سفارش تبلیغ
صبا ویژن

 

 


 

یادداشتی برای البرز نوشت و رفت 

پروفسور دیوید استروناخ (David Stronach) باستان‌شناس اهل اسکاتلند و متخصص فرهنگ و تاریخ ایران و عراق و استاد شناخته شده دانشگاه برکلی، در 7 تیر 1399 در سن 89 سالگی درگذشت. او که متخصص دوره های ماد و هخامنشیان بود با استاد دکتر یوسف مجیدزاده (چهره ماندگار باستان شناسی ایران) دوستی قدیمی داشت. وقتی دکتر مجیدزاده در محوطه باستانی ازبکی استان البرز، پنجمین فصل کاوش باستان شناختی را انجام می داد، پروفسور استروناخ در 18 مهر 1381 به شهرستان نظرآباد آمد و دژ مادی و دیگر تپه های این محوطه باستانی را دید. بنده در آن سال ها مشغول نگارش کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» بودم و بیشتر روزها خدمت استاد مجیدزاده می رسیدم. سند فوق، یادداشت پروفسور استروناخ درباره اهمیت محوطه ازبکی است که در صفحه 435 کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» چاپ شده است. عکس فوق را هم دوست عزیزم آقای زکریا زنجانی (باستان شناس البرزی) در همان روز از چهره پروفسور ثبت کرده است. دیگر دوستم آقای عادل نورزاده یادداشت این ایران شناسی نامی را برای کتاب برگردانده است: «دیدن حفاری های تپه ازبکی بسیار جالب است. من به ویژه از کشفیات باستان شناختی استاد مجیدزاده یعنی شهر مادها در مجاورت تهران مسرور هستم. این [حفاری ها] بدان معنی است که باستان شناسان [ایرانی] شروع به مستندسازی کل منطقه سکونت مادها در موطن خود کرده اند نه این که فقط به منطقه همدان بپردازند. همچنین قابل ذکر است که برنامه [حفاری] تپه ازبکی هم از لحاظ کنده کاری و هم از نظر محافظت از آن قابل ملاحظه است.» پروفسور استروناخ هجده سال پیش، یک روز در محوطه باستانی ازبکی ماند و با دقت و اشتیاق همه آثار آشکار شده به همت دکتر مجیدزاده را دید. عاشق ایران بود و فارسی را خوب صحبت می کرد. البته یادداشتی ارزشمند برای البرزیان برجای گذاشت و رفت. روحش شاد.

حسین عسکری

- نشر نخست این یادداشت در: روزنامه پیام آشنا، شماره 1639، چهارشنبه 11 تیر 1399، صفحه 8.


یادداشت پروفسور دیوید استروناخ در محوطه باستانی ازبکی، 18 مهر 1381


یادداشت فوق در روزنامه پیام آشنا



نوشته شده در  چهارشنبه 99/4/11ساعت  6:24 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 


 

 

یادی از هیوای هیو

هیو در بین روستاهای شهرستان ساوجبلاغ بیشتر با معادن زغال سنگ اش شناخته می شود. این را از نام خانوادگی اهالی اش می توان دریافت. معادنی قدیمی و با برکت که بخشی از تاریخ توسعه و صنعت استان البرز به شمار می روند. دیگر ویژگی این روستای آباد و بزرگ، علاقه اهالی اش به دانش و فرهنگ و هنر است. تعداد قابل توجه دانشگاهیان و هنرمندانش دلیلی بر این حرف است. در غرب استان البرز، هیوی ها همچنین به مدارا، گفت و گو و تعامل با دیگران شهره هستند. به گمانم همه این ویژگی ها، باعث شد که در سال 1384فصلنامه هیوای هیو با عنوان «نخستین نشریه روستایی ایران» چاپ و منتشر شود. علی معدندار صاحب امتیاز و مدیر مسئول، امیر معدنی پور سردبیر و ابوالفضل معدنکن مدیر اجرایی این نشریه خواندنی بودند. صفحات فصلنامه با مطالبی از افتخارات علمی، فرهنگی و اجتماعی هیو و گاهی از مطالب روستاهای اطراف پر می شد. نمی دانم به چه دلایلی پس از چند شماره از انتشار بازماند. اثرگذاری و کیفیت این نشریه موجب شد که در آن سال ها، چندین بار حضوری و تلفنی از آقایان معدندار و معدنکن درخواست کردم که هیوای هیو را به همان شکل یا در گستره شهرستانی که شامل سه شهرستان فعلی ساوجبلاغ، نظرآباد و طالقان بود، ادامه دهند اما متاسفانه نشد. به گمانم هنوز هم دیر نشده و می توان این حرکت فرهنگی - رسانه ای خوب را با رویکردی تازه ادامه داد...

حسین عسکری - 8 تیر 1399 

 

_______________________________


نسب البرزی سهراب شهید ثالث؟ 

سهراب شهید ثالث فیلمنامه نویس، فیلم ساز و کارگردان نامدار ایرانی 22 سال پیش در 10 تیر 1377 درگذشت. در نگاه اول به نظر می رسد که او از نوادگان آیت الله شیخ محمد تقی برغانی (شهید ثالث) فقیه شناخته شده البرزی است. در چند منبع اینترنتی محدود هم به نسب برغانی او اشاره شده است. در سال های پیش، از شادروان استاد عبدالحسین شهیدی صالحی (میراث دار خاندان برغانی) درباره نسب سهراب پرسیدم اما پاسخ روشنی نشنیدم. محل تولد او در نوشته ها، تهران و قزوین ذکر شده است. به هرحال همچنان می توان در این باره تحقیق کرد تا به ادعای محکمی دست یافت. این حرف ها را زدم تا بگویم مرحوم سهراب شهید ثالث برای تاریخ سینمای ایران مهم است و به تبع آن نسب و زندگی نامه اش. روحش شاد.

حسین عسکری - 10 تیر 1399

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology



نوشته شده در  یکشنبه 99/4/8ساعت  6:48 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

