نگاهی به شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد : سرزمین ریشه ها / نگین فرهنگی استان البرز / میراث دار مدنیت نه هزار ساله / خاستگاه فرهنگ های کهن و ناب ایران زمین
سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران

 

 

حسین عسکری: روز ششم آذر 1396 در روستای قاسم آباد آقا از توابع شهرستان ساوجبلاغ با آقای ایرج رنجبر دیداری داشتم. ایشان از نوادگان قاسم خان افشار قاسملو از بزرگان ایل افشار در منطقه ساوجبلاغ و میراث دار اسنادی درباره این شاخه از ایل افشار است. از ایشان درخواست کردم که یافته ها و مطالعات خود را در این باره قلمی کند. مطلب زیر حاصل آن درخواست است. 

_________________

بعد از فوت کریمخان زند در سال 1193 و قبل از یکپارچگی کشور توسط آقا محمّد خان قاجار جنوب کشور توسط فرزندان کریمخان زند و شرق کشور خراسان توسط نوادگان نادر شاه و شمال کشور توسط ایل قاجار و غرب کشور توسط ایل افشار قاسملو اداره می‌گردید. هر یک از ایل های فوق در پی تلاش جهت مطیع نمودن رقبای خویش اقدام می نمودند که این امر توسط ایل قاجار تحقق می یابد. افشارهای قاسملو از نوادگان نادرشاه که فرزندان رضا قلیخان افشار قاسملو در غرب کشور می باشند خود را بعد از نادرشاه مستحق اداره کشور می دیدند. علیرغم میل باطنی دوازده سال بعد از فوت کریمخان و حاکم بودن در غرب کشور مجبور به همکاری با قاجارها گردیدند. به دستور کریمخان زند امامقلی خان از سال 1185 قمری بعد از فوت پدرش رضا قلیخان افشار قاسملو حاکم ارومیه و توابع می گردد که بعد از فوت امامقلی خان نیز از این ایل برادرش محمد قلیخان حکمران ارومیه و توابع می گردد. 

  آقامحمدخان قاجار قبل از سال 1205 قمری به سوی آذربایجان لشگر کشی می نماید و محمد قلیخان حکومت را به برادرش قاسم خان افشار می‌سپارد و خود عازم قلعه باراندوز می گردد. با تصرف ارومیه به‌ دست قاجارها محمد قلیخان افشار قاسملو  علیرغم میل باطنی چاره ای جز تسلیم نمی یابد. آقا محمد خان قاجار جهت کنترل ایل افشار مجدداً محمد قلیخان را به حکومت ارومیه منصوب و دیگر اعضای ایل افشار را با قاسم خان افشار قاسملو به ساوجبلاغ منتقل می نماید و در روستاهای افشارنشین فعلی از جمله قاسم آباد آقا که به نام قاسم خان نامگذاری گردیده، سکنا می‌ گزیند و از سرداران ایل افشار قاسملو در سپاه خود جهت تثبیت خود و یکپارچه کردن کشور نیز استفاده می نماید. آقا محمد خان قاجار در به تثبیت رساندن قاجار از هیج شقاوتی کوتاهی نمی نماید مانند ماجرای کرمان و تفلیس و برخورد ناجوانمردانه با لطفعلی خان زند که مجموع این موارد محمد قلی خان افشار را در انتقام گیری خود مصمم می نماید. در بازگشت از کرمان به ارومیه در مورخه بیست پنجم ربیع الاخر 1209قمری شعری توسط منشی مستوفی مصطفی سعدآبادی سرود شد که بازگشت از کرمان و سال تولد محمد قلیخان را مشخص می نماید.

ورودش زکرمان به مدحت بگفتی       

با لکن زبان: مصطفی خیر مقدم

رقم شده دویست چل چار زاید      

از غلام محمد محمد قلی کم

آقا محمد خان قاجار در سال 1210 قمری بر کل ایران از جمله آذربایجان دست یافت و در سال 1211 با طراحی محمد قلیخان و فرزندش خداداد خان به قتل می رسد و فتحعلی شاه جهت تثبیت قدرت خود ضمن لشگرکشی به آذربایجان و مطیح نمودن آن سامان با ازدواج با دختر امام قلیخان افشار قاسملو به نام بیگم خانم و با اکتفا نمودن به تبعیدی مجدد افشارها به روستاهای ساوجبلاغ و بازداشت محمد قلیخان و زندانی کردن ایشان در تهران اقدام قبلی آقا محمد خان قاجار را تکمیل می نماید. محمد قلیخان در سال 1214 قمری در زندان فوت و در روستای قاسم آباد آقا از توابع شهرستان ساوجبلاغ به خاک سپرده می شود و قاسم خان افشار قاسملو نیز در سال 1242 در همان روستا دارفانی را وداع و آرام می گیرد. زمان و علت انتقال افشارها به ساوجبلاغ که برای همه و افشار های نسل جدید در هاله از ابهام بود موارد ذکر شد فوق می باشد.افشارهای ساوجبلاغ بعد از سال های 1304 شمسی با تثبیت شناسنامه با فامیلی های حتی غیر افشار در اکثر روستاهای ساوجبلاغ ساکن می باشند.

