تنها عضو معمم کانون نویسندگان که از پیشگامان حمایت از فلسطین بود
10 مهر 1401، 8:36 کد خبر: 5600290
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب: در هفتم مهر سال 1392 رسانهها خبر درگذشت یکی از علمای مبارز علیه رژیم پهلوی به نام شیخ مصطفی رهنما را مخابره کردند. این عالم مجاهد زندگی شگفت انگیزی داشت، شرح حالی که میتواند مورد اقتباس درامنویسان قرار گیرد. شیخ مصطفی رهنما در دوازدهم اسفند 1304 در کرمانشاه به دنیا آمد. در قم و نجف درس خواند و در نشریات متعددی به نوشتن مقاله و یادداشت پرداخت. عقیده او این بود که باید ارتباط رسانهای نیروهای سیاسی مذهبی فعال بماند و خود در تمامی عمر در راستای تحقق این هدف تلاش کرد. او از همرزمان مرحوم آیتالله سید محمود علایی طالقانی بود و در دوران حکومت پهلوی بارها دستگیر شد. به همین دلیل اسناد بسیاری از او در ساواک موجود بود که از دل آنها کتاب «اسناد و خاطرات شیخ مصطفی رهنما» به کوشش رحیم روح بخش الهآباد توسط مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی به سال 1390 منتشر شد.
شیخ که در دفاع از آرمانها و مقاومت مردم فلسطین سری پر شور داشت، بارها به حمایتهای سیاسی و اقتصادی از فلسطینیان پرداخت و از پیشگامان حمایت از مردم مظلوم فلسطین بود. او همیشه اعتقاد داشت که روز آزادی فلسطین بالاخره خواهد رسید. همچنین او در سالهای پیش از انقلاب اسلامی عضو کانون نویسندگان بود و در واقع تنها روحانی عضو این کانون به شمار میرفت. متأسفانه در مضوع زندگی این عالم مجاهد پژوهشهای چندانی صورت نگرفته است. شرح حال مختصری از او در کتاب «علمای مجاهد استان البرز» نوشته حسین عسکری شرح حالی از این روحانی متفکرِ مبارز درج شده است. همچنین حجتالاسلام رسول جعفریان نیز در کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی - سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی) سالهای 1320 – 1357» نیز مختصری را به شیخ رهنما اختصاص داده است.
معرفی کتاب «علمای مجاهد استان البرز»
کتاب «علمای مجاهد استان البرز» نخستین چاپ این کتاب در پاییز 1397 با شمارگان 1100 نسخه در 328 صفحه توسط نشر شاهدان البرز (وابسته به ستاد کنگره شهدای استان البرز) در دسترس مخاطبان قرار گرفت. سومین چاپ این کتاب نیز در اردیبهشت 1398 با شمارگان 400 نسخه منتشر شد. عسکری در این کتاب با روش پژوهش اسنادی، زندگی و زمانه و آرمانهای 74 تن از علمای مجاهد البرز را روایت کرده است. با توجه به رویکرد عسکری در نگاه به زندگی این شخصیتها میتوان گفت که آنها در 57 زمینه، مبارزات خود با استعمار، استثمار، صهیونیسم، جریانها و فرقههای ضاله در ایران و دیگر کشورها سامان دادهاند.
از دیگر چهرههای مشهوری که در این کتاب معرفی شدهاند میتوان به آیتالله آقا شیخ هادی نجم آبادی (روحانی مشهور عصر ناصری که به معلم مشروطه ملقب شد)، آیتالله شیخ حسین لنکرانی، آیتالله سیدمحمود طالقانی، شیخ مصطفی رهنما، آیتالله سیدحسن طباطبایی قمی، آیتالله سید ابوالحسن گلیردی طالقانی (پدر مرحوم آیتالله طالقانی)، آیتالله سیدابوالحسن رفیعی قزوینی، شیخ علی پناه اشتهاردی، آیتالله شیخ محمدتقی برغانی (مشهور به شهید ثالث)، محمد صالح برغانی و... کتاب همچنین چند بخش دیگر هم دارد: «زنان عالمه و مبارز استان البرز» (که در آن شخصیتهای مهمی چون ربابه برغانی صالحی، صدیقه برغانی صالحی، رقیه شهیدی صالحی معرفی شدهاند)، «معرفی شهید استان البرز در قیام 15 خرداد» و «علمای مجاهد استان البرز به روایت رهبران انقلاب اسلامی». زندگینامه شیخ مصطفی رهنما را به نقل از این کتاب در ادامه بخوانید:
یار غار آیتالله سیدمحمود طالقانی
شیخ مصطفی رهنمایی مشهور به رهنما (1304 - 1392 ش) روحانی مخالف حکومت پهلوی و از پیشگامان حمایت از فلسطین است. در حوزههای علمیه قم و نجف اشرف تحصیل کرد. از استادان او میتوان به آیت الله سید محمود حسینی شاهرودی (متوفی 1353 ش)، آیت الله سید یحیی یزدی (متوفی 1342 ش) و آیت الله سید هبه الدین شهرستانی (متوفی 1345 ش) اشاره کرد. سید عبدالحسین واحدی (شهادت 1334 ش) نفر دوم جمعیت فداییان اسلام، دایی اوست. انتشار مجله «حیات مسلمین» در سال 1329 ش، تأسیس جمعیت مسلم آزاد در سال 1330 ش و چاپ و انتشار کتاب «مسلمین جهان» در سال 1340 ش از فعالیتهای مذهبی و سیاسی اوست. رهنما در دوره پهلوی، هجده بار بازداشت و زندانی شد و او را به مدت یازده ماه در سال 1333 ش به جزیره خارک تبعید کردند.
به جهت اینکه همسرش اهل روستای واریان از توابع شهرستان کرج است، پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیتهایی در این شهر داشت. او با دو مبارز البرزی یعنی آیت الله سید محمود علایی طالقانی (م 1358 ش) و آیت الله سید نورالدین علوی طالقانی (م 1368 ش) آشنا بود و با آنها فعالیتهای مشترک علیه حکومت پهلوی و حمایت از مبارزان فلسطینی داشت. از آن جمله میتوان به جمع آوری زکات فطره نمازگزاران مسجد هدایت در سال 1348 ش و ارسال آن از طریق سفیر وقت مصر در تهران به مبارزان فلسطینی، صدور اعلامیه در اعتراض به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی حکومت پهلوی در سال 1331 ش، صدور اعلامیه در سال 1343 ش در واکنش به سه حادثه تأسف آور از جمله مصونیت مستشاران خارجی در ایران (کاپیتولاسیون)، قرضه 200 میلیون دلاری با ربای پنج درصد و بالاخره تبعید امام خمینی از کشور و همچنین ارسال نامه اعتراضی به کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا در سال 1343 ش درباره پیگیری قتل مالکوم ایکس از رهبران مسلمانان سیاهپوست آمریکا اشاره کرد.