[...«اهل توقف» یا ساکنان «روستای ایستا» به تعبیر و توصیف مولف کتاب یا «ایستا گزینان ِایستا نشین» طالقان به تعبیر این قلم بر مذهب شیعه دوازده امامی اند و در انتظار ظهور امام دوازدهم و به تقلید از مرجع تقلید فقیدشان چشم از همه مظاهر و مصادیق و دستآوردهای تجدد و تمدن به مفهوم متجدد آن فروبسته اند و خود را مهیای ظهور امام غائبِ قائمِ منتقم می بینند و می کنند تا در کنار او چونان مجاهدانی صدیق علیه دشمنانش که همه از ظالمان و فاسقان و کافران و تبهکاران و اهل نفاق  و دروغ و فریب و فساد هستند در آوردگاهی سخت و سنگین و سهمگین و پرخون بجنگند و در پیروزی بر دشمنان یاری اش دهند  . موعودهای رهایی بخشِ دین رزتشت به روایت موبدان نیز چنینند. سر هزاره ها که ظهور می کنند با نیروی های اهریمنی و مظاهر و مصادیق ستم و فریب و دروغ خواهند چنگید. اتفاقاً در زمان ساسانیان تقویم و نحوه گاهشماری زرتشتیان روزگار ساسانی وقتی به پایان هزاره پیشین و افتتاح هزاره پسین نزدیک می شد و موبدان و شاهان ساسانی احساس می کردند مقارن شده است با ظهور موعود منجی که نام هایشان اوشیدر و اوشیدرما و سوشیانت در سنّت دینی زرتشیان آمده است چنان هراسان می شدند که تقویمشان را دستکاری می کردند تا خاطرشان از ظهور موعود منجی آسوده آسوده تر شود. اتفاقاً ظهور مانی چونان منجی و رفتار موبدان و شاهان زرتشتی آئین، با او بسیار آموزنده است. یهودیان منتظر موعود منجی شان مشیحا یعنی مسیح و متبرک و سپندینه در کنیسه هایشان دعای حرج و فرج می خواندند که از پرده غیبت به در آید و خون بریزد و انتقام قوم برگزیده را از دشمنانش بستاند وقتی عیسی بن مریم (ع) در میانشان به ظهور آمد و از میانشان برآمد تصوراتی چنان موهوم و اسطوره ای و جعلی و قومی و تصویری چنان متصلب و منجمد و خشن از موعود در ذهن داشتند که چونان دیوارهای سیکلوپی بلند و ستبری که طی روزگاری طولانی به مرور زمان برافراشته شده بود مانع عظیم بر سر راه منتظران بود در دیدن و شنیدن و بوییدن و پذیرا و نیوشا شدن نَفَس و دم مسیحایی او. و این چنین جماعتی از منتظران با او از در ستیز درآمدند و جماعتی پشت به او کردند و روی از گرداندند و جماعتی دانستند که سخنش حق است و مژده اش خوش و رهایی بخش اما چنان بنده زر و سکه دنیا بودند و بنده قدرت کتمانش کردند و سرانجام به صلیبش آویختند و تن وحی را به صلیب کشیدند و گمان بردند عیسای کلمه الله را به صلیب کشیده و به قتل رسانده اند...]

 

متن کامل یادداشت استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی

 


نوشته شده در  شنبه 99/3/31ساعت  1:6 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

    

 

 

هشتگرد یا هشترود؟

امروز برای یافتن معنای واژه ای رجوع کردم به جلد پانزدهم لغت نامه بزرگ دهخدا. در صفحه 23865 آن چشمم به مدخل «ینگی امام» افتاد. ینگی امام از جمله روستاهای تاریخی شهرستان ساوجبلاغ است که به تناوب از دوره صفوی تا قاجار نامش در اسناد و منابع مکتوب داخلی و خارجی آمده است. استاد علی اکبر دهخدا، مدخل ینگی امام را با استفاده از دو منبع «یادداشت مولف» و کتاب «فرهنگ جغرافیایی ایران» اثر سرتیپ حسینعلی رزم آرا رییس دایره جغرافیایی ارتش پهلوی نوشته است. ینگی امام به اشتباه روستایی میان سیف آباد (شهر گلسار فعلی) و هشترود توصیف شده است! به نظر می رسد ویراستاران محترم، واژه هشتگرد در یادداشت های استاد دهخدا را به اشتباه هشترود خوانده اند. هشترود شهرستانی در آذربایجان شرقی است. نسخه مورد رجوع، چاپ دوم از دوره جدید است که در سال 1377به وسیله موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران منتشر شده است. شاید این اشتباه در چاپ های جدید اصلاح شده باشد و‌گرنه اصلاح این خطا به جهت حیثیت علمی و استنادپذیری فراگیر این کتاب مرجع و همچنین نام بلند استاد دهخدا، ضروری است...

10 خرداد 1399 

 

نظر علیرضا آقاجان (فعال فرهنگی) درباره سهو رخ داده در لغتنامه دهخدا ذیل مدخل ینگی امام

سلام و عرض ادب. توضیح علامه دهخدا دو بخش است؛ بخش اول یادداشت خود ایشان است و بخش دوم از صفحه 243 جلد اول «فرهنگ جغرافیایی ایران» نقل شده است. همانطور که در عکس مشخص است درباره هشترود یا هشتگرد مطلبی در فرهنگ جغرافیایی ایران نیامده است پس باید دید که این سهو چگونه در یادداشت مرحوم دهخدا رخ داده است. آیا سندی وجود دارد که از هشتگرد در گذشته های دور به صورت هشترود نام برده باشد؟ گو اینکه در چاپ سال 1342 لغتنامه این سهو همچنان دیده می شود. پس به احتمال قوی، سهو مورد اشاره، در قلم استاد رخ داده است. البته همچنان جای بررسی های بیشتر وجود دارد... 

- البرزپژوهی: استاد دهخدا، در لغتنامه اش هشتگرد را به صورت «هشتجرد» آورده است. در متن و تعلیقات کتاب های النقض و الفهرست متعلق به قرن ششم هجری قمری هم، هشتگرد به دو صورت «هشتجرد» و «هشتورد» آمده است. به نظر می رسد ویراستاران لغتنامه، هشتگرد یا هشتجرد شاید هشتورد نوشته شده در یادداشت استاد دهخدا را هشترود ضبط کرده اند. در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران هم به صورت هشتجرد آمده است. البته با توجه به چاپ سال 1342 لغتنامه، به نظر می رسد استاد دهخدا در مدخل ینگی امام، نام هشتگرد را خود به اشتباه ضبط کرده است. هم اکنون ضروری ترین اقدام موسسه لغتنامه دهخدا وابسته به دانشگاه تهران، اصلاح این اشتباه مسلم جغرافیایی است. ممنون از آقای علیرضا آقاجان.

_____________________


 

 

پایان نگارش کتاب روستازادگان دانشمند

شکر خدا امروز اول خرداد 1399 نگارش کتاب «روستازادگان دانشمندم» را به پایان رساندم و فایل آن را جهت ویراستاری فرستادم خدمت دوست عزیزم آقای اسماعیل آل احمد. این کتاب درباره زندگی، زمانه و آرمان های 85 تن از مشاهیر برخاسته از روستای تاریخی نجم آباد از توابع استان البرز است که از شهرت ملی و بین المللی برخوردارند. چهار فصل دارد: فصل اول) درنگی در روستای نجم آباد؛ فصل دوم) نام آوران خاندان نجم آبادی؛ فصل سوم) نام آوران خاندان ساوجبلاغی (شامل خانواده های اعتمادی، دبیران و سحبان)؛ فصل چهارم) دیگر چهره ها. کتاب مزین به مقدمه شادروان استاد دکتر سیف الدین نجم آبادی و استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی است. باز هم شکر...

اول خرداد 1399

_____________________


 

 

بانک ملی یعنی این...

عکس فوق به تازگی در صفحه اینستاگرام «نظرآباد را باید دید» منتشر شده است. ادمین این صفحه پر مخاطب، برادرم علی عسگری است. این عکس هم در سال 1352 در بانک ملی ایران شعبه نظرآباد ثبت شده است. ترکیب حاضران در عکس، تناسب موزونی با نام بانک پیدا کرده است؛ ملی...

- ایستاه از راست آقایان:1. لطفعلی فرهنگی کارمند بانک؛ 2. قدرت الله فرید فرهنگی و مدیر دبیرستان نظرآباد؛ 3. محمد تقی کشت پور؛ 4. شعبانی معاون زرین قلم؛ 5. اسلامی رییس پست و تلگراف نظرآباد؛ 6. پورمند رییس بانک؛ 7. ضیایی کارمند بانک؛ 8. زرین قلم نماینده تام الاختیار میرزا عبداالله مقدم در آبادانی نظرآباد و رییس سازمان عمران شهر؛ 9. حاج بیرامعلی کشت پور مدیر شرکت فلاحتی نظرآباد؛ 10. حسن بهروزی کارمند بانک.