نمونه اسناد برجای مانده از ایل افشار ساوجبلاغ...

نوشته شده در  جمعه 96/9/24ساعت  8:43 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

اشاره: «وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی» در سال های اخیر با میانگین روزی 1200 بازدیدکننده به رسانه انتقادی فعالان علمی، فرهنگی و اجتماعی شهرستان های ساوجبلاغ و نظرآباد تبدیل شده است. از همان آغاز فعالیت این وبلاگ یعنی از 20 آبان 1386 گسترش فرهنگ نقد و آداب گفت و گو از اهداف ضروری آن در نظر گرفته شده است. در یادداشت زیر آقای دکتر مهدی اصل زعیم (دانش آموخته دکتری جامعه شناسی) به نقد گفته های اخیر آقای دکتر محمود بهمنی (نماینده شهرستان های ساوجبلاغ، نظرآباد و طالقان در مجلس شورای اسلامی) پرداخته است. این وبلاگ از ابراز نظر خوانندگان گرامی درباره یادداشت زیر استقبال می کند. پیشاپیش بابت وجود یک مورد علامت [...] در متن این یادداشت پوزش می طلبیم.

 

انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 94 فرصتی شد تا [...] جنابعالی خود را به مردم عرضه و بسیاری از عقلا و سیاست ورزان حوزه انتخابیه، انتخاب جنابعالی را در بین نامزدهای موجود به مصالح عمومی نزدیکتر بدانند؛ فلذا صراحتاً به عرض می رساند که شما بهترین نبودید اما خیرالموجودین بودید و این دو باهم بسیار فاصله دارند. از آنجایی که این موکل تان، هم از جنابعالی در روزهای واپسین رقابت های تبلیغاتی حمایت کرده و هم به شما رای داده است و از آنجایی که هیچ شخص و جایگاهی را در نظام سیاسی فارغ از نقد نمی داند مواردی انتقادی را به عرض می رساند امید است موجب آن شود که اندک تأملی فرمایید.

جناب آقای دکتر بهمنی؛ در مصاحبه اخیر جنابعالی در خصوص ارتباط شما با رضا ضراب دلال اقتصادی دولت احمدی نژاد و وضعیت شورا و شهرداری شهر نظرآباد، هم مطالب واقع بینانه ای بود که بیانش از زبان شما لازم بود و هم مطالبی که شایسته جنابعالی نبود که در ادامه به آنها اشاراتی خواهد شد:

1- فرزند جنابعالی، جناب دکتر امیر بهمنی همچون بسیاری از جوانان دانشگاهی این سرزمین فارغ از اینکه به لحاظ قانونی بتواند بر کرسی شهرداری شهر هشتگرد (نه روستای هشتگرد) بنشیند یا خیر از سرمایه های ذیقیمت این سرزمین است اما متهم کردن شخص مخالف ایشان به اعتقاد به فرق ضاله برای بستن دهان منتقدان نه با شرع سازگار است و نه با اخلاق و عقل و به طریق اولی با قانون که شما خود قانون گزارید.

2- جناب آقای وکیل؛ شما اگر همچون بسیاری از مسئولین دکتر این مملکت درس نخوانده باشید که نه می توانند مقاله بنگارند، نه می توانند یک تحلیل کارشناسانه بدهند و نه با یک زبان خارجی می توانند تکلم نمایند به نیکی می دانید که گرایش «فقه و مبانی حقوق» از گرایش های رشته الهیات می باشد و اگر فردی نه با کارشناسی ارشد این رشته بلکه با درجه دکتری این رشته تحصیلی از نظر شما نتوانست بر کرسی ریاست یک شعبه کوچک بانکی تکیه بزند، آیا شما با فقه و مبانی اسلام مشکل دارید؟ جناب آقای بهمنی عزیز؛ سن و سال شما از سن و سال انگ زنی ها گذشته است. مراعات ریش سفیدتان را بنمایید.

3- جناب آقای دکتر بهمنی؛ شما سال های سال متولی مدیریت اقتصادی بوده اید و قطع و یقین دچار نسیان نیستید. آیا شما در روزهای رقابت های انتخاباتی ملتزم به رعایت مشی اعتدال و همراهی با دولت تدبیر و امید نشدید؟ جناب آقای بهمنی؛ قرار گرفتن نام شما در لیست مدیران ستادی بقایی را شایعه می پنداریم. قرار گرفتن نام شما در لیست مدیران ملّی حامی حجت الاسلام رییسی را شایع می پنداریم. نشستن شما در جمع مدیران ملّی حامی جناب رییسی را پای رودربایستی شما با دوستان سابق تان گذاشتیم اما حمایت آشکار شما از جناب امیر یزدی را چه کنیم؟ علیرغم احترام به انتخاب شورای شهر در چارچوب موازین قانونی و باورهای سیاسی جناب آقای یزدی، آیا حمایت تمام قد شما از فردی که از پر و پا قرص ترین افراد جریان منتقد دولت و عضو جمنا است بر همان میثاق تان با اعتدالیون استوار است یا بر پیمان شما با سران دولت گذشته که این سرزمین را به قهقرا بردند.