ماجرای نامه دکتر مصدق به شیخ مصطفی رهنما
یکی از نامههای مهم دکتر محمد مصدق (م 1345 ش) درباره «سرگذشت فلسطین» است. مصدق نخست وزیر ملی گرای دوره پهلوی است که سالهای پرحادثهای از عمرش را در روستای احمدآباد گذراند و در همان جا به خاک سپرده شد. او این نامه را در 11 آذر 1323 از روستای احمدآباد خطاب به شیخ مصطفی رهنما نوشته شده است. دکتر مصدق در این نامه، مبلغی پول را برای خرید کتاب «سرگذشت فلسطین» یا «کارنامه سیاه استعمار» ترجمه آیت الله اکبر هاشمی رفستمالی و توزیع آن در بین علاقهمندان اختصاص داده است. در این نامه آمده است: «از کتاب سرگذشت فلسطین بسیار استفاده نمودم و حیفم آمد که این کتاب در گوشهای بماند و مورد استفاده قرار نگیرد، این است که چک ناقابلی را تقدیم میکنم که بتوانید از آن بیشتر ابتیاع فرمائید و آن را در معرض استفاده عموم قرار دهید.» کتاب «القضیه الفلسطینیه یا سرگذشت فلسطین» نوشته اکرم زعیتر سفیر وقت اردن در ایران، تاریخچه فلسطین را از زمانی که یهود شکل گرفته، روایت کرده است.
بر اساس اسناد برجای مانده از سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پهلوی (ساواک) شیخ مصطفی رهنما در 14 اسفند 1348 به مناسبت سومین سالگشت مرگ دکتر مصدق به همراه گروهی از چهرههای ملی و مذهبی مخالف حکومت پهلوی به روستای احمد آباد میرود که با ممانعت ساواک مواجه شده و در یک کیلومتری آن روستا متوقف میشود. در آن زمان، نواب رئیس ساواک تهران درباره حضور رهنما در این تجمع، نامه جداگانهای را با طبقه بندی خیلی محرمانه به رئیس کل ساواک ارسال کرده بود. طبق گزارش دیگری از ساواک، رهنما در 14 اسفند 1355 به همراه مهندس مهدی بازرگان (م 1373 ش) و دکتر یدالله سحابی (م 1381 ش) و دیگران به احمد آباد میروند و پس از قرائت فاتحه بر مزار مصدق و صرف ناهار، آنجا را ترک میکنند. همچنین در سند دیگری از ساواک آمده است که در 29 اردیبهشت 1356 به مناسبت زادروز دکتر مصدق، رهنما و چند تن از چهرههای مخالف پهلوی به احمد آباد رفتهاند که ساواک از ورود آنان جلوگیری کرده است.
ممنوع المنبر شدن و کمک به مقاومت فلسطین
شیخ مصطفی رهنما که در سال 1320 ش در تهران و شهرستانها ممنوع المنبر شده بود، به جهت تبلیغ و استراحت به روستای واریان از توابع شهرستان کرج میآید و در 21 سالگی در همین روستا ازدواج میکند. او درباره فعالیتهایش در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کرج میگوید: «یک بار که در روستای واریان در نزدیکی کرچ منبر میرفتم، در روز عید فطر از روزه داران خواستم فطریه خودشان را برای تهیه نمک به طرز نمادین برای کمک به مردم فلسطین بپردازند. همان جا مختصر پولی جمع آوری شد و من از طریق یک واسطه این اقدام را به اطلاع نخست وزیر وقت سوریه رساندم… یک بار هم مأموران ساواک با لباس آخوندی به روستای واریان رفته و با دیوانه و بی سواد معرفی کردن من سعی کرده بودند، ذهنیت آنها را نسبت به من خراب کنند.»
پنج فرزند، حاصل ازدواج شیخ مصطفی رهنما با همسر کرجیاش به نام بانو فروغ الزمان نعمتی (رباب) در اوایل سال 1345ش است. او نام فرزندانش را از میان نامهای مبارزان فلسطینی و عرب انتخاب کرده است. شیخ درباره فعالیتهایش در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در شهر کرج میگوید: «بعد از پیروزی انقلاب هم در صحنه بودم. به طوری که مورد غضب مخالفان جمهوری اسلامی از جمله بهائیان قرار گرفتم. چنان که یک بار در 16 آبان 1359 در سخنرانی قبل از خطبههای نماز جمعه کرج راجع به آن گروهک ضاله صحبت کردم. چهار روز بعد در حالی که با ماشین تویوتایی که در اختیارم بود و به رانندگی فردی به نام آقای سجادی در جاده کرج به طرف سد امیرکبیر در حال حرکت بودیم و چراغ ماشین به خاطر شرایط جنگی گل آلود بود، ناگهان ماشینی از طرف مقابل که چراغش گل آلود نبود، مستقیماً نور چراغش را به چشم رانندهام انداخت که نتواند جلو را ببیند، او هم دست راست پیچید و ماشین به کوه خورد. من که دستم تفنگ ژ 3 بود و سر آن زیر چانهام گرفته بودم ناگهان سر تفنگ داخل گلویم رفت و سرم جلوی ماشین خورد و خون جاری شد. شانس آوردیم همزمان دو ماشین ارتش از راه رسیدند. بهائیان که میخواستند بعد از توقف ماشین ما، بیایند و مرا بکشند با مشاهده این ماشینهای ارتش فرار کردند. من هم عمامه ام را به گلویم بستم و با کمک آن برادران ارتشی در بیمارستان کرج بستری شدم … به هر حال از بیمارستان به آقای حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدعلی شریفی (م 1371ش) امام جمعه وقت کرج تلفن زدند که فلانی این طور شده که همان شبانه گلویم را بخیه زدند و خوب شدم.»
شیخ مصطفی رهنما در 7 مهر 1392 در سن 88 سالگی بران درگذشت. حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در 10 مهر همان سال طی پیامی درگذشت ایشان را تسلیت گفتند. در بخشی از آن پیام آمده است: «تلاش خستگی ناپذیر این روحانی پارسا در مبارزه قلمی و فکری برای مسئله فلسطین که از جوانی تا کهنسالی و در بیش از نیم قرن ادامه داشت، چهرهای نادر و تحسین برانگیز از وی در ذهن کسانی که این عالم متواضع و پر استقامت را میشناختند، ترسیم میکرد.»
نوشته فوق در وب سایت خبرگزی مهر
مراسم روز فرهنگی کرج برگزار شد
مراسم نکوداشت روز فرهنگی کرج شامگاه دوشنبه بیست و یکم فروردین 1402 با حضور سید محمد حسینی معاون پارلمانی رئیس جمهور، نماینده ولی فقیه در استان البرز، اعضای شورای اسلامی شهر کرج، شهردار و سایر مسئولین استانی و شهری و عموم مردم در بوستان شهید چمران کرج برگزار شد. به گزارش پایگاه خبری کرج امروز و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای اسلامی شهر کرج، در این مراسم جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه، خانوادههای معظم شهدا از جمله خانواده شهیدان والامقام مدافع امنیت سید روح الله عجمیان و آرمان علی وردی حضور داشتند و علاوه بر هنرنمایی گروه سرود دانشآموزی و مداحی ذاکر اهل بیت (ع) از تابلوی نقاشی دیجیتال شهید سید مرتضی آوینی به مناسبت هفته هنر انقلاب اسلامیرونمایی شد. همچنین تجلیل از مقام والای شهیدان سید روح الله عجمیان و آرمان علی وردی بخش دیگری از این برنامه بود .
