باشد و نامش عبدالعلی باشد؟ هرات افغانستان نیز فاقد زرتشتی است. زحمات شما در پژوهش و تحقیق قابل ستایش است و برایتان آرزوی موفقیت دارم ولی توصیه می کنم نوشته های دیگران را نقد کنید مثلاً مرحوم حسن مرسلوند ممکن است در مورد این شخصیت اشتباه کرده باشد و باید نظر او را اصلاح کرد. مطلب آخر اینکه تصویر مرحوم موبد برای اوّلین بار در وبلاگ سدید کاشان آمده است، و در گوشه راست این تصویر امضای سدید کاشان قرار دارد، بهتر بود که نام سدید کاشان را حذف نمی کردید تا حقوق مالکیت معنوی رعایت شده باشد.

قابل ذکر است که جناب عالی در بخش پایانی یادداشت، اشاره به اشتباه مرحوم مرسلوند کرده اید و باب پژوهش را باز گذاشته اید، لیکن مجدداً به این نکته اشاره کرده اید که وی به سبب خرافه ها به دین زرتشت روی آورده است و سرانجام در محضر مرحوم نجم آبادی مسلمان شده است و پس از مرگ آن مرحوم به مسلک اهل حق گرایش پیدا کرده است. این نیز محل اشکال است. شاید در پژوهش، اثبات شود که ایشان از ابتدا مشی صوفیانه داشته است و بر این باور بوده است که راه زرتشت و دیگر ادیان توحیدی و غیر توحیدی و حتی سلوک مرحوم شیخ هادی یک چیز بیشتر نیست و همه راه خدا را می پیمایند (که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لا اله الا هو) در این صورت باید از طریق اعتقادات ولایی به واکاوی او نشست. موفق باشید!

مقاله احمد فرهنگ درباره موبد بیدگلی کاشانی

بخش اوّل

بخش دوّم


نوشته شده در  چهارشنبه 94/7/1ساعت  1:14 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

شیخ عبدالعلی موبد بیدگلی  

توضیحی بر صفحه 330 کتاب «دشتی به وسعت تاریخ»

شیخ عبدالعلی موبد بیدگلی کاشانی (درگذشت 1318ش) از چهره­ های نامدار فرهنگی و سیاسی جنبش مشروطه خواهی ایرانیان است. انتشار «هفته نامه مدی» و نگارش کتاب های «خجسته نامه»، «مجموعه موبد» «نسخ موبد» «تصحیح شاهنامه» و «هنایش خِرد» از جمله فعالیت ­های فرهنگی و علمی او است. او که به تاریخ ایران باستان و پارسی سره مسلّط بود، از شاگردان نامدار شیخ هادی نجم ­آبادی فقیه نواندیش و قرآن پژوه عقل­گرای روزگار قاجار به شمار می رود. بر همین مبنا در آغاز کتاب هنایش خِرد، شرح حالی از شیخ هادی به عربی و فارسی و سوگنامه تیمسار آقا (شیخ هادی نجم­ آبادی) از میرزا نصرالله خان صبوری را آورده است. سپس دیوان موبد با این عبارات و اشعار در سوگنامه شیخ هادی شروع می شود: سوگنامه در مرگ یگانه روزگار، رهی ویژه کردگار، آقای شیخ هادی نجم آبادی بر وی درود و روانش انوشه و شاد باد. پناهم به یزدان ز دیو پلید / به نام خدایی که جان آفرید... در ادامه وارد توحید می شود و به ستایش حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام و امام هشتم ابوالحسن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و سایر ائمه شیعه علیهم السلام می پردازد. تضمین غزل خواجه در عرفان و پند و پیچه، چند بندی در اثبات اصول دین و.... تداوم بخش آنها است (موبد بیدگلی، 1394: 27). کتاب هنایش خرد دو بار در سال های 1322ق و 1394ش به ترتیب به صورت چاپ سنگی و سربی در تهران و آران و بیدگل به چاپ رسیده است. ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 94/6/26ساعت  6:4 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 شیخ­ هاد­ی ­نجم ­آبادی