4- جناب آقای وکیل؛ ای کاش این حساسیت در رعایت حقوق مردم حوزه انتخابیه را در فرآیند انتخابات شوراهای شهر و روستا هم از خود نشان می دادید تا شایستگان با رویکردهای تنگ نظرانه منصوبان شما حذف نمی شدند و مردم بهترین ها را انتخاب می کردند و وضعیت شوراها به این روزگار دچار نمی شد.

5- جناب آقای دکتر بهمنی؛ جنابعالی رییس کل بانک مرکزی دولت احمدی نژاد بوده اید و در آن منصب هم بنا به فرمایش خودتان خدمات ارزنده ای را ارایه فرمودید تا تصمیم های نابخردانه آن دولت مملکت عزیزمان را به تمامه به سقوط نکشاند و حتی اشاره داشته اید که دول غربی از جنابعالی و شاید تیم اقتصادی دولت وقت برای خروج از بحران پیش آمده راهکار خواستند و شما هم مضایقه نکردید و ایشان را از رکود اقتصادی نجات دادید. این امر جای مباهات دارد دولتی که نتوانست اقتصاد خود را بگرداند با زبدگانی چون شما توانست بر مشکلات اروپاییان در حوزه سیاست گذاری اقتصادی فایق آید. لذا خواهش این برادر کوچک شما این است محورهای پیشنهادی تان را به جامعه اقتصادی کشور عزیزمان ایران عرضه فرمایید تا ایشان نیز ضمن نقد و نظر، از این تجربیات بهره مند شوند.

و سخن پایانی اینکه نقدهای بیان شده نه از سر تقابل با جنابعالی بلکه بیانی ناصحانه است برای شنیدن و اندکی تأمل کردن که اینجانب چند دهه مدیریت جنابعالی و ریش سفیدتان را اعتبار شما می دانم که اگر عده ای بر گرد شما دوره شدند تا حصن حصینی بنا کنند که صداها را به درستی نشنوید و آنچه ضرورت دارد نبینید، این سرمایه رو به اضمحلال خواهد رفت و اما اگر مراقبت فرمایید دو سال باقیمانده از دوره وکالت تان می تواند یاد و خاطره ای ارزشمند برای مردم شریف باشد.

فاعتبروا یا اولی الابصار. موکل شما. مهدی اصل زعیم. 

 

امیر بهمنی فرزند (آقازاده) دکتر محمود بهمنی گزینه شهرداری هشتگرد که با اعتراض فراگیر مردم، رسانه ها و برخی اعضای شورای شهر از تصدی این مسئولیت بازماند

 

مشاهدات یک خبرنگار از روستای فشند ساوجبلاغ زادگاه دکتر بهمنی

 

شرائط ویژه تحصیلات دانشگاهی امیر بهمنی + سند / جوابیه  


نوشته شده در  جمعه 96/9/24ساعت  12:15 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

ساوجبلاغ در زبان ترکی یعنی سرزمین جشمه های سرد

 

وبلاگ «ساوجبلاغ پژوهی»

تاریخ راه اندازی: 20 آبان 1386

حروف نگار و صفحه آرا: محبوبه اکبری

وبلاگ «ساوجبلاغ پژوهی» در تاریخ  25 دی 1389 در «ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده و طبق قوانین، همه حقوق آن متعلق به «حسین عسکری» بوده و نقل مطلب با ذکر منبع بلامانع است.

askari128@yahoo.com

«حسین عسکری» متولد اول فروردین 1353 خورشیدی در محله قدیمی شهر نظرآباد کرج / دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی دانش / نویسنده چهار عنوان کتاب: کتابشناسی ساوجبلاغ، نقد دل، دشتی به وسعت تاریخ و روستای ایستا / مدرس دانشگاه / عضو هیئت موسس موسسه رخسار قرآن و موسسه فرهنگی و هنری شمیم جوان البرز / نویسنده حدود صد مدخل در دایره المعارف تشیع و مولف تعدادی مقاله که در نشریه های فرهنگی انتشار یافته است.


نوشته شده در  یکشنبه 86/8/20ساعت  4:8 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

فهرست مطالب وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
مقاله ایرج رنجبر درباره شاخه ای از ایل افشار در ساوجبلاغ
گفت و گوی انتقادی دکتر مهدی اصل زعیم با دکتر محمود بهمنی
نامه سرگشاده روحانی نظرآبادی به سخنگوی قوه قضاییه
پاسخ محمود یوسفی به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
پاسخ حمیدرضا زعیم به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
پاسخ ابوالفضل سلطانی به اظهارات کولیوند درباره شهر نظرآباد
بررسی عملکرد شورای شهر نظرآباد در انتخاب شهردار
شناسنامه وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی
[عناوین آرشیوشده]