علی قاسم پور، رئیس شورای اسلامی شهر کرج نیز در این مراسم ضمن تسلیت ایام شهادت مولای متقیان مطرح کرد: گل لالهها که گل ملی ایران و بومی استان البرز است، یادآور ریخته شدن خون جوانان برومند این مرز و بوم و شهدای جمهوری اسلامی ایران است که برای اعتلای وطن و ناموس، جان خود را در راه انقلاب و نظام فدا کردند و انتخاب بیست و یکم فروردین به عنوان روز فرهنگی شهر با ایام رویش لالههای شهر نشانی از جایگاه ویژه شهدا دارد. وی ضمن قدردانی از خانوادههای معظم شهدا، مسئولین، نیروها، شهروندان و جوانان انقلابی این شهر که نقش مؤثری در ترویج فرهنگ این مرز و بوم دارند بیان کرد: امید است معرفی پتانسیلهای شهر کرج، ایران کوچک منشأ تحولات بهتری در شهر گردد.
در پایان این مراسم، از برخی چهرههای پیشکسوت عرصه فرهنگ و هنر استان البرز از جمله استاد داوود فتحعلی بیگی هنرمند و بازیگر عرصه سینما و تئاتر، سردار نادر ادیبی از یادگاران دوران دفاع مقدس و بهنام نوریزاده معلم و استاد قرآن کریم تجلیل به عمل آمد. همچنین زین العابدین غلام ذاکر و پیرغلام اهل بیت (ع) و جانباز دوران دفاع مقدس، مهران رجبی هنرمند سینما و تلویزیون، حجت الاسلام والمسلمین محقق، پدر شهید و فعال در حوزه تبلیغ دین و همچنین مهراب رجبی، حسین عسکری، حسن شاه محمدی و جعفر کوهزاده از البرزشناسان مورد تجلیل قرار گرفتند.
________________
تقدیر از البرزپژوهان
تقدیر از دکتر مهراب رجبی، حسن شاه محمدی، جعفر کوهزاده و دکتر حسین عسکری به جهت تلاش در معرفی فرهنگ، تاریخ و مشاهیر استان البرز
آیین روز فرهنگی کرج
شامگاه دوشنبه 21 فروردین 1402
بوستان شهید چمران
3 دقیقه
تهیه ویدئو: علی عسگری
________________
کوتاه درباره پیشینه کرج
حسین عسکری
آیین روز فرهنگی شهر کرج
شامگاه دوشنبه 21 فروردین 1402
بوستان شهید چمران
1 دقیقه
از «ونوس الموت» رونمایی شد
پایگاه تحلیلی خبری امید بانوان
سهشنبه 23 اسفند 1401 - 12:29
آیین رونمایی از کتاب پژوهشی «ونوس الموت» در روز یک شنبه 21 اسفند 1401 با حضور نویسنده کتاب «بهروز رمضانی» در شهرستان ساوجبلاغ برگزار شد .کتاب «ونوس الموت» به نویسندگی «بهروز رمضانی» از معلمان و پژوهشگران استان البرز که در آن به هویت تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی روستای وناش الموت پرداخته شده است، در فرهنگسرای امام علی علیه السلام هشتگرد رونمایی شد.
حجت الاسلام و المسلمین «روح الله مختاری»، امام جمعه شهرستان ساوجبلاغ، طی سخنانی تمدن چند هزار ساله ایرانی را گره خورده به فرهنگ ناب اسلامی دانست و تصریح کرد: این فرهنگ ناب ایرانی اسلامی مردمانی را تربیت کرده است که امروز هیچ بنبستی را مقابل پیشرفت خود و ایرانی اسلامی نمیبیند و با تکیه بر همین فرهنگ و تمدن چندهزار ساله در همه میادین درخشان ظاهر میشوند.
همچنین در این مراسم گلشن شیرمحمدی رئیس اداره کتابخانههای عمومی شهرستان ساوجبلاغ ضمن تقدیر از نویسنده این کتاب گفت: این کتاب پیوند تاریخی و جغرافیایی دو استان البرز و قزوین است و نگارنده توانسته به خوبی فضای فرهنگی در روستاها را به رشته تحریر درآورد و بدون خدشه به خط داستانی کتاب تاریخ و جغرافیا و فرهنگ مردمان روستایی را در کتاب بیاورد. رئیس اداره کتابخانههای عمومی شهرستان در ادامه به نقش کتابخانههای عمومی در تولید آثار فاخر نویسندگان اشاره کرد و افزود: کتابخانههای عمومی به عنوان یک مرکز مطالعاتی با منابع ی متناسب نقش بسزایی در به سرانجام رسیدن تحقیقات و در نهایت نوشتن کتابهایی مناسب برای آشنایی نسل جوان از هویت ایرانی اسلامی دارد و کتابداران نیز در این مسیر راهنمای خوبی برای علاقهمندان در این حوزه هستند.
در بخشی از این مراسم بهروز رمضانی نویسنده کتاب «ونوس الموت» در خصوص این کتاب گفت: هدفش از بیان فراز و نشیب حال و گذشته تاریخ الموت و روستاهای وناش و کینه خاز این بود که نسلهای آینده با توجه به آموختهها و تجربیات گذشتگان اقوام خود، در آسایش و رفاه بیشتری زندگی را سپری کنند و آشنایی نسل جوان امروز و آینده با تاریخ پیچیده، همراه با فراز و نشیب مردمان سختکوش سرزمین مان است.
همچنین در این مراسم دکتر حسین عسگری، دکتر شمس اله غلامی و دکتر مهراب رجبی از البرزپژوهان و کارشناسان این برنامه بودند که در خصوص محتوای این کتاب به بیان نظرات خود پرداختند. این آئین رونمایی با حضور حجت الاسلام والمسلمین روح الله مختاری، امام جمعه شهرستان ساوجبلاغ؛ دکتر محراب رجبی، مشاور استاندار البرز؛ گلشن شیرمحمدی، رئیس اداره کتابخانههای عمومی؛ سجاد احسانفر، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ساوجبلاغ؛ پژوهشگران، مسئولین و جمعی از مردم شهرستانهای ساوجبلاغ، نظرآباد، طالقان و روستای الموت انجام شد.
بازتاب این رویداد فرهنگی در وب سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
کتاب روستای وناش الموت منتشر شد + دانلود
از راست: حسین عسکری، دکتر مهراب رجبی، امید باقری، شیخ اسماعیل آل احمد
شهر هشتگرد، فرهنگسرای امام علی علیه السلام
21 اسفند 1401
از راست: دکتر شمس الله غلامی، رضا صمدیها (نویسنده و قزوین پژوه)، حسین عسکری
شهر هشتگرد، فرهنگسرای امام علی علیه السلام
21 اسفند 1401
تصاویر از: علی عسکری، محمد دهقان پور
گفتوگوی اختصاصی
دانستنیهایی از رسوم نوروزی البرزیها/ کتابت قرآن، وقتی هنر با صدای طبیعت همنوا میشود
یک البرزپژوه گفت: آیین نوروزی البرز ترکیب موزونی از رسوم بومیان و مهاجران است.دکتر حسین عسکری گفت: آیین نوروزی البرز به دو گونه تقسیم میشود؛ یکی ویژه بومیان بوده که تا کنون ادامه دارد و بخشی از آن نیز با رسوم مهاجران ارتباط دارد اما اتفاق جالب فرهنگی در حوزه جغرافیای البرز، ترکیب موزون آیین نوروزی بومیان استان با رسوم مهاجران است. او میگوید: از طریق گفت و گوی شفاهی با بومیان و مهاجران دریافتم که رسوم مربوط به نوروز تقریبا از 20 اسفند در البرز آغاز میشده و تا 13 فروردین ادامه داشته است.