- نشسته از راست آقایان: 1. عبدالحسین سیفی سرکارگر ساختمانی کارخانجات نساجی مقدم؛ 2. علی معدنی کارمند بانک؛ 3. اکبر معدنی کارمند بانک؛ 4. عبدالله رنجبرزاده معروف به عبدالله برقی؛ 5. سید احمد میرآقا دایر کننده نخستین نانوایی تافتونی در نظرآباد.

20 اردیبهشت 1399

 _____________________


 

رزمنده جنگ دوم ایران و روس و صاحب سیصد عنوان اثر مکتوب

تصویر فوق آغاز جلد دهم تفسیری از قرآن کریم موسوم به «بحرالعرفان و کنز الایمان» نوشته شیخ محمد صالح برغانی (درگذشت 1271ق) عالم البرزی روزگار قاجار است. نگارش حدود سیصد عنوان اثر چاپ شده و دست نویس در زمینه معارف اسلامی، تاسیس مدرسه صالحیه در شهر قزوین، حضور در جنگ دوم ایران و روس به عنوان رزمنده و راه اندازی کتابخانه خاندان برغانی در شهر کربلا از جمله اقدامات مرحوم شیخ محمدصالح است. دکتر علی اکبر صالحی دانشمند هسته ای ایران از نوادگان او است. درباره زندگی و آثار او در کتاب «علمای مجاهد استان البرز» بیشتر نوشته ام.

26 اردیبهشت 1399

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

 


نوشته شده در  دوشنبه 99/3/12ساعت  3:20 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

البرز کهن همچنان در حسرت موزه 

 29 اردیبهشت روز جهانی موزه است. به همین مناسبت خواستم یادآوری کنم که آقای محمدی مدیر کل میراث فرهنگی البرز قول تاسیس چهار موزه را داده است. این وعده مبارک را بنده در سوم اردیبهشت 1399 در شهر نظرآباد از زبان ایشان شنیدم و خبر آن را هم در رسانه ها خواندم: 1. موزه محوطه باستان ازبکی؛ 2. موزه تاریخ معاصر در خانه دکتر مصدق در احمدآباد؛ 3. موزه صنعت نساجی در محل پیشین کارخانجات مقدم؛ 4. موزه مردم شناسی در محل قدیمی آسیاب مهدی آباد. پیش از آقای محمدی، مدیرکل سابق هم قول راه اندازی موزه های پیش گفته منهای ردیف سوم را داده بود. مستندات این دو قول جدید و قدیم همچنان در فضای مجازی و رسانه های مکتوب قابل ردیابی است. موزه در روزگار ما از عناصر مهم توسعه فرهنگی است و البرز از این جهت، وضع خوبی ندارد. به طور نمونه آثار محوطه های باستانی خوروین و اسماعیل آباد شهرستان ساوجبلاغ در موزه های تهران، کاشان، قزوین، تبریز و... پراکنده است. دل خوش می داریم به وعده مدیرکل محترم و منتظر می مانیم تا کلنگ تاسیس این موزه ها در البرز کهن بر زمین بخورد.

حسین عسکری - 29 اردیبهشت 1399

 

انتشار خبر وعده مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان البرز مبنی بر راه اندازی سه موزه در شهرستان نظرآباد، خبرگزاری مهر، 27 آذر 1398

 

انتشار خبر وعده مدیرکل فعلی میراث فرهنگی استان البرز مبنی بر راه اندازی چهار موزه در شهرستان نظرآباد، خبرگزاری مهر، 6 اردیبهشت 1399 

 

______________________________

 

یادداشت استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به مناسبت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی 

 

 

 میثاق جوان البرز در ایستگاه نهم

شماره نهم دوهفته نامه «میثاق جوان البرز» به مدیرمسئولی آقای داود اسدی در روز چهارشنبه 21خرداد 1399در هشت صفحه رنگی منتشر شده است. در صفحه سوم این نشریه، یادداشتی کوتاه از بنده منتشر شده که درباره فقدان موزه در استان کهن البرز است. به دست اندرکاران این نشریه البرزی، خدا قوت عرض می کنم که در این روزهای بی حوصلگی کرونایی و فقر فعالیت های فرهنگی، چراغ رسانه های مکتوب را در استان البرز روشن نگه داشته اند. دست مریزاد.

حسین عسکری - 21خرداد 1399 

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology 

 


نوشته شده در  یکشنبه 99/3/4ساعت  4:20 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

 

این همه زیبایی هیجان انگیز در این عکس

این عکس زیبا را برادرم علی عسگری - از عکاسان کوشا و خوش سلیقه استان البرز - در 11 اردیبهشت 1399 تهیه کرده است. تپه باستانی شرف الدین در نزدیکی شهر تنکمان واقع در استان البرز که گل های پر شمار بابونه آن را همچون نگینی عزیز در میان گرفته اند. این اثر سربلند، میزبان سفال های خاکستری متعلق به هزاره اول پیش از میلاد مسیح است. با نظر کارشناسان میراث فرهنگی این تپه 16 متری با شماره ثبت 16970 در 8 بهمن 1385 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. عکاس با حسن سلیقه، هوشمندی و سرعت عمل، پرواز عقاب پر طلایی (نماد جانوری استان البرز) را بر فراز این اثر ملی ثبت کرده است. نمی خواهم پس از این همه حرف های قشنگ و خوشمزه، کام شما را تلخ کنم. اما این تپه هم در معرض حفاری های غیر مجاز است و پدیده زشت موتورسواری بر فراز آن در طول سال رایج است... ادامه ندهم که کام شما تلخ تر می شود. البته در این باره در مجال دیگر، مستند خواهم نوشت. بابت این عکس زیبا بوسه می زنم به دست عکاس خوش سلیقه آن و افتخار می کنم به البرز سربلند و ایران کهن. 

_________________________


 

نقش هویت و فرهنگ بر ماسک کودک نظرآبادی

به نظر می رسد در این روزهای کرونایی، ماسک جزء جدایی ناپذیر چهره جهانیان از جمله ایرانیان عزیز شده است. نقش روی ماسک ماهور کوچولو (کودک زیبای نظرآبادی) برگرفته از نقوش جانوری سفال های باستانی محوطه ازبکی (نماد فرهنگی و تاریخی استان البرز) است. به خاطر دارم استاد فرهیخته آقای دکتر یوسف مجیدزاده از این نقش در طرح جلد آبی گزارش سومین فصل کاوش های محوطه باستانی ازبکی (چاپ 1382) بهره برده بود. براساس شواهد باستان شناختی، آثاری متعلق به هزاره هفتم پیش از میلاد مسیح تا دوره اسلامی (ایلخانیان) از محوطه ارزشمند ازبکی به دست آمده است. چه خوب و افتخارآمیز که بانوان خوش سلیقه البرزی در این روزهای کرونایی، همچنان حس مادری به میراث فرهنگی و هویت ایرانی خود و کودکانشان دارند؛ حسی که از زیبایی های قابل ستایش جامعه کهن ایرانی است.