فرزند ضدّ مشروطه شیخ هادی نجم آبادی و شیخ فضل الله نوری

در 11 امرداد 1394 مقاله ای را با عنوان «واپسین روزهای حیات شیخ شهید در آیینه دو روایت» در روزنامه جوان (ش 4590، ص 9) خواندم. آقای شاهد توحیدی در آن مطلب به ماجرای دیدار آیت ‌الله آخوند حاج ملا ‌محمّد‌جواد صافی ‌گلپایگانی (م1337ش) والد مکرّم حضرات آیات حاج شیخ علی و حاج شیخ لطف ‌الله صافی‌ گلپایگانی با مرحوم شیخ فضل الله نوری (شهادت 1327ق) به هنگام فتح تهران به وسیله مجاهدان مشروطه خواه اشاره کرده است. از گفته های مرحوم شیخ فضل الله در آن دیدار تاریخی، دو روایت از سوی فرزندان آیت ‌الله ‌محمّد‌جواد صافی ‌گلپایگانی منتشر شده است. ادامه مطلب...

نوشته شده در  سه شنبه 94/5/13ساعت  3:8 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

کتاب «حاج شیخ هادی نجم‌آبادی و طرح گفتمان دیانت عقلایی» منتشر شد 

خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا): کتاب «حاج شیخ هادی نجم‌آبادی و طرح گفتمان دیانت عقلایی» از سوی دکتر علی سلیمان ‌پور عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد به چاپ رسید. دکتر علی سلیمان ‌پور استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد در گفت‌ و گو با خبرنگار خبرگزاری آنا اظهار کرد: «هر چند حرکت مشروطه ‌خواهی مردم ایران چند سالی پس از درگذشت نجم ‌آبادی آغاز شد، لیکن نقش وی در مهیا ساختن مقدمات جنبش چه از طریق شاگردانی که تربیت کرده و چه به لحاظ نفوذ معنوی و هدایت کلی آن به سمت آرمان‌های مشروطه‌ خواهی غیرقابل انکار است. این کتاب مشتمل بر اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی آیت‌الله حاج شبخ هادی نجم‌آبادی از علمای نواندیش ایران در عصر قاجاریه (همزمان با ناصرالدین شاه قاجار) است که نقش مهمی در پیدایش و تکوین گفتمان مشروطه‌ خواهی ایران داشته است.»

مولف کتاب گفت: «وجه مهم ‌تر پیوند نجم‌ آبادی با مشروطه ‌خواهی مربوط به تاثیرات و پیامدهای افکار و اندیشه ‌هایی است که براساس فهم عقلایی دیانت، الگویی مناسب و رویکردی کارآمد را پیش نهاده و اصول مشروطه‌ خواهی را موجه کرده است.» سلیمان‌پور، عقل‌ گرایی، آزاداندیشی و خرافه‌ ستیزی را عوامل موثر زمینه‌ های توسعه گفتمان مذکور در فضای سیاسی - اجتماعی و مذهبی ایران خواند و افزود: «آنچه با عنوان گفتمان دیانت عقلایی از سوی نجم‌آبادی در سالیانی که کهنه ‌پرستی، جزم ‌گرایی و تقلید کورکورانه، خرافه، فقر و... فضای ایران را آکنده کرده بود، ارایه شد، چیزی جز تفسیر عقلانی دیانت با هدف رهایی کشور از شرایط انحطاط و عقب ماندگی گسترده نبوده است و عقل ‌گرایی، آزاد‌اندیشی، روشنفکری و خرافه ‌ستیزی در مواجهه با مقتضیات و الزامات زمانه اموری بوده است که زمینه‌ های توسعه گفتمان مذکور در فضای سیاسی - اجتماعی و مذهبی ایران را هموار کرده است.»

کتاب حاج شیخ هادی نجم‌آبادی و طرح گفتمان دیانت عقلایی در چهار فصل شامل زندگی نامه نجم ‌آبادی، مروری بر روش‌ شناسی نجم ‌آبادی در کتاب «تحریر العقلاء»، دیانت عقلایی و مسائل آن در کتاب «تحریر العقلاء» و تحلیل انتقادی گفتمان دیانت عقلایی در 128 صفحه در قطع وزیری تالیف شده است. کتاب ‌های «گفتارهایی پیرامون انقلاب و جمهوری اسلامی ایران»، «هیولای فاشیسم» و «حکایت عقل و دین بر اساس دو روایت غربی و اسلامی» از دیگر تالیفات سلیمان ‌پور است.