این البرزپژوه گفت: البرزیها با خانه تکانی، تعمیر اشیا و وسایل خراب، دور ریختن اشیای زائد، رنگ آمیزی دَر و دیوار، شست و شوی در و پنجره و گرد گیری، نظم دادن به گنجه ها و قفسه ها و خرید اشیای مورد نیاز و لباس به استقبال بهار میرفتند. او میگوید: بعد نوبت به چیدن سفره هفت سین میرسید که در واقع چیدن هفت ماده با ریشه گیاهی بود که البته به مرور زمان سکه هم به سفره اضافه شده است. عسکری گفت: البرزیها سبز کردن سبزه را از دهم تا 15 اسفند انجام میدادند و برای این کار از گندم، جو، باقالا و... استفاده میکردند.
او میگوید: کشاورزان 12 نوع دانه را در زمین زراعی خود میکاشتند و هر کدام که خوب سبز میشد، پیشبینی میکردند که آن محصول در آن سال رونق بیشتری خواهد داشت. این البرزپژوه گفت: توتک پزان از آیینهای دیگر البرزیان در استقبال از نوروز محسوب میشود و همچنین آشتی و تسویه حساب مالی و پرداخت دِین هم در آستانه بهار انجام میشد. او میگوید: البرزنشینان در شب عید، چراغ منزل را روشن نگه می داشتند و معقتد بودند که راهنمای ارواحشان در بازگشت به منزل خواهد بود. عسکری گفت: سبزی پلو با ماهی و رشته پلو غذای شب عیدشان بود و معتقد بودند طبخ رشته پلو در شب عید باعث میشود رشته امور در سال جدید از دستشان خارج نشود.
او میگوید: از سنتهای کهن البرزیها در دیار طالقان، خوشنویسی قرآن کریم در اطراف آبشارِ روستای قدیمی کرکبود بوده است. این البرزپژوه گفت: خوشنویسانِ هنرمند طالقان طعامی را فراهم می کردند و در ایام بهار و تابستان کنار آبشار کرکبود به کتابت قرآن کریم مشغول میشدند، در تفسیر این میراث فرهنگی می توان گفت که این قرآن خوشنویسی شده، تجلی پیوند امری زیبا با امر قدسی بود و خوشنویسان با صدای آبشار و سماع قلم شان، هنر را خلق می کردند. او میگوید: پیشنهاد می کنم کتابت قرآن کریم در کرکبود با حمایت متولیان امر در فهرست آثار ملی ناملموس ثبت و مجدد احیا شود.
چهارشنبه سوری در استان البرز به روایت حسین عسکری
آیین چهارشنبه سوری در استان البرز
برنامه شب نشینی با تاریخ
رادیو البرز
تهیه کننده: میثم نبی
کارشناس: حسین عسکری
ویژگی های باستان شناختی استان البرز . 1
_____________________
ویژگی های باستان شناختی استان البرز - 2
_____________________
ویژگی های باستان شناختی استان البرز - 3
_____________________
ویژگی های باستان شناختی استان البرز - 4
_____________________
وضعیت میراث فرهنگی استان البرز در دوره حکومت پهلوی و البرزیان قیام 15 خرداد 1342
_____________________
سکونت آیت الله خمینی در کرج
_____________________
جنبش دانشجویی استان البرز در دوره حکومت پهلوی
_____________________
تاریخچه شهرستان چهارباغ استان البرز
_____________________
پیوند استان البرز با سید جمال الدین اسدآبادی
_____________________
نسب البرزی نسیم شمال
_____________________
تاریخچه نوروز و آیین های نوروزی در استان البرز
_____________________
روایت های عرفانی - شیعی از نوروز و کتابت قرآن پای آبشار کرکبود طالقان
_____________________
فرازهایی از تاریخ شهر کرج
_____________________
نظریه پرداز البرزی جریان مشروعه خواهی
_____________________
نظریه پرداز البرزی جریان مشروعه خواهی
_____________________
خاندان علمی و فرهنگی ساوجبلاغی
_____________________
ماجرای نامه فقیه طالقانی به خدا
_____________________
ربط های البرزی نهضت جنگل
_____________________
کتابدار طالقانی کتابخانه سلطنتی صفویه
_____________________
ربط های البرزی سریال هزار دستان
_____________________
ربط های البرزی سریال هزار دستان
_____________________
نقشه ساواک برای بی آبرویی شیخ حسین لنکرانی در کرج
_____________________
مسجد جامع برغان یادگاری از پادوسپانان
____________________
تاریخچه کارخانه سیمان آبیک
_____________________
نام آوران خاندان نجم آبادی
_____________________
نام آوران خاندان ساوجبلاغی
_____________________
لوهبون: بهشت دره رود
سرشناسه: نجفی، محمود، 1356-
عنوان و نام پدیدآور: لوهبون، بهشت دره رود
مشخصات نشر: کرج: رهام اندیشه، 1401.
مشخصات ظاهری: 161ص.: مصور (بخشی رنگی)
شابک: 978-622-264-440-6
موضوع: فرهنگ عامه -- ایران – لوهبون Folklore -- Iran -- Luhbun
موضوع: طارم Tarom (Iran) لوهبون Luhbun (Iran)
رده بندی کنگره: DSR2103
رده بندی دیویی: 955/342
شماره کتابشناسی ملی: 9129153
مقدمه حسین عسکری
در فرهنگ و تمدن قدسی و ماندگار ایران عزیز، دهکده ها و آبادی ها، جایگاه مهمی دارند. نخستین تجربه های مدنی و فرهنگی ایرانیان در دوره های پیش از تاریخ و تاریخی، در همین روستاهای کهن شکل گرفته است. تپه ها و محوطه های باستانی مورد اشاره در اسناد و متون باستان شناسی و تاریخی، همان روستاهای کوچکی هستند که اولین تجربه های زیست جمعی مدنی در آنها رخ داده است. بر همین مبنا، «روستا نگاری» یا همان «تک نگاری های روستایی»، پدیده ای مهم و اثرگذار در مطالعات ایران شناسی به شمار می رود.
حدود بیست سال است که دوستی ام با آقا محمود نجفی - نویسنده کتاب لوهبون: بهشت دره رود - پایدار مانده است. البته همه این دوستی گرم و صمیمانه با ایشان را در زادگاهم استان البرز تجربه کرده ام. تحصیل موفق در مقطع کارشناسی و ارشد رشته فلسفه و علاقه به ادبیات و تاریخ ایران، ذهن آقای نجفی را در دریافت و کشف نکات قابل توجه فرهنگی - تاریخی توانا کرده است.
کتاب پیش رو، حاصل همین نکته بینی ها و دقت روشمند آقای نجفی درباره زادگاهش روستای لوهبون از توابع شهرستان تارم در استان زنجان است. کتابی که نگارش آن فقط از عهده آقای نجفی برمی آمد؛ چون بسیاری از مطالب خواندنی آن حاصل تجربه و شناخت حضوری و مستقیم نویسنده است.این کتاب از جهت «البرز پژوهی» هم دارای اهمیت است چون در روزگار ما، غالب مهاجران نجیب روستای لوهبون، در استان البرز می زیند و در رویدادهای مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و تجاری این استان هم سهیم بوده اند.