حسین عسکری - 12 اردیبهشت 1399

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

 


نوشته شده در  یکشنبه 99/2/14ساعت  1:50 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 


 

در نهایت صداقت و شفافیت از محوطه ازبکی تا مسجد نجم آباد

امروز سوم اردیبهشت 1399 اتفاق مهمی در میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی شهرستان نظرآباد بود. مدیرکل جدید این اداره کل آقای محمدی و معاون میراث فرهنگی ایشان آقای دهقان مهرجردی با فعالان فرهنگی و اجتماعی شهرستان دیدار کردند. در این دیدار، گروهی از فعالان فرهنگی و اجتماعی به ارایه پیشنهادها و انتقادات خود پرداختند. در این جلسه در نهایت صداقت و شفافیت، آن چه که از گذشته تا حال بر سر میراث فرهنگی این دیار آمده با آقای محمدی در میان نهاده شد. در پایان نشست، آقای مدیرکل، نکات و وعده های ذیل را مطرح کردند:

1. برای ثبت جهانی محوطه باستانی ازبکی ضرورت دارد درباره تملک اراضی هشتاد هکتاری آن اقدام شود. باید ابتدا خواسته مالک آن ملک را برآورده کرد سپس برای ثبت جهانی آن اقدام کرد. معاون اداره کل میراث فرهنگی به سرعت، هیاتی از مرتبطان اداری و فعالان فرهنگی در این باره تشکیل دهند و کار را با دقت و سرعت به انجام برسانند.

2. برنامه بعدی، راه اندازی موزه باستان شناسی در محوطه باستانی ازبکی است. اشیای کشف شده در این محوطه که اکنون در موزه ملی ایران نگه داری می شود به این موزه آورده شود.

3. با توجه به اهمیت مردم شناسانه این شهرستان، ضرورت موزه مردم شناسی، ما را واداشت تا همین روزهای پیش، قرارداد لازم را جهت آماده سازی آسیاب مهدی آباد برای افتتاح چنین موزه ای منعقد کنیم. آقای مهندس صادقلو فرماندار محترم پذیرفتند تا با استفاده از ظرفیت ارزش افزوده، در این امر مهم به کمک ما بیایند.

4. در دیدار با شهردار محترم و عزیزان شورای شهر در جریان راه اندازی موزه صنعت در محل کارخانجات نساجی مقدم قرار گرفتیم. از همین شنبه پرونده راه اندازی این موزه را تشکیل می دهیم. دوستان دو نقطه از کارخانه را برای موزه صنعت آماده کرده اند.

5. با توجه به اهمیت تداوم روحیه ضد استعماری در مردم، توجه به کودتای آمریکایی - انگلیسی بیست و هشت مرداد 32 بسیار مهم است. معاون اداره کل میراث فرهنگی پس از مذاکره با هیات امنای قلعه احمدآباد مصدق، موافقت اولیه آنان را کسب کرده است. همین امسال راه اندازی آن موزه را انجام می دهیم.

6. درباره مرمت مسجد تاریخی نجم آباد هم اداره کل میراث فرهنگی در آبان سال 98 طرح خدمات بنا را تهیه کرده و از معاونت میراث فرهنگی وزارت، درخواست بودجه اضطراری کردند و کارشناسان مستقیم را تعیین کرده اند. تا این مرحله هم طی شود فعلا مهندس صادقلو با اختصاص بودجه از ارزش افزوده، برای مرمت مسجد موافقت کردند.

7. من از شما می خواهم همان حساسیتی را که درباره میراث فرهنگی دارید درباره صنایع دستی هم داشته باشید. ما با شهرداری محترم به توافق رسیدیم که محلی برای ارایه تولیدات صنایع دستی پیش بینی کنیم.

8. من دارم برنامه میان و بلندمدت می نویسم. تا زمانی که در این سمت هستم خودم پیگیر آن باشم و بعد هم برنامه را به مسوول بعدی بدهم.

 

 

آثار تاریخی نظرآباد ساماندهی می شود 

کرج - خبرگزاری ایرنا: سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز اعلام کرد که ساماندهی آثار تاریخی شهرستان نظرآباد در دستور کار قرار گرفته است. بنا به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز، فریدون محمدی در حاشیه نشست با جمعی از اعضای انجمن ها و فعالان عرصه میراث فرهنگی شهرستان نظرآباد افزود: با توجه به برخی حوادث (تخریب بخشی از مسجد تاریخی نجم آباد بر اثر بارش ها) در شهرستان نظرآباد و حساس شدن دوستداران میراث فرهنگی، جمعیت دوستداران و انجمن‌های میراث فرهنگی این شهرستان درخواست دیدار و پاسخگویی مسوولان به برخی از مسایل موجود را داشتند که خوشبختانه توانستیم با آنها به نقطه نظرات مشترکی برسیم. وی  بیان داشت: در دیدارهایی که با فرماندار و شهردار نظرآباد داشتیم موضوعات مهمی مورد بررسی  قرار گرفت و به نتایج خوبی دست پیدا کردیم و نوید خوبی به دوستداران این عرصه دادیم .محمدی گفت: مرمت مسجد تاریخی نجم‌آباد، بازگشایی خانه موزه مصدق، ساماندهی محوطه تاریخی ازبکی و سایت موزه شدن آن و تجهیز آسیاب مهدی آباد به عنوان موزه از مواردی است که در دستور قرار دارد. سرپرست اداره کل میراث فرهنگی البرز افزود: از دیگر تصمیمات این نشست با مسوولان شهرستان نظرآباد نصب المان های تاریخی این شهرستان و راه اندازی مجموعه گردشگری و صنایع دستی در منطقه است. وی بیان داشت: اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان از تشکیل انجمن هایی عرصه میراث فرهنگی حمایت خواهد کرد زیرا این تشکل ها بازوی اصلی این اداره کل در حفاظت از آثار تاریخی استان هستند. شهرستان 160 هزارنفری نظرآباد واقع در غرب کرج مرکز استان البرز یکی از مناطق تاریخی کشور بوده که آثار 9 هزار ساله این شهرستان در مقر سازمان ملل متحد نگهداری می شود.

خبر فوق در وب سایت خبرگزاری ایرنا 

 _________________________


 

خودشیفتگی مدیر ناکارآمد این بار با استشهاد نابجا به کلام وحی

در روز 3 اردیبهشت 1399 پانزده تن از فعالان فرهنگی و اجتماعی شهرستان نظرآباد در نهایت صمیمیت، شفافیت و صداقت، وضعیت نابسامان میراث فرهنگی دیرپای این کهن دشت را با آقای محمدی مدیرکل میراث فرهنگی استان البرز در میان گذاشتند. با تدبیر آقای مدیرکل، مدیر دفتر نمایندگی میراث فرهنگی نظرآباد در جلسه حضور نداشت. متاسفانه ایشان که عدم نظارت و ناکارآمدی اش، به میراث فرهنگی شهرستان از جمله محوطه ساسانی تینال تپه، مسجد تاریخی نجم آباد و دیگر آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران آسیب های جدی و جبران ناپدیری زده، با خودشیفتگی و خودبسندگی آزار دهنده، این بار از کلام قدسی وحی سوء استفاده کرده و در واکنش به دیدار و گفت و گوی فعالان فرهنگی با مدیرکل محترم، آیه شریفه فوق را استوری کرده است. آقای ناکارآمد! استشهاد نابجا و غیر اخلاقی شما به کلام وحی را باور کنیم یا ویرانی مسجد تاریخی نجم آباد به جهت سوء مدیریت را. کمی به خود آیید که اخلاق و ادب مقدم بر قدرت است...