نوشته شده در  دوشنبه 94/5/5ساعت  12:15 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

بازگشت سیّد و شیخ به اسلام حقیقی

درباره ارتباط شیخ هادی نجم آبادی از روحانیون نوگرای دوره قاجار با سیدجمال الدین اسدآبادی متفکر همعصرش اطلاعات اندکی در منابع تاریخی وجود دارد. با این وجود درباره این مساله که این دو با یکدیگر مراوده داشته اند تمامی منابع متفق القول هستند. واقع آن است که گرچه شیخ و سید با یکدیگر هم صحبت بوده اند اما با یکدیگر اختلافاتی در مشی سیاسی هم داشته اند. سیدجمال لزوم اصلاحات در یک جامعه را در رفع استبداد و منوط به اصلاح حاکم و حکمران آن جامعه می داند حال آن که شیخ هادی معتقد است برای این مساله باید ابتدا توده های مردم را بیدار ساخت. در این مطلب به قلم حسن شمس آبادی به مناسبات این دو شخصیت تاثیرگذار در تاریخ معاصر ایران و نقاط افتراق و اشتراک آنها پرداخته شده است.

 متن کامل مقاله


نوشته شده در  چهارشنبه 94/4/3ساعت  5:18 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

موجانی: کتاب تاریخ مکتوم ما را وارد مکتب تشکیکی می‌کند

ملک‌زاده: کتاب مانند پتک بر سر خواننده فرود می‌آید 

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): میزگرد اختصاصی خبرگزاری ایبنا برای بررسی و نقد کتاب «تاریخ مکتوم» اثر سید مقداد نبوی رضوی با نقادی علی موجانی، رییس کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه و دکتر الهام ملک‌زاده، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کتابخانه شخصی موجانی برگزار شد. از نویسنده کتاب برای حضور در این میزگرد نقد دعوت شده بود اما وی در آن حضور نیافت. در پشت جلد کتاب درباره بررسی نقش مهم‌ترین و در عین حال ناشناخته‌ترین گروه‌های فعال در رویداد مشروطه آمده است: «تاریخ مکتوم تلاشی است در بررسی فکر و عمل یکی از مهمترین و در عین حال ناشناخته‌ترین گروه‌های فعال در دگرگونی بزرگی که تاریخ معاصر ایران را تحت شعاع خود قرار داد یعنی نقش فعالان بابی/ ازلی در تهیه و تدارک تحرک سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای که از اواخر دوره قاجار آغاز شد و بالاخره به صورت انقلاب مشروطه به ثمر نشست
در «مقدمه تاریخی» کتاب درباره چگونگی شکل‌گیری بابیه آمده است: «سرزمین ایران در سال 1260 .ق با رویدادهای مهم روبه‌رو شد. جوانی تاجر پیشه، به نام سیدعلی محمد شیرازی (متولد 1235.ق)، خود را نایب امام دوازدهم دانست، این شخص گرایشی شیخی داشت و به درس پیشوای وقت شیخیان، حاج سید کاظم رشتی حاضر می‌شد و او را «معلم» خویش یاد می‌کرد. سید علی محمد، چون خود را «باب امام» می‌خواند، به «باب» معروف شد و پیروانش نیز «بابیان» خوانده شدند.» با این اطلاعاتی که از کتاب ارائه شد پرسش‌های خود را با کارشناسان و پژوهشگران تاریخ مطرح می‌کنیم.  ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 94/3/6ساعت  9:6 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