یکی از پیوند دهنده های لوهبون و استان البرز، وجود شاعر گرامی جناب آقای شجاع الدین صفری مشهور به صفایی زنجانی است که نام نیکش با فرهنگ این استان گره خورده است. همه اشعار آیینی و اجتماعی استاد صفایی زنجانی، قابل توجه است اما چند سالی است شعر آیینی «ای قلم سوزلریمده اثر یوخ» در ذهن و زبان ایرانیان دوستدار اهل بیت علیهم السلام ماندگار شده است. پیش از این پیشنهاد کرده ام این شعر و اجرایش در «فهرست میراث فرهنگی ناملموس» ثبت شود. اینجا هم آن را تکرار می کنم و امیدوارم مورد توجه مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان البرز قرار گیرد.
در پایان ضمن سپاس از تلاش های طاقت زُدای دوست عزیزم آقا محمود نجفی - که علاوه بر کسوت پاسداری از انقلاب اسلامی، پاسداری بیدار در حفظ ارزش های فرهنگی و معنوی سرزمین مقدس ایران است - مطالعه این کتاب ارزشمند را به اهالی شریف استان های زنجان و البرز توصیه می کنم.
من در این آبادی، پی چیزی می گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی...
22 بهمن 1400
شهر نظرآباد استان البرز
|فایل pdf این کتاب با اجازه نویسنده منتشر شده است|
نویسنده و البرزپژوه در گفت و گو با «تیتر یک»:
فرهنگ چهلتیکه البرز، تنوعی از آداب و رسوم در چهارشنبهسوری را رقمزده است
کد خبر: 220354 / تاریخ انتشار: 23 اسفند 1401 - 09:31
حسین عسکری، نویسنده و البرزپژوه به مناسبت چهارشنبه سوری در گفت و گو با خبرنگار «تیتر یک» گفت: چهارشنبه سوری، چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبه سُرخی یا کِلُ چهارشنبه (در گویش طالقانی) یکی از آئین های نوروزی در سرزمین کهن ایران است. وی با اشاره به اینکه دو دیدگاه درباره قدمت و خاستگاه چهارشنبه سوری وجود دارد، ادامه داد: برخی این آیین را متعلق به پیش از اسلام میدانند که تا امروز ادامه داشته و برخی دیگر مثل دکتر محمود روحالامینی مردم شناس نامی، چهارشنبه سوری را آئینی ایرانی تحت تأثیر جنبش های شیعی میدانند که پس از اسلام در بین ایرانیان پیدا شده است. عسکری افزود: هفته و نامگذاری های آن از شنبه تا جمعه در تقویم پس از اسلام ایجاد شده است و در ایران پیش از اسلام و ایران باستان، شمارش روزها در قالب هفته نبوده و ماهها هر کدام نام مشخصی داشتند.
این نویسنده تصریح کرد: به دلیل اینکه ایرانیها چهارشنبه را روز نامبارکی میدانستند، آتش می افروختند تا از پلیدیهای آن به دور باشند برای مثال در منطقه طالقان، می گفتند: «تَشُک تَشُک»، چهارشنبهای که دنباله نخواهد داشت یعنی آن را خوب نمیدانستند و میخواستند ادامه پیدا نکند. وی گفت: برخی پژوهشگران و ایران شناسان طی تفسیری عنوان می کنند که چهارشنبه سوری نسبتی با جنبش های شیعی داشته و این ماجرا برمی گردد به قیام مختار ثقفی که از دوستداران اهل بیت (ع) بود. زمانی که از زندان آزاد شد و خواست خونخواهی شیعیان از قاتلان امام حسین (ع) را آغاز کند به یاران خود و شیعیان گفت که بر بام خانه های خود آتش روشن کنند و با این اقدام هماهنگ، قیام خود را آغاز کنند. زمانی که این اتفاق افتاد، مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال. به همین دلیل بین ایرانیان و شیعیان ایرانی رسم شد که شب چهارشنبه آخر سال، آتش روشن کنند.
عسکری ادامه داد: اما درباره رسومات شب چهارشنبه سوری در استان البرز این را باید عرض کنم که رسوماتی مخصوص بومیان استان البرز و رسم هایی نیز مخصوص مهاجرین است که با خود به استان البرز آوردهاند و این رسومات متنوع در طول زمان با یکدیگر ترکیب شده است که به مهم ترین آنها اشاره می کنم. این پژوهشگر افزود: یکی از آنها آتش افروزی است این کار را در پشت بام و یا در معابر انجام می دادند، آتش که روشن میشد آرزوهای خوب میکردند و از روی آن میپریدند و میگفتند: «زردی من از تو، سرخی تو از من»، اینجا زردی یعنی بیماری و پژمردگی و سرخی یعنی نشاط، سلامتی و سرزندگی. وی بیان کرد: دومین رسم، کوزههای کهنه و نیمه شکسته را که درونش مقداری آب و چند سکه بود در معابر میانداختند تا با شکستن کامل آنها، کهنگی از زندگی ها به دور باشد.عسکری گفت: سومین رسم این بود که اسپند دود میکردند و چهارمین رسم، آجیل میخوردند که شامل کشمش، مغز گردو، توت و تخمه کدو بود که همچنان در منطقه طالقان رایج است. این نویسنده ادامه داد: فال گوش ایستادن یکی دیگر از رسومات بود، در کوچه یا معبری مخفی میشدند، اولین حرف را که میشنیدند؛ اگر حرف خوبی بود حمل بر نیکی و مبارکی روزهای آتی می کردند. فال گوش ایستادن معادل تفأل (فال نیک زدن) است.
وی افزود: رسم بعدی قاشق زنی بود که بیشتر بچه ها و نوجوانان انجام میدادند، پارچه یا چادری بر سر خود میکشیدند و بر در خانه همسایهها و آشنایان میرفتند و قاشق را به ظرف هایشان میزدند و با آن صدا در میآوردند، صاحب خانه به آنها شیرینی و میوه یا پول میداد و گاهی روی این بچهها آب می پاشیدند. عسکری تاکید کرد: هدیه به نوعروسان و زنان و دختران خویشاوند نزدیک نیز در شب چهارشنبه سوری رایج است که در زبان فارسی به آن «عیدانه» و ترک زبانان استان البرز به آن «پای» و «بایراملیخ» میگویند. این پژوهشگر گفت خانه تکانی و دور کردن کهنگی سال پیش از خانه ها نیز یکی از رسوم پیش از چهارشنبه سوری است که باید تا قبل از این شب، انجام می شد. البته خریدها و نیازمندی های نوروزی هم باید پیش از چهارشنبه سوری انجام می شد. وی ادامه داد: در برخی روستاهای البرز فانوسی روشن میکردند و با آواز خوانی به سمت منزل خودشان یا آشنایان میرفتند و فانوس را آویزان میکردند یعنی امیدوار بودند تا پایان سال آینده، چراغ منزلشان روشن باشد. عسکری در خاتمه خاطرنشان کرد: در روستای برغان شهرستان ساوجبلاغ، شب چهارشنبه سوری به کسی چیزی قرض نمیدهند و چیزی نباید بشکند. آنها بر این عقیده اند که اگر چیزی قرض بدهند و یا چیزی بشکند طی سال این ادامه پیدا خواهد کرد. غذاهای این شب نیز سبزی پلو با ماهی و یا کوکو سبزی است.