حسین عسکری - 4 اردیبهشت 1399

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

 

بازتاب دیدار و گفت و گو با مدیرکل میراث فرهگی استان البرز در هفته نامه شهروند ما

 

مطالب مرتبط

_________________________

تخریب مسجد قدیمی نجم آباد به روایت خبرگزاری های ایسنا و ایرنا
بار دیگر ریزش سقف مسجد قاجاری نجم آباد در استان البرز
ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 3
ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 2
ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 1



نوشته شده در  جمعه 99/2/5ساعت  1:16 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

 

  بخش اول

بخش دوم

_____________________________

 

بخش اول 

بخش دوم 

 


نوشته شده در  چهارشنبه 99/1/27ساعت  11:34 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

 

 

در پی بارش‌های اخیر؛

سقف نمازگاه شیخ‌هادی نجم‌آبادی فروریخت

سقف مسجد قاجاری نجم‌آباد در استان البرز که محل عبادت شیخ هادی نجم‌آبادی بوده و فعالان میراث فرهنگی بارها درباره وضعیت آن هشدار داده بودند، فرو ریخت.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ: مسجد قاجاری نجم‌آباد در شهرستان نظرآباد استان البرز از دوره قاجار به یادگار مانده است که این‌روزها، به دلیل بارش باران‌های متعدد در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است. آبان‌ماه سال گذشته بخشی از سقف این مسجد فرو ریخته بود؛ مسجدی که آیت‌الله شیخ هادی نجم‌آبادی و روحانیون و علمای دیگر نیز در آن نماز گزارده‌اند . حسین عسگری نویسنده و مؤلف کتاب «دشتی به وسعت تاریخ» در این باره به خبرنگار مهر می‌گوید: «این مسجد در سال 86به عنوان اثر ملی ثبت شده است. ما بارها نسبت به وضعیت آن هشدار داده بودیم اما هیچ‌وقت به نتیجه‌ای نرسیدیم. حتی آقای صابری مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان البرز نیز از این مسجد دیدن کرد. مدیر میراث فرهنگی نظرآباد نیز از وضعیت آن مطلع بود تا اینکه پلاستیکی برای جلوگیری از تخریب بیشتر سقف کشیدند که می‌دانستیم موقت است. وضعیت این مسجد به همین شکل ادامه داشت تا اینکه بخش‌های دیگری از سقف آن در روزهای اخیر و به دلیل بارش‌های سنگین فرو ریخت.»

اکبر شماخی از شورای روستای نجم‌آباد هم درباره این ‌مسجد توضیحاتی داشت که در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: «ضلع جنوبی و جنوب شرقی مسجد به دلیل آنکه ترمیم نشده بود، فرو ریخت و باعث شد بیشتر از یک سوم سقف آن از بین برود. ما بارها هشدار داده بودیم حتی گفتیم که علف‌های یک متری روی سقف روییده است که آن را سست‌تر می‌کند. مدیر میراث شهرستان گفته بود که آن را مرمت خواهد کرد. با این وجود کاری انجام نشد. می‌دانستیم که نایلون کشیدن روی سقف، کاری از پیش نمی‌برد ولی باید بودجه‌ای برای آن اختصاص می‌دادند چون این مسجد ثبت ملی و تاریخی است. اکنون هزینه بیشتری باید برای مرمت آن صرف شود. درباره وضعیت این مسجد، افراد مختلفی واکنش نشان داده بودند از جمله دکتر حکمت‌الله ملاصالحی از اساتید دانشگاه و عضو هیئت امنای بنیاد ایرانشناسی که در یادداشتی انتقادی، نسبت به بی‌توجهی به میراث شهرستان نظرآباد واکنش نشان داده بود.

اسماعیل آل‌احمد نویسنده و پژوهشگر تاریخ البرز نیز، در یادداشتی باعنوان «مسجدی که قُرق شده و مشماپیچ بود» نوشته است: «در شرایط امروز روستای نجم‌آباد باید دست امید از مدیران و مسئولان آن شست. فعالان میراث فرهنگی نه تنها درباره وضعیت این مسجد به مسئولان مختلف میراث فرهنگی شهرستان نظرآباد و استان البرز ابراز نگرانی کرده بودند، بلکه درباره تپه ساسانی این شهرستان نیز انتقاد کرده و اعلام کرده بودند که این تپه هنوز یک تابلوی هشدار یا معرفی ندارد و اکنون به پیست موتورسواری تبدیل شده است.» در ادامه واکنش‌ها به مساله ریزش سقف مسجد مورد اشاره، علیرضا گروسی دبیر مؤسسه مردم‌نهاد حامیان محوطه باستانی ازبکی هم نامه‌ای به مدیرکل میراث فرهنگی البرز نوشته و درخواست برگزاری جلسه هم‌اندیشی درباره وضعیت میراث فرهنگی این شهرستان کرده است. این جلسه از آنجایی درخواست شده که مدیرکل میراث این استان به تازگی منصوب شده است.

24 فروردین 1399،‏ 10:33 کد خبر 4898154

گزارش فوق در وب سایت خبرگزاری مهر

_______________________________

 

 

ادامه تخریب یک مسجد تاریخی در البرز

یکشنبه 31 فروردین 1399 / 10:04 - دسته‌بندی: البرز - کد خبر: 99013118215 - خبرنگار: 50022

خبرگزاری ایسنا/ البرز: یک فعال فرهنگی و البرزپژوه با اشاره به ادامه تخریب سقف مسجد تاریخی نجم‌آباد در شهرستان نظرآباد استان البرز گفت: این مسجد در اوایل دوران قاجاریه توسط یکی از وزرای فتحعلی شاه ساخته شده و در سال 1396 به ثبت ملی رسیده است اما در حال حاضر وضعیت خوبی ندارد. دکتر حسین عسکری در گفت و گو با ایسنا، گفت: مسجد تاریخی نجم‌آباد شهرستان نظرآباد توسط میرزا عبدالکریم ساوجبلاغی از وزرای فتحعلیشاه قاجار ساخته شده و براساس پژوهش‌های تاریخی، برخی علمای خاندان علمی و فرهنگی نجم آبادی مانند آیت الله شیخ هادی نجم آبادی، روحانی نواندیش و قرآن پژوه عقل گرای روزگار قاجار و ملا ابراهیم نجم آبادی، حکیم صدرایی دوره قاجار در آن نماز خوانده‌اند. وی خاطرنشان کرد: البته اهالی منطقه ساخت بنای اصلی این مسجد را مربوط به 700 سال قبل می‌دانند. عسکری افزود: متأسفانه آبان ماه سال گذشته بخشی از سقف این مسجد بر اثر بارندگی فرو ریخت و اخیراً دو مرحله دیگر هم سقف مسجد ریزش کرده و بنا وضعیت خوبی ندارد. وی ادامه داد: در حال حاضر امکان ورود به مسجد وجود ندارد و در صورت ادامه این وضعیت احتمال ریزش باقی سقف نیز دور از انتظار نیست. این البرزپژوه افزود: میراث فرهنگی در قبال تخریب سقف این مسجد تاریخی عنوان می‌کند که بنا به هیئت امنا سپرده شده است اما بحث اینجاست که امکان واگذاری یک مسجد ثبت ملی شده که جایگاه تاریخی دارد و در آن نماز جماعت برگزار نمی‌شود به هیئت امنا وجود ندارد. وی خاطرنشان کرد: در هر حال با ادامه چنین روند بحرانی برای مسجد تاریخی نجم‌آباد، احتمال تخریب این بنا وجود دارد.

متن خبر فوق در وب سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)  

_______________________________

 

 

 متأسفانه مسجد، قُرق شده بود و مشمع پیچ! 