تورج امینی  سید مقداد نبوی رضوی   موسی فقیه حقانی

تورج امینی + سید مقداد نبوی رضوی+ موسی فقیه حقانی

پیش از این در وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی درباره پیوند بهاییت و انجمن حجّتیه علیه ایمان شیعی شیخ هادی نجم آبادی مطالبی را نوشتم. تورج امینی در دوم اسفند 1393 در  «نامه سرگشاده به آقا مقدادخان نبوی رضوی»، شواهد دیگری از گرایش سید مقداد نبوی رضوی (نویسنده کتاب تاریخ مکتوم) به انجمن حجّتیه را آشکار کرده است. وی ضمن اشاره به «دکتر نادر فضلی» از چهره های اصلی انجمن حجّتیه نوشته است: «ما... هیچ ‌گاه از کار دکتر فضلی و اعوان و انصارش ناراحت نشدیم. حتّی از کار آن رفیق حجتیّه‌ ای که در میدان توحید می‌ آمد پیش ما و با هم ناهار و شام می خوردیم و گپ می‌ زدیم و صحبتی می ‌کردیم و پیش دکتر فضلی هم می ‌رفت و بعد به ما می ‌گفت که حجتیّه ‌ای نیست و دکتر فضلی را هم نمی ‌شناسد، ناراحت شیخ هادی نجم آبادی (1250- 1320ق) روحانی نواندیش، آزادی خواه و قرآن پژوه عقلگرای دوره قاجارنشدیم!...با انجمن حجتیّه ‌ای که می ‌تَقَیُّهَد (= تقیّه می ‌نماید) و علیه ما می ‌تنفّسد(= تنفّس می‌ کند) و سر سفره می‌ تَپَپسُیَد (= پپسی مصادر شده بهائی ‌ها را مثل آب تصفیه شده، می ‌خورد)، رفاقت می ‌کنیم. بنابراین خیالتان راحت باشد.ما از کسی ناراحت نیستیم. حتّی از آقای موسی حقّانی هم دلخور نیستیم که یک روزهایی به ما طعنه‌ های استعماری/ سیاسی/ مذهبی/ اجتماعی/ بهداشتی می ‌زد و حالا مقاله‌ های شما را که همان حرف های ما است، چاپ می ‌کند. دنیا جای بسیار عجیب و غریب و کجی است. حالا تازه کجای کجی ‌اش را دیده ‌اید، خیلی جالب ‌تر و کج ‌تر خواهد شد. چه لگن ‌های خاسره‌ ای که بشکند، ای برادر جان.» ادامه مطلب...

نوشته شده در  پنج شنبه 94/2/31ساعت  10:7 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

شیخی که با فقرا هم غذا بود

در دوره حکومت شاهان قجری و به ویژه ناصرالدین شاه، کمتر روحانی بود که به قیام علیه دستگاه حکومتی و هنجارشکنی برخیزد و شاید شیخ هادی نجم آبادی را بتوان از معدود روحانیون پیش قدم در این امر دانست.مرحوم شیخ هادی نجم آبادی، از اهالی روستای نجم آباد از توابع شهرستان نظرآباد بود و پس از تحصیل و بازگشت از نجف به یکی از علمای و فقهای مشهور تهران در دوره ناصری تبدیل گردید. وی در امور شرعی همیشه با مردم بود و به امور قضا و دادخواهی شخصاً رسیدگی می نمود و در دادخواهی هرگز به خواهش دوستان و برآورده نمودن تقاضاهایشان وقعی نمی نهاد. بنا به روایات اطرافیانِ وی، او سرپرستی بیش از دویست خانواده بینوا را عهده دار بود و گروهی از یتیمان را کفیلِ تمام مخارج آن ها بود که اکثر آن ها در دبستان رشدیه دانش آموز بودند و بنا به دستور شیخ، ناهار این کودکان پلوخورشت بود و این کودکان هر ماه به نزد شیخ آورده می شدند و از آن ها سؤالاتی پرسیده می شد تا موفقیت درسی آن ها محک زده شود. از شیخ هادی نجم آبادی ماجراها و حوادث شنیدنی بسیاری روایت شده است به نحوی که محمود حکیمی به تعدادی از آن ها اشاره نموده است که شاید ذکر تعدادی از آن ها خالی از لطف نباشد. ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 94/2/30ساعت  2:45 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3      >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
مقاله ایرج رنجبر درباره شاخه ای از ایل افشار در ساوجبلاغ
گفت و گوی انتقادی دکتر مهدی اصل زعیم با دکتر محمود بهمنی
نامه سرگشاده روحانی نظرآبادی به سخنگوی قوه قضاییه
پاسخ محمود یوسفی به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
پاسخ حمیدرضا زعیم به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
پاسخ ابوالفضل سلطانی به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
بررسی عملکرد شورای شهر نظرآباد در انتخاب شهردار
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]