الهه ملاحسینی _ تیتر یک
گفت و گوی حسین عسکری با باشگاه خبرنگاران جوان درباره نوروز
آیین چهارشنبه سوری در استان البرز
توسط انتشارات رهام اندیشه؛
روستای وناش الموت در یک کتاب معرفی شد
خبرگزاری مهر - کد خبر: 5725830- 15 اسفند 1401، 9:34
کتاب «ونوس الموت: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ روستای وناش الموت استان قزوین» نوشته بهروز رمضانی وناشی با مقدمهای از حسین عسکری توسط انتشارات رهام اندیشه منتشر و راهی بازار نشر شد. به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «ونوس الموت: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ روستای وناش الموت استان قزوین» نوشته بهروز رمضانی وناشی، بهتازگی با شمارگان هزار نسخه، 539 صفحه و بهای 350 هزار تومان توسط انتشارات رهام اندیشه منتشر و روانه کتابفروشیها شده است. مقدمه این کتاب را حسین عسکری، البرزپژوه و صاحب آثاری چون «روستازادگان دانشمند؛ نام آوران روستای نجم آباد استان البرز»، «علمای مجاهد استان البرز»، «دشتی به وسعت تاریخ»، «کهن دشت»، «روستای ایستا» و… به رشته تحریر درآورده است.
کتاب شامل سه فصل به ترتیب با این عناوین است: «آشنایی مختصری از اوضاع جغرافیایی و تاریخی الموت»، «جغرافیا، تاریخ و فرهنگ روستای وناش» و «همسایگان». موضوع این پژوهش چنانچه از نام آن پیداست، مربوط به دو سکونتگاه انسانی در الموت از سرزمین دیلمیان در رشته کوههای البرز است. وناش نام دهی واقع در 95 کیلومتری معلم کالیه، الموت شرقی، از استان قزوین است که علت نامگذاری آن به وجود گیاهی به نام ونوس یا همان گل حسرت باز میگردد. این گل در اواخر تابستان و اوایل پاییز در اطراف روستا به میزان فراوان روییده میشود؛ و دیگری آبادی کینهخاز که نام آن به دلیل واقع شدن در یک منطقه شنی و صخرهای شکل گرفته شده است؛ و از آنجاییکه تمدن و فرهنگ غنی و کهن دیرینه با پیشینه تاریخی و ریشهدار الموت و این دو سکونتگاه انسانی اهمیت بسیاری دارد، نویسنده (که از معلمان ساکن در این دیار است) تصمیم گرفته تا تصویر روشنتری از تاریخ و فرهنگ این منطقه را به مخاطبان ارائه کند.
نویسنده در مقدمهاش اشاره کرده که هدفش از بیان فراز و نشیب حال و گذشته تاریخ الموت و روستاهای وناش و کینه خاز و این بود که نسلهای آینده با توجه به آموختهها و تجربیات گذشتگان اقوام خود، در آسایش و رفاه بیشتری زندگی را سپری کنند و آشنایی نسل جوان امروز و آینده با تاریخ پیچیده، همراه با فراز و نشیب مردمان سختکوش سرزمین الموت و یکی از سکونتگاهها و آبادیهای آن به نام وناش به عنوان بخش کوچکی از گستره جغرافیایی سرزمین پهناور ایران، میتواند نقش اساسی در بازسازی و شناخت گوشهای از تاریخ غنی این سرزمین کهن داشته باشد. عمده مباحث کتاب از طریق تحقیقات میدانی نویسنده شکل گرفته است.
همانطور که اشاره شد کتاب شامل سه فصل است. در فصل اول با توجه به جایگاه تاریخی الموت در جهان و شهرتی که این منطقه به دلیل فعالیتهای حسن صباح پیدا کرده است، جهت آشنایی مختصر به اوضاع و معرفی آن در زمینههای تاریخی و جغرافیایی شامل راههای ارتباطی، موقعیت الموت در تقسیمات جغرافیایی پرداخته شده و بخشی از قلعههای حسن صباح و حملههای نظامی در آن دوران به الموت نیز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در فصل دوم کتاب سعی شده به طور کامل به موقعیت جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی روستای وناش و بالاوناش پرداخته شود. موضوعات و مسائلی درباره پیدایش و نحوه شکلگیری، راههای ارتباطی، اقلیم، جاذبههای گردشگری با توجه به پتانسیل محیطی موجود منطقه، منابع طبیعی، شامل پوشش گیاهی، گیاهان دارویی، معطر و صمغی، جنگلها، قلل و ارتفاعات، چشمهها، رودخانهها، غارها، شکارگاهها، معادن، بررسی تاریخ دیلمیان الموت و بررسی قلعه حسن صباح در پیرامون روستا، بررسی راههای ورودی مغولان به الموت و روستای وناش، مقایسه بافت قدیم و جدید روستا، علل مهاجرت، شهدای جنگ ایران و عراق، آداب و رسوم، زبان مردم، تحولات در روستا از سالهای گذشته تاکنون و همچنین به خلاصه تاریخچه تحولات عمرانی در روستا در طی سالهای متمادی پرداخته شود. همچنین معرفی نامآوران و ورزشکاران و بیان داستانهایث از ادوار گذشته، بلایا و حوادث مختلف و غیره… برخی دیگر از مباحث این فصل است. فصل سوم کتاب به معرفی همسایگان روستای وناش میپردازد. از جمله به معرفی روستای تاریخی و زیبایی زوارک که در همجواری با روستای وناش، هچنین به موضوعاتی در خصوص موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن به ویژه قلعه عزالدوله فرزند محمدشاه قاجار، برادر ناصرالدینشاه و زندگینامه منوچهر خان زوارکی و بررسی تاریخ و دستاندرکاران احداث مدرسه زوارک مطالبی اقدام شده است؛ نویسنده همچنین در گذری کوتاه به معرفی همسایه شمالی این روستا، شهرستان تنکابن از استان مازندران نیز پرداخته است. در این کتاب سعی شده مطالبی از خاطرات اهالی روستا نیز در مناسبتهای گوناگون درج شود و تمامی این خاطرات و داستانها بر اساس مطالعه و تحقیق از سالخوردگان و بزرگان روستا به رشته تحریر درآمده است.
حسین عسکری در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب چنین نوشته است: از نوجوانی، خاطرات شیرین و خوشی از معلمانی مهربان، شریف و باسواد دارم که با نام خانوادگی «کشتکار»، «باقری»، «رمضانی»، «خانی» و… در روستاها و شهرهای استان البرز غیر از آموزش عمیق و دقیق، حق پرورش را هم متعهدانه ادا میکردند. از همان سالها دریافتم که این معلمان گرامی، ریشه در روستایی به نام «وناش» در منطقه الموت از توابع استان قزوین دارند و از سال 1342 خورشیدی، نخستین گروه از آنها به شهر نظرآباد در غرب استان البرز مهاجرت کرده اند. اکنون دویست خانوار وناشی در این شهر زندگی میکنند و با گذشت نیم قرن همنشینی با البرزیان، همیشه همسایگان، دوستان و خویشاوندان خوشنام و قابل احترامی بوده اند. وناشی های الموتیِ البرز همچنان از جایگاه و احترام بالایی برخوردارند چون سهم مثبت و قابل توجهی در توسعه آموزش و پرورش و فعالیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و اقتصادی این استان دارند.