یادداشت انتقادی اسماعیل آل احمد (نویسنده و البرزپژوه) درباره ریزش سقف مسجد قاجاری نجم آباد استان البرز در روز 22 فروردین 1399

 

«...از آن چه در نظر شرع، حرام و آن چه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود همه مسؤول می‌باشند و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد» (بخش پایانی بند «م» وصیت نامه حضرت امام خمینی رحمت الله علیه).

«خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ آن هسته‌ های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً می گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌ قول میدان جنگ، آتش ‌به ‌اختیار. البته در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور می دهد اما اگر چنانچه رابطه‌ قرارگاه ‌قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش ‌به‌ اختیار می دهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید ـ قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید ـ آنجایی که احساس می کنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمی تواند درست مدیریت کند، آنجا آتش ‌به‌ اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید» (بیانات رهبر فرزانه انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان ـ 17/2/1396).

همیشه از این دو سفارش می ترسیده ام. چه سفارش آن مرد بی نمونه ـ حضرت امام و به قول شهید آوینی نماد پذیرش توبه انسان در این روزگار ـ و چه این سفارش مرد حکیم دیانت و دنیامان حضرت رهبری. همیشه در مخیله حقیر خودم این دو سفارش را مایه نوعی برآشوبیدن بی تدبیرانه و افسارگسیخته می دیده ام که نه تنها کاری از آن برنمی آید که آتشی برخواهد افروخت که بی تردید نخستین سوزانده شده آن همین جمهوری مبارک اسلامی است که اتفاقاً ثمره عمر همین دو حکیم بزرگ است. همیشه از این دو سفارش می ترسیده ام تا این روزها که نه تنها دیگر از این دو سفارش نمی ترسم که آن دو را آخرین دوای همه دردهای بی دوایی می بینم که ممکن است در طول زمان جسم و جان این جمهوری مبارک اسلامی را رنجه کند. مگر نه این است که همیشه آخرین دوا، داغ نهادن بر زخم است. اگر تو آن زمان که همه شرایط فراهم است از مسؤولیتی که داری خودت و جامعه ات را سرمست خدمت نکنی باید با «خودشان مکلف به جلوگیری هستند» یا با تعبیر «آتش به اختیار» به سراغت آمد و این زخم را با داغ مداوا کرد. این تعبیر حضرت حافظ است:

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی مِی

علاج کی کنمت آخِرُالدَّواءِ الکَیُّ

در شرایط امروز روستای منحصر به فرد نجم آباد باید دست امید از این مدیر و آن مسؤول شست. این نازنینان! ظاهراً از این همه خسارت که بر حوزه مدیریت شان وارد آمده رنجیده نمی شوند. فدای امیرمومنان که از شنیدن دزدی خلخال یک زن نامسلمان در دایره حکومتش آرزوی مرگ کرد و ما با مرگ این همه مواریث انسانی هویت سازمان فقط به مشمع کشیدن روی خرابی ها بسنده می کنیم. راستی مگر نه این است که تعمیر مساجد الاهی را فقط آنان که به «الله و یوم آخر» ایمان دارند از عهده برمی آیند؟! کاری به سِمت این و آن ندارم. اگر می خواهیم درصد ایمانمان به الله و یوم آخر را ارزیابی کنیم باید ببینیم تعمیر عمارت مسجد تا چه میزان در ما زنده است؟! مدیران مربوطه اگر بودجه ندارند مومن به این آیه قرآن که هستند. والله کافی است ساعاتی بر سر یکی از میادین این شهر بایستند و دست نیاز به سمت مومنان این شهر دراز کنند و از آنان برای تعمیر عمارت مسجد کمک بخواهند و آن گاه ببینند که مردم چگونه کار را به سامان خواهند کرد. ببین سخن حضرت حافظ را:

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد

ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

قرار بود مستنداتی از تخریب تازه مسجد تاریخی نجم آباد پیشکش تان کنیم که متأسفانه آن مکان، قُرق شده بود و مشمع پیچ. آنسان که امکان تهیه تصویر واضح و درست فراهم نگردید.

اسماعیل آل احمد - 23 فروردین 1399

 

_______________________________

 

تازه ترین تصاویر رنج آور از ویرانی مسجد تاریخی نجم آباد

آقای اسماعیل آل احمد (نویسنده و البرزپژوه)، در 24 فروردین 1399 این تصاویر را با توضیح ذیل برای کانال تلگرامی البرزپژوهی ارسال کردند: «خدا را شکر در وعده ام برای ارایه استنادات ریزش دوباره سقف مسجد تاریخی نجم آباد استان البرز در 22 فروردین 1399، شرمنده شما نشدم. عزیزانی پیش از قُرق مسجد، این عکس ها و فیلم را تهیه کرده بوده اند که دقایقی پیش برایم فرستادند. از آن نازنینان سپاسگزارم.»

- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology   

 

 

مسجد تاریخی نجم آباد، 22 فروردین 1399


مسجد تاریخی نجم آباد، 22 فروردین 1399


تصویری از ریزش سقف مسجد نجم آباد واقع در شهرستان نظرآباد از توابع استان البرز در سال 1398 که متاسفانه به جهت بی توجهی و عدم مرمت، در 22 فروردین 1399 بخش های دیگر آن فروریخت

 

 غم سروده های حسین جوادان و ج. میناوند در این باره  

یادداشت هایی درباره تخریب مسجد قدیمی نجم آباد در استان البرز

_______________________________

 

 مواضع بسیج دانشجویی درباره تخریب تینال تپه و مسجد نجم آباد

_______________________________

 

دیگر مطالب مرتبط:

ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 1 

ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 2 

ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 3

 


نوشته شده در  شنبه 99/1/23ساعت  5:16 عصر  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

 

یادداشتی از دکتر حکمت اله ملاصالحی

 استاد دانشگاه تهران و عضو هیئت امنای بنیاد ایران شناسی

 

مآثر تاریخی، محوطه های باستانی و من حیث المجموع، مواریث فرهنگی یک ملت، یک کشور، یک جامعه، تنها متعلق به آن ملت و آن کشور و جامعه نیست.میراث جامعه و جهان بشری ما در تراز فراختر و در ترازوی انسانشمول تر هم هست. صیانت از مآثر تاریخی، محوطه های باستانی و یا به مفهوم کلّی و جامع تر، صیانت از مواریث فرهنگی ملت ها و کشورها، تعهد و مسئولیت خطیر و سنگینیست که بر شانه همه ملت ها، همه کشورها، همه جمعیت های جامعه و جهان بشری ما نهاده شده است. اتفاقاً  صیانت از مآثر تاریخی ومحوطه باستانی و مواریث فرهنگی هم از جمله ارزش ها و شاخصه های مهم پذیرفته شده جهانیست هم معیار و ترازوی مهم سنجش سطح آگاهی و سواد و دانش و دانایی نظام های سیاسی و جوامع روزگار ما محسوب می شود. نظام های سیاسی و جامعه هایی که فاقد چنین آگاهی و احساس تعهد و مسئولیت به صیانت از مآثر تاریخی و محوطه های باستانی مُلک و ملت خود هستند و اهمیت و اولویت و ضرورت حفاظت و مرمت و بازسازی و پاسداری و شناختن و شناساندن و معرفی مواریث فرهنگی کشور خود را نمی فهمند و در طرح ها و برنامه های توسعه و ارتقاء فرهنگی کیفیت زندگی مردمشان جایگاه خاصی ندارد؛ به مراتب آسیب پذیرتر و شکننده تر از نظام های سیاسی و جامعه هایی هستند که به چنین سطحی از آگاهی رسیده اند و به صیانت و شناختن و شناساندن مآثر تاریخی و محوطه های باستانی و مواریث فرهنگی کشورشان حساس هستند و از چنین سطحی از آگاهی و دانش و دانایی و احساس تعهد و مسئولیت برخوردارند. استدراج فرهنگی که اینک جامعه ما مُلک و ملت ما با آن دست و پنجه می فشارد و فشار سنگین تخریب های گسترده و تجاوزهای یله و بی مهار و افسارگسیخته نهادهای رسمی و غیر رسمی به مآثر و ابنیه تاریخی و محوطه های باستانی کشور وارد آورده اند و همچنان وارد می آورند و تاراج و غارت و قاچاق آثار باستانی و اموال فرهنگی کشور با هیچ عقل و منطقی سازگار و موافق نیست و بسیار خطرخیز و مخاطره انگیز برای مُلک و ملت ما.