این علاقه و ارادت همچنان باقی بود که با دیدار به یاد ماندنی از روستای وناش در تابستان 1401 دوچندان شد؛ به قول جناب سنایی، «بدر گردد مَه چو با خورشید گردد مُلتقا». میزبان این سفر خوش، جناب آقای «بهروز رمضانی وناشی» نویسنده کتاب پیش رو است که پس از بازنشستگی از پیشه شریف معلمی، تصمیم گرفت تک نگاری زادگاهش را بنویسد و منتشر کند. پرداخت به «تک نگاریهای روستایی» در «مطالعات ایران شناسی»، بسیار مهم و ضروری است چون ریشههای علمی، فرهنگی و اجتماعی غالب ایرانیان را میتوان در همین روستاها جست و جو کرد. روستای وناش علاوه بر جاذبههای طبیعی، اهمیت تاریخی هم دارد چون سپاه مهاجم مغولان به فرماندهی هلاکوخان، از طریق این روستا، دژ اصلی فداییان شیعه اسماعیلی الموت در روستای گازرخان را تصرف کرد. به همین جهت نویسنده کتاب، هوشمندانه از تعبیر «وناش گذرگاه مغولان» بهره برده است.
اشاره به اسناد و روایتهای تاریخی، معرفی پوشش گیاهی و جانوری، استفاده از تصاویر دیده نشده، ثبت و انتشار داستانهای شنیدنی و آموزنده از سخت کوشی و پایمردیهای اهالی، معرفی جاذبههای گردشگری، نام آوران و شهدای گرانقدر و تشریح روند توسعه روستا، از بخشهای خواندنی و جذاب این کتاب است. ضمن عرض خدا قوت به نویسنده امین، صادق، نجیب، کوشا و خوش ذوق این کتاب، امیدوارم که الموتیان و البرزیان عزیز به ویژه جوانان از طریق این کتاب، با بخشی از پیوندهای فرهنگی این دو منطقه دیرپا آشنا شوند.
___________________
ونوس الموت
سرشناسه: رمضانی وناشی، بهروز، 1343-
عنوان و نام پدیدآور: ونوس الموت: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ روستای وناش الموت استان قزوین
مشخصات نشر: کرج: رهام اندیشه، 1401.
مشخصات ظاهری: 540 ص: مصور (رنگی)، نقشه (رنگی)، جدول، عکس.
شابک: 978-622-264-366-9
یادداشت: کتابنامه: ص 536 - 539؛ همچنین به صورت زیرنویس.
عنوان دیگر: تاریخ، جغرافیا و فرهنگ روستای وناش الموت استان قزوین.
موضوع: وناش Vanash (Iran)
رده بندی کنگره: DSR2073
رده بندی دیویی: 955/3624
شماره کتابشناسی ملی: 9024868
___________________
مقدمه دکتر حسین عسکری بر کتاب ونوس الموت
که یزدان پاک از میان گروه
برانگیخت ما را ز البرز کوه
فردوسی
از نوجوانی، خاطرات شیرین و خوشی از معلمانی مهربان، شریف و باسواد دارم که با نام خانوادگی «کشتکار»، «باقری»، «رمضانی»، «خانی» و... در روستاها و شهرهای استان البرز غیر از آموزش عمیق و دقیق، حق پرورش را هم متعهدانه ادا می کردند. از همان سال ها دریافتم که این معلمان گرامی، ریشه در روستایی به نام «وناش» در منطقه الموت از توابع استان قزوین دارند و از سال 1342 خورشیدی، نخستین گروه از آنها به شهر نظرآباد در غرب استان البرز مهاجرت کرده اند. اکنون دویست خانوار وناشی در این شهر زندگی می کنند و با گذشت نیم قرن همنشینی با البرزیان، همیشه همسایگان، دوستان و خویشاوندان خوشنام و قابل احترامی بوده اند. وناشی های الموتیِ البرز همچنان از جایگاه و احترام بالایی برخوردارند چون سهم مثبت و قابل توجهی در توسعه آموزش و پرورش و فعالیت های فرهنگی، هنری، اجتماعی و اقتصادی این استان دارند.
این علاقه و ارادت همچنان باقی بود که با دیدار به یاد ماندنی از روستای وناش در تابستان 1401 دوچندان شد؛ به قول جناب سنایی، «بدر گردد مَه چو با خورشید گردد مُلتقا». میزبان این سفر خوش، جناب آقای «بهروز رمضانی وناشی» نویسنده کتاب پیش رو است که پس از بازنشستگی از پیشه شریف معلمی، تصمیم گرفت تک نگاری زادگاهش را بنویسد و منتشر کند. پرداخت به «تک نگاری های روستایی» در «مطالعات ایران شناسی»، بسیار مهم و ضروری است چون ریشه های علمی، فرهنگی و اجتماعی غالب ایرانیان را می توان در همین روستاها جست و جو کرد. روستای وناش علاوه بر جاذبه های طبیعی، اهمیت تاریخی هم دارد چون سپاه مهاجم مغولان به فرماندهی هلاکوخان، از طریق این روستا، دژ اصلی فدائیان شیعه اسماعیلی الموت در روستای گازرخان را تصرف کرد. به همین جهت نویسنده کتاب، هوشمندانه از تعبیر «وناش گذرگاه مغولان» بهره برده است.
اشاره به اسناد و روایت های تاریخی، معرفی پوشش گیاهی و جانوری، استفاده از تصاویر دیده نشده، ثبت و انتشار داستان های شنیدنی و آموزنده از سخت کوشی و پایمردی های اهالی، معرفی جاذبه های گردشگری، نام آوران و شهدای گرانقدر و تشریح روند توسعه روستا، از بخش های خواندنی و جذاب این کتاب است. ضمن عرض خدا قوت به نویسنده امین، صادق، نجیب، کوشا و خوش ذوق این کتاب، امیدوارم که الموتیان و البرزیان عزیز به ویژه جوانان از طریق این کتاب، با بخشی از پیوندهای فرهنگی این دو منطقه دیرپا آشنا شوند.
صحبت احباب کمتر از شراب ناب نیست
باده پارینه داریم الفت دیرینه را
چهاردهم امرداد 1401
فایل pdf این کتاب با اجازه نویسنده منتشر شده است
کودتای سوم اسفند 1299 و استان البرز
به روایت حسین عسکری
تهیه کننده: میثم نبی
رادیو البرز
3 اسفند 1401
6 دقیقه
______________________
بشردوست، فروتن و مخالف تکبر باشید
توصیه اخلاقی آیت الله حاج شیخ هادی نجم آبادی فقیه نواندیش، آزادی خواه و قرآن پژوه عقل گرای روزگار قاجار
اثر استاد امیر اصغری
خوشنویس البرزی
این اثر هنری در کتاب «روستازادگان دانشمند» نوشته حسین عسکری درج شده که به تازگی منتشر شده است.