استان البرز هرچند یک استان جدید التأسیس در تقسیمات کشوریست، لیکن به لحاظ مآثر تاریخی و محوطه های باستانی و مواریث فرهنگی، هم در زمره غنی ترین استان های کشور محسوب می شود، هم به لحاظ قدمت جایگاهش ویژه است. محوطه عظیم ازبکی و صدها محوطه پیش از تاریخی و باستانی دیگر استان، هم مهر تأیید، هم انگشت تأکید بر مدعای ما می نهد. این دیار و سرزمین فرهنگی و فرهنگ خیز سالهاست که جولانگاه مدیران بی کفایت و فرهنگ ناشناس در حوزه میراث فرهنگیست. متأسفانه وقتی در جامعه ای خلاء فرهنگی و اجتماعی پدید می آید و زلزله انقلابی اتفاق می افتد و طوفان توفنده تحولی بپا می خیزد؛ همیشه فرصت طلبان چونان دجال، از لایه های زیرین جامعه بر صحنه می آیند و با صورتک انقلاب بر چهره بی هیچ شایستگی و لیاقت و دانش و دانایی.آمده اند به صد خدعه و فریب و تزویر، غنیمت ببرند و زر در انبان های تهی از فکر و عقل و فهم و فرهنگ و فضیلت خود بریزند. البته و صد البته به هر بهایی و با هر هزینه ای برای ملک و ملت.

این چنین است که می بینیم هر ملا و مداح و بقال و بنایی را بر صندلی رفیع مراکز استانی میراث فرهنگی کشور می گمارند و می نشانند. می گمارند و می نشانند تا خاموش تر و در پناه امنیت و آرامش خاطر بیشتر، مواریث کشور را غارت کنند و به تاراج دهند.متأسفانه و متأثرانه این در حالیست که صدها و صدها فارغ التحصیل رشته باستان شناسی علی الخصوص دوره های ارشد و دکتری بیکارند و همچنان برای امرار معاش به شغل ها و حرفه هایی پناه برده اند و پشت در و دکه سازمان ها و نهادهایی پرسه زده اند شاید شغلی بیابند و دست به کاری بزنند و کاری بکنند مگر زنده بمانند. کار و شغل و حرفه ای که نه در شأن و منزلت آنهاست نه موافق و منطبق و سازگار با رشته و حرفه تحصیلیشان. مروری در کارنامه سیاه این جماعت غاصب پیشه و کاسب پیشه بی فرهنگ و فضیلت عصر حجری کافیست بدانیم و بفهمیم و متقاعد شویم و بپذیریم با چه اوضاع غم انگیز و خطرخیز فرهنگی طی دهه های اخیر مواجه بوده ایم و اینک نیز رویارو هستیم.

این قلم بر دست و چهره آقای دکتر حسین عسکری این دلاور مرد هوشمند و سرباز بیدار و میراثبان هشیار سنگر مواریث فرهنگی کهن دیار و سرزمین و البرز استان میهن ما بوسه می زند که دلیرانه گام در آوردگاهی سخت و سهمگین نهاده اند و قلم بر کف برغم تحمل تهمت های ناروا و بی مهری ها و جفاکاری جماعتی کاسبکار و کاسب پیشه و فریبکار و خداع و مداح، همچنان با قامت بلند و استواردر میانه میدان و چونان سربازی صدیق و میراثبانی دلیر و هشیار و هوشمند ایستاده اند و در صیانت از میراث مُلک و ملت خود به دفاع بپاخاسته اند و به دفاع در برابر متجاوزان در میانه میدان ایستاده اند. در میانه میدان بمانید که کارنامه درخشانتان در یادها و خاطره ها و خاطرها و حافظه ملت ما می ماند. آنگونه می ماند که شما خود آنگونه در میانه میدان مانده اید و ایستاده اید و نبرد را ترک نکرده اید. مسئله میراث، مسئله ریشه های یک ملت است و چنانکه به دفعات گفته ایم فرهنگ ها، جامعه ها و ملت ها به ریشه ها زنده اند. آنگونه که شادابی، سرسبزی و سرزندگی و رنگ و بوی خوش شکوفه ها و بار و بر و برگ درختان یک جنگل، بقایشان به ریشه هاست و از ریشه هایشان قوت و قوّت می گیرند و تغذیه می کنند. فرهنگ ها نیز چنینند. و جامعه ها و ملت ها و تاریخ ها این چنین استمرار یافته اند. با ریشه های ملک و ملت خویش بازی نکنیم که بازی با آتش است و دامن همه را فراخواهد گرفت و در شعله هایش همه خواهیم سوخت.

حکمت اله ملاصالحی، دانشگاه تهران: 21/1/1399 هجری خورشیدی

 

انتشار یادداشت فوق در وب سایت ایران ورجاوند 

_____________________


 

دانلود پیام تصویری فوق 

به جهت تمرکز در چاره اندیشی های فراگیر در مواجهه با بیماری کرونا، با ارسال نامه تصویری فوق به آقای فریدون محمدی (مدیرکل محترم میراث فرهنگی استان البرز)، موقتاً گفتگوی انتقادی درباره وضعیت نابهنجار میراث فرهنگی شهرستان نظرآباد (نماد تاریخی استان البرز) در دو رسانه «کانال البرزپژوهی» و «صفحه نظرآباد را باید دید» متوقف می شود. البته مطالبات بحق فعالان فرهنگی و اجتماعی این شهرستان در دوران پساکرونا همچنان ادامه خواهد داشت. این نامه تصویری با صدای حسین عسکری (البرزپژوه) تنظیم شده و دارای مستنداتی از تخریب گسترده و غم انگیز میراث فرهنگی به ویژه آثار ملّی است. ضمن سپاس از همدلی، حساسیت و آگاهی همه دوستان گرامی حقیقی و حقوقی، خواهشمند است فعلاً از ارسال پیام و یادداشت خودداری فرمایید. دل خوش می داریم به وعده آقای مسعود اسکندری مدیرکل امور استان های وزارت میراث فرهنگی که در 19 فروردین 1399 در دیدار از البرز، گفتند: «میراث فرهنگی استان البرز در دوران پساکرونا متحول خواهد شد.» همچنین به طرح های نو و اصلاحی مدیرکل جدید بسیار امیدواریم. 21 فروردین 1399

 

_____________________

 

 

مفتخریم به سر سوزنی از غیرت آسمانی و انسانی شما در حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی خویش

پیام تشکر گروهی از فعالان حوزه میراث فرهنگی استان البرز از حمایت های استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی

همیشه این چرخ کج مدار، چرخیدن بر محور «خون دل خوردن و گلی حاصل کردن» دوران کرده و مدام بر سر آن است که کام همه را تلخ کند. فقط گاه گاهی کار از دستش درمی رود و خدا، خدایی می کند و فلک، پادشاهی و اتفاقاتی برایت رخ می دهد که تا آخر عمر، باورت نمی شود که این تویی که در جریان یک اتفاق ناب و آسمانی افتاده ای و با انسانی بی بدیل، دم خور شده ای؛ انسانی که در همه چیز، حرف اول و آخر را می زند؛ کسی که دل و جانش از دانش و بینش سرشار است. تکرار می کنم: کسی که دل و جانش از دانش و بینش سرشار است؛ کسی که با همه آسمانی بودنش به توی زمینی اجازه می دهد آویزانش شوی و به برکت این وصله ناجور بودن، حالت خوب شود و در میان همه آن خون دل خوردن ها گلی حاصل کنی.  

آشنایی با استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی ـ این استاد بی بدیل دانش و بینش ـ یکی از همان یا شاید تنها دفعه ای است که جان خون پالای ما گلی حاصل کرده است و در این کویر آتشناک و عطشناک، از چشمه گوارا و خنک همنفسی با ایشان، لبی تر کرده است و به سماع آمده است و از مرگی جانکاه و لحظه به لحظه جان به در برده است. از جمله برکات آشنایی با شما در این سال ها و نیز استاد دانشمندتان ـ دکتر مجیدزاده که رشته ارژمند باستان شناسی را از انحلال و مرگ نجات دادند ـ درکی درست از میراث فرهنگی بود. اگر این مهم را از هم نفسی با شما درنمی یافتیم بی شک فرق چندانی با مبتلایان به «ویراژ نادانی بر میراث ساسانی» نداشتیم. با تمام عشق و ارادت بر پای فرهنگ و فضیلت شما هزاران بار بوسه می زنیم که به تعقیب جای آن پاها از گام نهادن در ناکجاآباد «بی هویتی» راه به سلامت بردیم و به اندازه سر سوزنی از غیرت آسمانی و انسانی شما در حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی خویش مفتخر شدیم. در ایام میلاد حضرت منجی ـ عجل الله فرجه ـ که مظان استجابت دعا است خدا را به همه معصومیت آن حضرت سوگند می دهیم که حضرت استاد ملاصالحی ـ منجی ما از درد بی درمان بی هویتی ـ را تا همیشه سایه گستر جان و حیات ما قرار دهاد. با غزلی از حضرت حافظ، نهایت ارادت خویش را به آن یگانه دوران، پیش کش می کنیم:

خنک نسیم معنبر؛ شمامه‌ای دلخواه

که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا!

که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه

به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است

هلال را ز کنار افق کنید نگاه

منم که بی تو نفس می‌کشم زهی خجلت

مگر تو عفو کنی ورنه چیست عذر گناه

ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر

سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه

به عشق روی تو روزی که از جهان بروم

ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه

مده به خاطر نازک ملالت از من زود

که حافظ تو خود این لحظه گفت: بسم الله

گروهی از فعالان حوزه میراث فرهنگی استان البرز

23  فروردین 1399

_____________________ 


 

واکنش استاد کاظم عرب به یادداشت هشدار دهنده استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی

با سلام و درود خدمت جناب دکتر حسین عسکری. ضمن سپاس از اقدامات و روشنگری های جنابعالی همچون همیشه از قلم استاد بزرگوار و صدیق خود حظ وافر بردم، دکتر حکمت اله ملاصالحی را می گویم که در دوران وانفسای به گفته خودشان «نامحمود» علیرغم عدم ارتباط سازمانی با سازمان میراث فرهنگی یک تنه علم مقابله با دولت خردستیز نامحمود را در حوزه میراث فرهنگی بر دوش کشیدند. باری قبل از شروع بکار دولت نهم قریب به اتفاق مدیران استانی و ستادی میراث فرهنگی دانش آموختگان رشته معماری و یا باستان شناسان خبره بودند، ولی پس از آغاز بکار دولت پیش گفته به قصد تقسیم غنایم و به زعم خود تسویه تشکیلات فعالان ستاد انتخاباتی رئیس جمهور منتخب که در حوزه میراث فرهنگی هیچ گونه سررشته ای نداشتند و در سایر دستگاه ها سرشان بی کلاه مانده بود اعم از مداح، (در قم مداحی نام آشنا مدیر موزه آستانه مقدسه شد که نه علاقه و نه آگاهی از امور داشت و نه در موزه حضور می یافت) آموزگار، بعضاً نظامی و... به سازمان میراث فرهنگی سرازیر شدند و در آن جا خوش کردند و به یکباره تعداد کارکنان سازمان که به تازگی با سازمان جهانگردی ادغام شده بود به طرفه العینی به سه برابر افزایش یافت، و اینچنین شد که به گفته مهندس بهشتی سنگرهای میراث فرهنگی پس از گذشت سه دهه از انقلاب فتح شد و شیرازه امور حراست، پژوهش، معرفی و حفاظت از میراث فرهنگی از هم گسیخت. 

- استاد کاظم عرب از پیشکسوتان البرزی عرصه میراث فرهنگی و گردشگری کشور است که اخیراً با عنوان علمی استادیار پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بازنشسته شده است. مدیریت هشت ساله اداره کل میراث فرهنگی استان قم، دو دوره معاون پژوهشکده باستان شناسی کشور، معاون دفتر ثبت آثار فرهنگی و تاریخی، مدیر امور پژوهشی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و معاون توسعه مدیریت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، عمده ترین فعالیت ها و مسئولیت‌های استاد عرب است.

- به نقل از: کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology

_________________


نامه علیرضا گروسی دبیر موسسه مردم نهاد حامیان محوطه باستانی ازبکی به مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز جهت درخواست برگزاری جلسه هم اندیشی درباره وضعیت میراث فرهنگی شهرستان نظرآباد، 23 فروردین 1399    

_________________

ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 2 

ویژه مطالبی درباره تخریب محوطه ساسانی در استان البرز - 3

 


نوشته شده در  جمعه 99/1/22ساعت  10:30 صبح  توسط حسین عسکری 
  نظرات دیگران()

<   <<   11   12   13   14   15   >>   >

فهرست همه یادداشت های این وبلاگ
موتور و ماشین سواری در محوطه باستانی شرف الدین استان البرز
تازه ترین کتاب و مقاله درباره روستای ایستای طالقان
کوتاه نوشته های حسین عسکری در کانال تلگرامی البرزپژوهی - 4
آیت الله سید رضا حسینی زابلی و تجددگریزی در شهر کرج
تطهیر ترور فاتح یزدی و چریک های فدایی خلق در خبرگزاری تسنیم
بازتاب انتشار کتاب تاریخ هشتگرد نوشته حسین عسکری - 1
یادداشت های حسین عسکری درباره محمدصادق فاتح یزدی
دانلود نسخه pdf کتاب های حسین عسکری
کانال تلگرامی و صفحه های اینستاگرام و آپارات البرز پژوهی
شناسنامه وبلاگ البرز پژوهی
[عناوین آرشیوشده]