______________________
پیشنهاد ایجاد سروستان شهدای نهضت جنگل در طالقان
علیرضا شاه حسینی مشاور فرماندار طالقان در امور فرهنگی این شهرستان به مناسبت یکصد و چهارمین سالروز شهادت طبیب مجاهد دکتر ابراهیم حشمت طالقانی یار و همقدم میرزا کوچک جنگلی، پیشنهادی را مبنی بر ایجاد یک سروستان به نام شهدای طالقانی نهضت جنگل ارائه کرد. مراحل اولیه ی این طرح با مشورت از کارشناسان منابع طبیعی و همچنین با همکاری دکتر حسین عسکری نویسنده و البرز پژوه در دست مطالعه و بررسی قرار دارد. بیست و یکم اردیبهشت ماه 1402، طالقان شاهد برگزاری گرامیداشت یکصد و چهارمین سالروز شهادت نفر دوم نهضت جنگل خواهد بود.
- به نقل از رسانه فرهنگی گیل دیلم، 16 بهمن 1401
حضور موثر مبارزان البرزی در نهضت جنگل
______________________
استاد دکتر یوسف مجیدزاده در حال بیان ویژگی های باستان شناختی دژ مادی بر فراز تپه مرتفع محوطه باستانی ازبکی
شهرستان نظرآباد
استان البرز
18 آبان 1380
از راست: حسین عسکری، عباس احمدی، بتول کشت پور، ابوالفضل جلالی، مهدی توسلی، رامین ولی محمدی، جمال ترابی کچوسنگی، امیر حسین توسلی، ربابه کشتکار
عکاس: علی عسکری
______________________
مصاحبه هجده ساله
مصاحبه 18 سال پیش حسین عسکری با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) درباره وضعیت میراث فرهنگی شهرستان ساوجبلاغ. در آن زمان (5 دی 1383) شهرستان ساوجبلاغ شامل شهرستان های ساوجبلاغ فعلی، نظرآباد، طالقان و چهارباغ بود. ساوجبلاغ بزرگ از توابع استان تهران به شمار می رفت و استان البرز هم متولد نشده بود.
______________________
مرگ تختی در نزدیکی احمدآباد!
17 دی پنجاه و سومین سالگرد مرگ دردناک جهان پهلوان غلامرضا تختی (1309 - 1346ش) صاحب ده مدال ارزشمند جهانی در رشته کشتی است. او در اواخر عمر با گرایش به جبهه ملی، در صف مخالفان حکومت پهلوی قرار گرفت. از این منظر با آیت الله سید محمود طالقانی فقیه مبارز و نواندیش البرزی در یک سنگر بود.در عکس فوق که مربوط به سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است، آیت الله طالقانی در مسجد هدایت تهران با اهدای قرآن کریم از تلاش های اجتماعی تختی تقدیر کرد. این دو شخصیت که از علاقه مندان به دکتر محمد مصدق به شمار می روند، پس از درگذشت او در 14 اسفند 1345، بر مزار او در روستای احمدآباد از توابع شهرستان نظرآباد در استان البرز حاضر شدند. تختی در چهلم مصدق (بهار 1346) با وجود تهدیدات سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پهلوی (ساواک) به احمدآباد آمد. در حالی که گروهی از کارگران کارخانجات نساجی مقدم با سازماندهی سرهنگ علی اکبر مولوی رییس بی رحم و مخوف ساواک تهران به آرامگاه مصدق آورده شده بودند تا ضد مصدق و به نفع محمد رضا شاه پهلوی شعار دهند. در کارنامه سرهنگ مولوی که بعدها به درجه سرتیپی رسید، تصدی ریاست ساواک تهران، دستگیری دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه کابینه مصدق، سخت گیری به دکتر مصدق در روستای احمدآباد، مشارکت در حمله به مدرسه فیضیه قم، کشتار مردم در واقعه 15 خرداد 1442، دستگیری شبانه امام خمینی در شهر قم و جاسوسی از بیوت مراجع تقلید شیعه دیده می شود. او در 5 اردیبهشت 1351 بر اثر سانحه سقوط هلی کوپتر کشته شد. بین آمدن جهان پهلوان تختی به احمدآباد و مرگش، فاصله چندانی نیست…
______________________
شب نشینی با تاریخ ایران و البرز
امشب 12 دی 1401 بنده و آقای دکتر سید غنی افتخاری (مدرس طالقانی تاریخ)، میهمان «برنامه شب نشینی با تاریخ» در رادیو البرز هستیم. نخستین بخش این برنامه، ساعت 22 امشب پخش می شود و قرار است هر هفته دوشنبه ها تداوم یابد. تهیه کننده این برنامه آقای میثم نبی است متولد سال 1362 در شهر زنجان و اکنون البرزنشین و شاغل در رادیو البرز. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذرانده است. کارشناسی «ادبیات نمایشی» و کارشناسی ارشد «تهیهکنندگی»، تحصیلات دانشگاهی اش است. نوشتن را از سال 1380 با شعر سپس فیلم نامه آغاز کرده و در سال 1382 مصممتر به حوزه داستان وارد شده است. «آلما»، «دوردست» و «روایت عقل سرخ» از کتاب های چاپ شده این نویسنده و برنامه ساز جوان است. برایش آرزومند توفیقات بیشتر هستیم.
_____________________
قدر همت والای محمدحسین شاه بیگ
امروز مقارن با نخستین برف زیبای زمستانی، سه کتاب قیمتی و خواندنی آقای محمدحسین شاه بیگ را دریافت کردم [1]. سه گانه ارزشمندی که در پیوند با گویش دیرپا و فرهنگ و تاریخ کهن اشتهارد است. با پژوهش های آقای شاه بیگ، اشتهارد (اشت + ارد = اشتارد) یعنی «آتشکده» یا «جایگاه مقدس.» تلفنی دقایقی با آقای شاه بیگ درباره این سه کتاب گفت و گو کردم و خواهش کردم که برای «کتاب تاریخ هشتگرد»، درباره «نام شناسه هشتگرد» ابراز نظر کنند. آقای شاه بیگ عزیز - که معلم پژوهنده و متولد سال 1349 خورشیدی است - را با این سه اثر می توان البرزپژوهی روشمند، دقیق، موثر و صاحب نظر دانست. به قول جناب صائب، «عزم صادق رخنه در سد سکندر می کند...»
3 دی 1401
[1]. ساختار دستوری واژگان در گویش اشتهاردی، تهران: انتشارات پژوهشگر برتر، 1396 / توصیف نظام آوایی گویش اشتهاردی، قم: انتشارات نقش، 1400 / فرهنگ جامع ضرب المثل ها و زبانزدهای تاتی اشتهارد، تهران: موسسه آموزشی تالیفی ارشدان، 1401.
- به نقل از کانال البرزپژوهی https://t.me/alborzology
پیوند ورود به این هم اندیشی:
https://www.skyroom.online/ch/shahidbeheshtikaraj/daneshjuee
_______________________
انقلاب اسلامی در منطقه چندار
در این آیین فرهنگی که در مسجد جامع روستای تاریخی آجین دوجین برگزار خواهد شد، بخشی از رویدادهای مربوط به انقلاب اسلامی در بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ را با ارجاع به اسناد شهربانی و سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پهلوی (ساواک) مرور خواهم کرد.
حسین عسکری